پند تاریخ-توحید
ضیافت پادشاه در بیابان بی آب و علف!

پادشاهی علاقه بسیار به مسلک کفر و بی‌خدایی داشت، اما وزیری خداشناس و باایمان داشت که همیشه در این اندیشه بود که پادشاه را با منطق و برهان روشنی هدایت کند.

پند تاریخ توحید


روایات    چهارشنبه 7 تیر 1402

ضیافت پادشاه در بیابان بی آب و علف!

پادشاهی علاقه بسیار به مسلک کفر و بی‌خدایی داشت، اما وزیری خداشناس و باایمان داشت که همیشه در این اندیشه بود که پادشاه را با منطق و برهان روشنی هدایت کند.

در آن زمان چنین رسم بود که وزیر یک بار در سال برای پادشاه در محلی خوش آب و هوا و دارای مناظر زیبا ضیافتی ترتیب می‌داد. وقتی زمان دعوت از پادشاه فرارسید، وزیر به پادشاه گفت: امسال قصد دارم محل میهمانی را در فلان شورستان و بیابان بی آب و علف قرار دهم. پادشاه گفت: آن محل قابل سکونت و زیستن نیست، چگونه تو می‌خواهی در چنین جایی ما را ضیافت نمایی؟! وزیر جواب داد: در آنجا به تازگی عمارت‌های عالی و مناظر حیرت‌انگیز طبیعی و آ‌ب‌های روان شیرین پدید آمده، بدون اینکه کسی عامل و سازنده آن باشد! پادشاه خندید و گفت: مگر دیوانه شده‌ای؟! عقل چگونه قبول می‌کند بنایی بدون بنّا و زراعتی بدون زارع و باغستانی بدون باغبان به وجود آید؟

وزیر از فرصت استفاده کرد و گفت: سبحان‌الله! بنای مختصری بدون سازنده غیرممکن است، آن وقت چگونه عقل می‌پذیرد که این عوالم نامتناهی با هزاران موجود شگفت‌انگیزی که در آن است بدون صانع و خالقی به وجود آمده باشد؟! پادشاه را همین سخن نیکو متنبه کرد و در آن حال اعتراف به خدا نمود و ایمان آورد.


📖 منبع: پند تاریخ، ج۱، ص۷ و ۸ (با تصرف و تلخیص)