نیمه شعبان

جلسه 3: ماموریت‌های ملائکه از دیدگاه قرآن

  • مروری بر مطالب این جلسه:

    ماموریت‌های ملائکه از دیدگاه قرآن کریم / میراندن بندگان توسط ملائکه / چرا خداوند متعال با وجود قدرت بر انجام تمام امور، وظایفی چون میراندن بندگان، حمل عرش و... را به دوش ملائکه سپرده است؟! / آیا جان همه بندگان توسط عزرائیل(ع) گرفته می‌شود؟ / خداوند مسبب‌الاسباب است / آیا انتقال وحی تنها به عهده جبرائیل(ع) است؟ / نوشتن اعمال بندگان / محافظت ملائکه از انسان‌ها / شفاعت و طلب آمرزش ملائکه برای بندگان / آیا توسل به ملائکه اشتباه است؟ / آیا ملائکه مرتکب معصیت یا ترک‌اولی می‌شوند؟ / ابلیس از ملائکه است یا از جنیان؟ / رفت‌وآمد و دوستی ابلیس با ملائکه، هزاران سال قبل از خلقت حضرت آدم(ع)! / خداوند قصاص قبل از جنایت نمی‌کند / ابلیس از اول ابلیس نبود... / مراقب ابلیس درونمان باشیم!


    اجنه و شیاطین از جانب خداوند هیچ ماموریتی ندارند ولی ملائکه ماموریت‌هایی دارند که در دعای سوم صحیفه سجادیه در جلسه قبل بیان شد. 

    در قرآن کریم بعضی از ماموریت‌های ملائکه بیان شده است که ما برخی را ذکر می‌کنیم.

    1- از دیدگاه قرآن کریم ماموریت اول ملائکه، می‌راندن (قبض روح) مردمان است.

    آیه ۱۱ سوره مبارکه سجده: قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ / بگو: فرشته مرگ که بر شما گماشته شده است [روح] شما را می گیرد، سپس به سوی پروردگارتان باز گردانده می شوید.

    به این ملائکه اصطلاحا «ملک الموت» گویند که زیر نظر حضرت عزرائیل -علیه السلام- هستند. ملک الموتی که موکل شما هست یعنی منتظر سر رسید عجل نهایی است، در همان لحظه جان را قبض می‌کند. سپس به سوی پروردگار خود مراجعت می‌کنید.

    آیه ۶۱ سوره مبارکه انعام: وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ ۖ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ / و اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و همواره نگهبانانی [از فرشتگان] برای [حفاظتِ] شما [از حوادث و بلاها] می فرستد تا هنگامی که یکی از شما را مرگ در رسد [در این وقت] فرستادگان ما جانش را می گیرند؛ و آنان [در مأموریت خود] کوتاهی نمی کنند.

    همه این‌ها زیر نظر خداوند هستند. در دعای جوشن کبیر یکی از صفات پروردگار مسبب الاسباب است و اراده کرده است که کارها بواسطه سبب‌هایی انجام شود. پروردگار قادر مطلق است و هر کاری بخواهد انجام می‌دهد و کسی جلودار او نیست. مثلاً در صحرای کربلا اگر بنای پروردگار بر این بود که حضرت را یاری کند قطعاً این کار را می‌کرد ولی گاهی خداوند برنامه‌ای در نظر می‌‌گیرد و باید محقق شود و خود آن را می‌داند. بنابراین خداوند به عنوان مسبب الاسباب، اراده کرده که ملائکه واسطه فیض باشند و کارهایی توسط آنها انجام شود. لذا در آیه ۴۲ سوره مبارکه زمر، خداوند متعال گرفتن روح (جان) را به خود نسبت داده است و می‌فرماید:

    اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا ۖ فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ / و خداست که روح [مردم] را هنگام مرگشان به طور کامل می گیرد، و روحی را که [صاحبش] نمرده است نیز به هنگام خوابش [می گیرد]، پس روح کسی که مرگ را بر او حکم کرده نگه می دارد، [و به بدن باز نمی گرداند] و دیگر روح را تا سرآمدی معین باز می فرستد؛ مسلماً در این [واقعیت] برای مردمی که می اندیشند، نشانه هایی [بر قدرت خدا] ست.

    خداوند امور عالم را رها نکرده و توسط ملائکه و هر جوری که بخواهد امور را اداره می‌کند.

    2- ماموریت دوم ملائکه از دیدگاه قرآن کریم، آوردن وحی است.

    آوردن وحی از جانب خداوند متعال به سمت پیامبران و برخی از معصومین -علیهم السلام- توسط حضرت جبرئیل -علیه السلام- که ماموریت کلی او آوردن وحی است انجام می‌شود. قرآن می‌فرماید ما کسانی از ملائکه را نیز زیر نظر جبرئیل (ع) قرار می‌دهیم که آنها هم پیام آور هستند و در این کار جبرئیل (ع) را یاری می‌کنند.

