«تکراری شدن» خیلی چیزها باعث میشود در نظر بعضی افراد وجود آن موضوعاتِ تکراری، بدیهی و کمارزش بهنظر برسد. مثلا کمتر به این اندیشیدهایم که چرا تعداد پاهای انسان و سایر موجودات، جفتجفت است و اگر چنین نبود چه پیش میآمد؟! در حالی که اگر به ادعای بعضی، آفرینش هستی بدون سازنده و آفریننده باشد، این اختلالات و امثال آن باید به وفور در مخلوقات دیده شود، اما چنین نیست!
این موضوع نیز یکی دیگر از ظرافتهای آفرینش است که امام صادق(ع) آن را اینطور مورد اشاره قرار میدهند:
«به پاى حيوانات بنگر كه چگونه جفتجفت است تا براى راه رفتن مناسب باشد. اگر پاها فرد مىبود مناسب نبود، زيرا كسى كه راه مىرود هنگامى كه پاهايش را [براى حركت] بر مىدارد، بر پاهاى ديگر تكيه مىكند. موجودى كه [چون انسان] دو پا دارد، در اين وقت يك پا را بر مىدارد و بر پاى ديگر تكيه مىكند. حيوانى كه چهار پا دارد، دو پا را بر مىدارد و بر دو پاى ديگر تكيه مىكند.
ليكن اين برداشتنها و گذاردنها بر عكس است [يعنى يك پا از جانبى و پاى ديگر از جانب ديگر، يكى از پس و يكى از پيش] و چنين نيست كه دو پاى جلو را بردارد و بر دو پاى عقب تكيه كند؛ زيرا در اين حالت بر زمين ثابت نمىمانند، چنانكه اگر دو پايه تخت و كرسى را بردارند بر زمين نخواهند ایستاد. در نتيجه از دستها [كه در جلو است] دست راست و از پاها پاى چپ را بر مىدارد، بار ديگر دست چپ و پاى راست و به همين ترتيب راه مىرود و بر زمين مىماند و در هنگام راه رفتن بر زمين نمىافتد.» (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۹۲)