معنای واژههای ابلیس، جن، ملک و شیطان / چرا و از چه زمان به ابلیس، ابلیس گفته شد؟ / آیا جن و ملک قابل رؤیتاند؟ / ابلیس، رئیس شیاطین / جنیان یا مسلمان شیعهاند یا کافر / آفرینش جن از آتش / آتش جهنم چگونه میتواند جن را بسوزاند؟! / وظیفه پیامرسانی ملائکه / بعضی ویژگیهای ملائکه / چهار ملک برتر / جن و انس، تنها مخلوقات مکلف خداوند / چرا ملائکه مکلف نیستند؟ / اشتراکات و تمایزات ملائکه با جنیان
ابتدا باید چهار واژه را مورد بررسی قرار دهیم: ابلیس، جن (چون ابلیس از جنیان است)، مَلَک (چون مدتی با آنها بوده است) و شیطان.
1- ابلیس: در کتاب قاموس قرآن (سید علیاکبر قرشی)، ابلیس از لغت بلس به معنی یأس است و آیه ۱۲ روم این واژه آمده است. «وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُونَ» روزى كه قيامت بر پا شود گناهكاران مأيوس شوند.
در مفردات راغب، إِبْلَاس: اندوهى است كه از شدّت سختى ناشى شود. بايد دانست تحيّر و يأس و اندوه از هم جدا نيستند و اگر معناى اصلى را يأس يا اندوه بگيريم مانعى نخواهد داشت.
در قرآن کریم، موجودى است زنده، با شعور، مكلّف، نامرئى، فريبكار و ... كه از امر خداوند سر پيچيد و بآدم سجده نكرد، در نتيجه رانده شد و مستحق عذاب و لعن گرديد. ابلیس در قرآن کریم اکثراً با نام شیطان آمده، فقط در ۱۱ مورد ابلیس به کار رفته است.
در تفسیر مجمع البیان میگویند نام اصلیش ی گفتهاند عربی و بعضی گفتهاند عربی نیست و آن نام اصلیاش که اول خلق شده است به عنوان یک جن نامش عزازیل بوده است. در کتاب صافى از حضرت امام رضا عليه السّلام نقل شده: نام او حارث بوده. ابليس ناميده شد زيرا كه از رحمت خدا مأيوس گرديد.
2- جن: که قبلا در بحث جن مفصل درباره آن گفته شد لذا به همین بسنده میکنیم که جن موجود نامرئی و دیده نشدنی است و فقط در صورتی دیده میشود که دو شرط داشته باشد. 1- خداوند به اینها اجازه دهد یعنی اذن الهی داشته باشند. 2- در یک قالبی (قالب مثالی) ممثل شوند که قابل دیدن شود.
3- شیطان: در کتاب قاموس قرآن، شیطان در لغت به معنای دور شده، متمرد، یعنی کسی که به واسطه تمرد (سرپیچی کردن) از دستور یا دستوراتی دور شده است. کلمه شیطان که مفرد است ۷۰ بار و جمع آن، شیاطین، ۱۸ بار در قرآن کریم به کار رفته است. سه تن از علمای علم لغت، طَبرَسی(شیعه)، راغب(سنی) و ابن اثیر(سنی)، شیطان را از شَطَنَ به معنای دور شدن میدانند (دور شده از خیرات).
صاحب کتاب قاموس: شیطان وصف (صفت) است. هر روح شریر (شرور) و به مناسبت دوری از خیر و رحمت خداوند به او وصف شیطان اطلاق شده است. (پس هر انسان شرور و خبیثی که از رحمت خدا دور شده را هم میتوان به آن صفت شیطان داد).
سوال- آیا شیطان همان ابلیس است؟ چون شیطان از طایفه جن است و ابلیس هم از طایفه جنیان است، پس باید گفت ابلیس از شیاطین است و باید توجه کرد که هر شیطانی ابلیس نیست. شیاطین فرزندان ابلیس هستند و از کافرانند.
حسب آیات قرآن کریم در سوره مبارکه جن، جنیان دو گروه هستند: 1- مسلمان شیعه (سنی ندارند) و 2- کافر. جنیانی که مسلمان هستند جزء شیاطین نیستند بلکه مخالف آنها بوده و دائماً هم با جنیان کافر در حال مبارزه هستند.
سوال- شیطان و ابلیس از چه چیزی خلق شدهاند؟ قرآن کریم میفرماید از آتش خلق شدهاند و با توجه به اینکه ظاهر قرآن کریم اینگونه بیان فرموده است لذا ما نباید از ظاهر قرآن عدول کنیم وآن را به چیز دیگری نسبت دهیم. سوره مبارکه الرحمن آیه ۱۵: وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ؛ میفرماید که جن را از شعلههای زبانه کشیده آتش خلق کردیم.
توجه: گفته میشود که جنیان هم وارد همان جهنمی میشوند که انسانها وارد میشوند یعنی یک دوزخ داریم. لذا آتش جهنم در برزخ و قیامت به شکلی است که هر دو را میسوزاند و از جنس آتش دنیایی نیست. اگرچه از آن هم باشد باز به دستور خداوند، جن که از آتش است را نیز خواهد سوزاند.