    آیات 192 و 193 سوره مبارکه شعراء: وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ / و بی تردید این قرآن، نازل شده پروردگار جهانیان است * که روح الامین (جبرئیل) آن را نازل کرده است.

    یا درآیه 42 سوره مبارکه آل عمران، وحی را به گروهی از فرشتگان نسبت می‌دهد: وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ / و [یاد کنید] هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! قطعاً خدا تو را برگزیده و پاک ساخته، و بر زنان جهانیان برتری داده است.

    و یا در آیه 45 سوره مبارکه آل عمران نیز جبرئیل (ع) نمی‌آید بلکه گروهی از ملائکه می‌آیند و به حضرت مریم (ع) بشارت می‌دهند: إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ / [یاد کنید] زمانی که فرشتگان گفتند: ای مریم! یقیناً خدا تو را به کلمه ای از سوی خود که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می دهد که در دنیا و آخرت دارای مقبولیّت و آبرومندی و از مقربّان است.

    3- ماموریت سوم ملائکه نوشتن اعمال انسان‌ها است.

    برای مثال آیات ۱۰ الی 12 سوره مبارکه انفطار: وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ * كِرَامًا كَاتِبِينَ * يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ / و بی‌شک نگاهبانانی بر شما گمارده شده * والا مقام و نویسنده (اعمال نیک و بد شما) * که می‌دانند شما چه می‌کنید. 

    این‌ها نویسندگان اعمال ما هستند. نحوه نوشتن و اینکه در چه می‌نویسند خود بحثی دارد. ملائکه بزرگواری هستند بسیار مودب و منظم و هر انسانی دو ملک فقط برای نوشتن اعمال دارد. می‌دانند آنچه را که انسان انجام می‌دهد. البته فقط کلیات را می‌دانند و غیر از خداوند کسی به جزئیات اعمال بندگان آگاه نیست.

    4- ماموریت چهارم، حافظان انسان‌ها هستند. 

    آیه ۶۱ سوره مبارکه انعام: وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ ۖ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ / و اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و همواره نگهبانانی [از فرشتگان] برای [حفاظتِ] شما [از حوادث و بلاها] می فرستد تا هنگامی که یکی از شما را مرگ در رسد [در این وقت] فرستادگان ما جانش را می گیرند؛ و آنان [در مأموریت خود] کوتاهی نمی کنند.

    این ملائکه کارشان این است که اگر می‌خواهد برای بنده‌ای مشکلی پیش بیاید بنابر مصلحت خداوند متعال آن را رفع می‌کنند. مثل آنجا که می‌گویی نزدیک بود تصادف کنم و از اینگونه موارد. اینجا آن ملائکه هستند که تو را حفظ می‌کنند. 

    آیه 11 سوره مبارکه رعد: لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ / برای انسان از پیش رو و پشت سر، مأمورانی است که همواره او را به فرمان خدا [از آسیب ها و گزندها] حفظ می کنند. یقیناً خدا سرنوشت هیچ ملتی را [به سوی بلا، نکبت، شکست و شقاوت] تغییر نمی دهد تا آنکه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتار شایسته و پسندیده] در وجودشان قرار دارد به زشتی ها و گناه تغییر دهند. و هنگامی که خدا نسبت به ملتی آسیب و گزند بخواهد [به دلیل و مصلحتی، برای آن آسیب و گزند] هیچ راه بازگشتی نیست؛ زیرا برای آنان جز خدا هیچ یاوری نخواهد بود.

    یعنی این نگهبانان هستند ولی گاهی انسان خودش کاری می‌کند که حادثه بر او رخ می‌دهد. صدقه نمی‌دهد و حواس پرتی هم می‌کند تا اتفاقی برایش می‌افتد.

    تفسیر العیاشی ذیل آیه ۱۱ سوره مبارکه رعد از امام صادق -علیه السلام- حدیثی روایت می‌کند: مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ مَعَهُ مَلَکَانِ یَحْفَظَانِهِ فَإِذَا جَاءَ الْأَمْرُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَلَّیَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَمْرِ اللَّهِ / هربنده‌ای را دو فرشته نگهبانی می‌کنند و همین که فرمان (تقدیر) از جانب خدا بیاید، نگهبانان، بنده‌ی خدا را به امر و مشیّت او می‌سپارند و وا می‌گذارند. (او را حفظ می‌کنند تا وقتی که مثلا ملک الموت می‌آید. دیگر او را رها می‌کنند)

    5- حاملان عرش خداوند هستند. 

    در مورد عرش می‌توانید به کتاب «آیة الکرسی» نوشته آیت الله فلسفی (ره) مراجعه نمایید. اینکه عرش خداوند چه هست را کسی نمی‌داند!

    آیه ۱۷ سوره مبارکه حاقه: وَالْمَلَكُ عَلَىٰ أَرْجَائِهَا ۚ وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَةٌ / فرشتگان در اطراف آسمان قرارمی‌گیرند (و برای انجام مأموریتها آماده می‌شوند)؛ و آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه آنها حمل می‌کنند!

