امام صادق(ع): اى مفضّل! در اندازه شب و روز و اينكه به مصلحت مردم چنين تدبير شده نيك بينديش. [غالبا] ساعات شب و يا روز به بيش از پانزده ساعت نمىرسد.
بهراستى اگر طول روز صد يا دويست ساعت بود چه مىشد؟ آيا در اين صورت، تمام جانداران از انسان تا گياه و حيوان نابود و بىجان نمىگشتند؟ اينكه حيوان و انسان نابود مىگشتند بهخاطر آن است كه در طول اين مدت نه حيوان از چريدن و حركت دست بر مىداشت و نه آدمى از كار و كوشش كناره مىگرفت و اين كار به هلاكتشان ختم مىگشت. و اينكه گياه و رويندگان خشك مىشدند، بهخاطر آن است كه نور مستمر و مداوم خورشيد و حرارت يك سره آن آنها را خشك و نابود مىكرد و مىسوزانيد.
شب نيز چنين است: اگر يكسره ادامه داشت و يا از اين زمان مىگذشت حيوانات از حركت و تلاش و طلب معاش و روزى باز مىماندند تا از گرسنگى بميرند. گياهان نيز حرارت طبيعى خود را از دست مىدادند و فاسد و گنديده مىشدند. و تو برخى از گياهان را ديدهاى كه به دور از خورشيدند و چنين نابود مىشوند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۶)