اصولا انسان دوست دارد بهرهمندی خود از رفاه و لذت را به حداکثر ممکن برساند و بهواقع در این مسیر نمیتوان حد و انتهایی برای خواستههای او متصور شد! حال این میل سیریناپذیر اگر با نیاز و محرومیتهایی توام شود، منجر به تلاش و تکاپو میگردد؛ اما اگر این اشتهای بیانتها با احساس بینیازی همراه شود، این موجود ماجراجو به امید کشف هیجانی تازه برای زندگی، دست به طغیان و سرکشی میزند.
این حقیقت بارزی است که خداوند نیز با صراحت تمام در آیات ۷ و ۸ سوره علق به آن اشاره نموده است: كَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى؛ حقا كه انسان سركشى مىكند، همينكه خود را بىنياز بپندارد!
از این رو خداوند متعال برای مهار این تمایلات بیانتها، زندگی انسان را با چالشهایی درآمیخته که توضیح آن را در این فراز از فرمایشات امام صادق(ع) به مفضل بن عمر میخوانیم:
«اگر هيچ درد و رنجى به انسان نرسد، چگونه از فساد و فحشا دور ماند؟ در برابر خداى جلوعلا فروتنى ورزد و با مردم مهربان باشد؟ نمىبينى هرگاه كه انسان دچار درد و دشوارى مىگردد خاضع و فروتن مىشود، به سمت خداى جلوعلا مىرود، از او طلب سلامتى مىنمايد و دستش را براى صدقه دادن مىگشايد؟» (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۸۴)