امام صادق(ع): ممكن است بگويند: چرا آدمى از لغزش و گناه معصوم آفريده نشد؟ اگر معصوم بود ديگر نيازى نداشت كه با اين امور ناگوار (بلایا و مصیبتها) بيدار شود. در پاسخ گفته مىشود: اگر انسانها چنين بودند، هيچگاه در كارهاى نيكويشان مستحق پاداش و ثواب نبودند [زيرا كارهايشان اختيارى نبوده است].
مقالات شنبه 9 آبان
امام صادق(ع): ممكن است بگويند: چرا آدمى از لغزش و گناه معصوم آفريده نشد؟ اگر معصوم بود ديگر نيازى نداشت كه با اين امور ناگوار (بلایا و مصیبتها) بيدار شود. در پاسخ گفته مىشود: اگر انسانها چنين بودند، هيچگاه در كارهاى نيكويشان مستحق پاداش و ثواب نبودند [زيرا كارهايشان اختيارى نبوده است].
اگر بگويند: وقتى كه سرانجامش نيكو شود و به نهايت درجه نعيم و خوشيها برسد، ديگر چه زيانى دارد كه بر كارهاى خيرش ستايش نشود و مستحق ثواب نگردد؟ در پاسخ گفته مىشود: شما به يك انسانى كه جسم و عقل او سالم است پيشنهاد كنيد كه به پيشگاه صاحب نعمتى برود و بىآنكه اندك سعى و تلاشى كند همه نيازهايش را آماده و حاضر نمايد، آيا به اين راضى مىشود؟ بىشك او اندكى را كه با تلاش و حركت به كف مىآورد بيشتر دوست دارد و خوشحالتر است تا اينكه نامستحقانه و بدون تلاش و كوشش به فوايد فراوان برسد. نعمتهاى آخرت نيز اينگونه است و حكمت و تقدير در آن است كه آنها را با سعى و تلاش به دست آورند و مستحق و شايسته آنها باشند. در اين صورت نعمت آدمى مضاعف است. اگر در برابر سعى و كوشش و مجاهده او در اين دنيا به او پاداش دهند و در اين دنيا نيز [با داشتن اختيار و انتخاب عمل صالح] راه كسب استحقاق و تلاش برايش باز گردد بيشتر خوشحال و متلذذ مىشود.
اگر بگويند: آيا گاه نمىبينيد كه انسانى بدون آنكه تلاش كند و مستحق باشد نعمتى به او مىرسد و او شادمان مىگردد و آرامش مىيابد؟، پس چرا در امر پاداش آخرت اين امر باعث راحتى و خوشحالى انسان نباشد؟ در پاسخ گفته مىشود: اين درى است كه اگر به روى مردم گشوده شود، گويى چون سگ هار مىشوند و به بدترين فسادها و ارتكاب محرمات دست مىزنند. كسى كه خويش را از انجام يك عمل زشت باز مىدارد يا در كار نيكى سختى و ناگوارى را بر خود هموار مىكند، مىداند كه سرانجام پاداش مىبيند و به بهشت مىرود. اگر مردم از حساب و عقاب روز قيامت هراس نداشتند، چه كسى جان و ناموس و مالش در امان بود؟ زيان اين كار پيش از آخرت در همين دنيا گريبان مردم را مىگرفت. نيز در اين صورت عدالت و حكمت هيچ معنى و فايدهاى نداشتند و در اين وقت حكمت و تدبير در كار آفرينش به زير سؤال مىرفت و به آن طعنه مىزدند و همه چيز در غير جاى خود قرار مىگرفت. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۵۴)