مردی مادری پیر داشت و همیشه از دست مادرش مینالید و مادرش به دلیل کهولت سن در بینایی و شنوایی و راه رفتن ضعف داشت. مرد که از زندگی کردن با او خسته شده بود به نزد شیخی رفت و به او گفت تا راه چارهای به او نشان دهد.
شیخ به او گفت: او مادر توست و مراقبت از آن وظیفه توست. او تو را بزرگ کرده و از تو مراقبت کرده. الآن وظیفه توست که از او مراقبت کنی. مرد گفت: دهها برابر زحمتی که برای بزرگ کردن من کشیده، برای نگهداری از او کشیدهام و هیچ منتی برای بزرگ کردن من ندارد که هر چه کرده بیشتر از آن برایش کردهام. اکنون دیگر نمیتوانم او را تحمل کنم، مگر برای او پرستاری بگیرم.
شیخ که این حرفها را از او شنید، به او گفت: تفاوتی مهم بین مراقبت کردن تو و مراقبت کردن مادرت است و آن این است که مادرت تو را برای ادامه زندگی بزرگ و مراقبت کرد و تو از او مراقبت میکنی به امید روزی که بمیرد! پس تا عمر داری هر کاری برایش کنی نمیتوانی زحمات او را جبران کنی...
📖 منبع: پایگاه اطلاعرسانی حوزه