در سوره مبارکه اعراف آیه ۱۲ شیطان در جواب پروردگار که چرا سجده نمیکند میگوید من از آتش خلق شدهام و انسان از خاک و آتش بر خاک غلبه دارد پس چگونه بر آن سجده کنم. پس ابلیس و شیاطین و اجنه از آتش خلق شدهاند.
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ / فرمود: «چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى؟» گفت: «من از او بهترم. مرا از آتشى آفريدى و او را از گِل آفريدى.»
4- ملائکه: مفرد آن «مَلَک» به معنای فرشته است. اصل «مَلَک»، «مَألَک» بوده از الوک، به معنای رسالت، رسول، پیام رسان میباشد که به مرور در ادبیات شده «مَلأک» که به واسطه کثرت استعمال تبدیل به «مَلَک» شده است و جمع آن ملائکه است. هم به صورت مفرد، هم به صورت تثنیه و به صورت جمع حدوداً در قرآن کریم ۸۰ بار آمده است. ملائکهای که خداوند خلق کرده هر کدام ماموریتی دارند و عمدتاً پیام رسانی را انجام میدهند.
از مواردی که در قرآن بکار رفته است:
سوره مبارکه فاطر آیه ۱: الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۚ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ / ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، که فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سهگانه و چهارگانه، او هر چه بخواهد در آفرینش میافزاید، و او بر هر چیزی تواناست!
سوره مبارکه حج آیه ۷۵: اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ / خداوند از فرشتگان رسولانی برمیگزیند، و همچنین از مردم؛ خداوند شنوا و بیناست!
سوال- ملائکه از چه چیز خلق شدهاند؟ قرآن در این باره مطلبی بیان نکرده است اما از مجموع بعضی از روایات این گونه به دست میآید که ملائکه از جنس بسیار بسیار لطیفی خلق شدهاند که ممکن است آن از نور یا از چیزی شبیه اینها باشد که اطلاعی از آن نداریم.
ویژگیهای ملائکه: ویژگیهای زیادی دارند که بعضی را ذکر میکنیم:
1- دیده نمیشوند مگر اینکه مانند جنیان، به اذن الله مُمَثّل شوند. پس اگر کسی گفت ملکی را میبیند دروغ میگوید. چراکه حواس پنجگانه انسان محدود بوده و برای لمس کردن، چشیدن، شنیدن، دیدن و غیره محدودیتهایی دارند. مثلاً گوش ما همه اصواتی که در فضا وجود دارد را نمیشنود بلکه در محدوده خاصی که توانایی آن را دارد قادر به شنیدن است. چشم و حواس دیگر نیز همینطور است. لذا ملائکه، اجنه و شیاطین را نمیبینیم. مثلاً در کربلا که زیارت میکنیم، چهار هزار ملک قبر حضرت را طواف میکنند ولی ما هیچ کدام را نمیبینیم.
2- هیچ چیز مانع و رادِع آنها نیست. برخلاف انسان که مثلاً دیوار مانع اوست و نمیتواند از آن عبور کند.
3- دارای تکلم هستند.
4- تعداد ملائکه مشخص نیست و آنقدر زیاد هستند که در عدد ریاضی نمیگنجد و فقط خداوند میداند و هر کس که دانش آن را خداوند به او داده باشد.
۵- هر یک ماموریتی دارد که از قبل مشخص است.
6- دارای نصبها و مقامهای مختلفی در پیشگاه الهی هستند و بعضی بر بعضی دیگر در پیشگاه خداوند برتریهای مادی (از نظر هیبت) و معنوی هستند.
7- آنها نامهای مختلفی دارند. برترین آنها چهار ملک عظیم الشأن هستند که 1- جبرئیل یا جبرائیل جبریل که مقامش از همه بالاتر است. 2- میکائیل. 3- عزرائیل. 4- اسرافیل که یکی از ماموریتهایش دمیدن در نفخ صور است.
8- مکلف نیستند. فقط دو گروه از موجودات را قرآن کریم مکلف میداند انسان و جن. سوره مبارکه ذاریات آیه 56: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ / و جن و انس را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدیم. جن و انس چون مکلف هستند باید عبادت کنند چرا که دارای عقل بوده و شهوت و غضب دارند ولی ملائکه عقل محض هستند یعنی عقل خاصی که در آن شهوت و غضب نیست و فقط یک کار را انجام میدهند و آن انجام دستورات پروردگار متعال است.
سوال- آیا جنیان با ملائکه وجوه مشترکی دارند؟ باید گفت بله. برای مثال، 1- دیده نشدن. 2- مانع و رادع نداشتن. 3- شنیده نشدن صداهایشان مگر در قالب مثالی و به اذن الهی. 4- داشتن قدرتهای فوق العاده و از تفاوتهایشان از جمله اینکه 1- ملائکه فرزند ندارند ولی جنیان تولید مثل میکنند. 2- ملائکه ازدواج ندارند ولی جنیان با یکدیگر ازدواج میکنند. 3- ملائکه مکلف نیستند ولی جنیان مکلف هستند. 4- ملائکه عقل محض هستند ولی جنیان دارای صاحب عقل بوده و شهوت و غضب دارند. 5- ملائکه معصیت پروردگار را انجام نمیدهند ولی جنیان میتوانند معصیت کنند. 6- ملائکه همگی مسلمان و شیعه هستند ولی جنیان شیعه یا کافر هستند.