الف) گاه ممکن است با افراد بزرگسالی روبهرو شویم که پس از سالها نماز خواندن، در اثر دیدن مفاسد اقتصادی، رانتخواریها و... دلسرد شده و از نماز دست کشیدهاند.
ب) یا با نوجوانان و جوانانی روبهرو شویم که در اثر القائات افراد حاضر در محیطهایی نظیر مدرسه و دانشگاه (که خود را بهروز و فرهیخته میپندارند!) تصمیم به ترک نماز گرفتهاند و بعضا با افتخار میگویند: من دیگر نماز نمیخوانم!
اما رفتار مناسب هنگام مواجهه با این افراد چیست؟
گروه الف:
باید بدانیم چنین فردی روی دنده لج افتاده و گوش به حرف کسی هم نخواهد داد. لذا ابتدا نباید چیزی به او گفت، بلکه باید مدتی بگذرد و آرامآرام به او نزدیک شد و برایش تفهیم نمود که نماز، ربطی به این ستاد و آن بنیاد ندارد و این لجبازیها گرهی را باز نخواهد کرد. همچنین باید به او فهماند ما نماز و دین را از فلان روحانی و این ستاد و آن بنیاد نگرفتهایم که با انحراف آنها هم بخواهیم از دست بدهیم! ما دین را از قرآن و اهلبیت(ع) گرفتهایم که هیچ نقطه سیاهی در دامان این دو وجود ندارد.
گروه ب:
در مواجهه با این افراد (اگرچه فرزند خودمان باشند) نیز نباید دستپاچه شد، بلکه باید با آرامش به آنها فهماند نزدیک ۷ میلیارد نفر از انسانها نماز نمیخوانند و بینمازی همه آنها کمترین خللی در نظام آفرینش ایجاد نکرده است، بنابراین بینمازی یک جوانِ دیگر، رویدادی خارقالعاده و نگرانکننده بهشمار نمیرود.
توجه به این موارد نیز مفید و راهگشاست:
اولا اگر جوان ما با دلایل نامربوط - مثل مفاسد اقتصادی و انحرافات مسئولین و... که برشمردیم - دست از نماز کشیده، ما نیز باید تسهیلاتی که تا کنون برای او قائل بودیم (مثل غذا پختن، پول تو جیبی دادن و امثالهم) را کاهش دهیم و برای این کار هم مثل خود او دلایل نامربوط بتراشیم و برایش بیان کنیم تا متنبه شود. [مثالهای این کار در جلسه بیان گردید]
ثانیا هرگز فراموش نکنیم، خداوند به عبادت هیچکدام از ما، هیچ نیازی ندارد.
👈 برگرفته از سخنرانی شب ۱۹ رمضان توسط جناب استاد مرتضی مخملباف (۱۴۰۳/۱/۱۰)
همچنین بخوانید: نماز، پلی برای بازگشت
مقالات یکشنبه 19 فروردین 1403