    همه آسمان‌ها و زمین در مقابل عرش مثل نگین انگشتری در برابر کره زمین می‌ماند!

    6- ششمین ماموریت ملائکه، نزول آنها در شب قدر است.

    آیه 4 سوره مبارکه قدر: تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ / فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر و تنظیم] هر کاری نازل می شوند.

    اینجا از برادران اهل سنت می‌توان سوال کرد آیا این‌ها فقط در زمان پیامبر(ص) نازل می‌شدند و دیگر نازل نمی‌شوند، در حالی که شب قدر تا روز قیامت همچنان هست؟! این‌ها بر چه کسی نازل می‌شوند؟

    اعتقاد ما بر آن است که در آن شب اعمالی که بندگان در لوح محو و اثبات دارند توسط آن ملائکه بر امام دوازدهم (ع) عرضه می‌شود و بعد از تایید آن حضرت، به عرش برمی‌گردند.

    7- ماموریت هفتم آنها شفاعت کردن است.

    یعنی فقط انبیاء و امامان شفاعت نمی‌کنند بلکه ملائکه نیز شفاعت می‌کنند. اینکه بعضی از وهابی‌ها یا بعضی از اهل سنت می‌گویند ائمه (ع) نمی‌توانند شفاعت کنند، چطور ملائکه می‌توانند شفاعت کنند ولی آنها نمی‌توانند؟ ائمه (ع) که مقامشان از ملائکه بالاتر است! 

    ملائکه در مجالس مومنین و مومنات حاضر شده و دعایشان را آمین می‌گویند و از خداوند می‌خواهند که از سر تقصیرات آنان درگذرد.

    آیات 7 الی 9 سوره مبارکه غافر: الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ * رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ * وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ ۚ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ / فرشتگانی که عرش را حمل می کنند و آنان که پیرامون آن هستند، همراه سپاس و ستایش، پروردگارشان را تسبیح می گویند و به او ایمان دارند و برای اهل ایمان آمرزش می طلبند، [و می گویند:] پروردگارا! از روی رحمت و دانش همه چیز را فرا گرفته ای، پس آنان را که توبه کرده اند و راه تو را پیروی نموده اند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگه دار * پروردگارا! و آنان را در بهشت های جاودانی که به آنان و به شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان وعده داده ای در آور؛ یقیناً تو توانای شکست ناپذیر و حکیمی؛ * و آنان را از عقوبت ها نگه دار، و هر که را در آن روز از عقوبت ها نگه داری بی تردید او را مورد رحمت قرار داده ای؛ و این همان کامیابی بزرگ است.

    آیات 26 الی 28 سوره مبارکه انبیاء: وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَٰنُ وَلَدًا ۗ سُبْحَانَهُ ۚ بَلْ عِبَادٌ مُكْرَمُونَ * لَا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ * يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ / و [مشرکان] گفتند: [خدایِ] رحمان فرشتگان را فرزند خود گرفته است. منزّه است او، [فرشتگان، فرزند خدا نیستند] بلکه بندگانی گرامی و ارجمندند * در گفتار بر او پیشی نمی گیرند، و آنان فقط به فرمان او عمل می کنند * خدا همه گذشته آنان و آینده شان را می داند، و جز برای کسی که خدا بپسندد شفاعت نمی کنند، و آنان از ترس [عظمت و جلال] او هراسان و بیمناکند

    خداوند خود می‌تواند همه این کارها را انجام دهد اما اراده‌اش بر این تعلق گرفته است که کارها با سبب به وسیله مسبب انجام شود. خداوند خواسته که ما از دیگران هم بخواهیم، از ملائکه هم بخواهیم. حسب آیات و روایات، انبیاء، امامان و ملائکه را سبب فیض قرار داده است. خداوند خود می‌تواند مستقیماً بنده را بیامرزد اما اراده‌اش بر این تعلق گرفته است که از پیامبر هم طلب آمرزش بخواهیم. 

    آیه ۶۴ سوره مبارکه نساء: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا / ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای این که به فرمان خدا، از وی اطاعت شود. و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می‌کردند (و فرمانهای خدا را زیر پا می‌گذاردند)، به نزد تو می‌آمدند؛ و از خدا طلب آمرزش می‌کردند؛ و پیامبر هم برای آنها استغفار می‌کرد؛ خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند..

    پس توسل پیداکردن به ملائکه مشکلی ندارد. مطلب بعدی اینکه هیچ یک از ملائکه خداوند وارد جهنم نخواهند شد و معذب به عذاب نمی‌شوند. احتمال ترک اولی در ملائکه هست یعنی ممکن است کار خوب‌تر را رها کرده و کار خوب را انجام دهند که خیلی کم است. اختیار در گناه کردن دارند ولی نمی‌کنند. لذا راجع به فطرس ملک (اگر روایتش درست باشد) می‌خوانیم که گناه نکرده است بلکه مرتکب ترک اولی شده که بعداً بخشیده شده است. 

    ملائکه نیز هرگاه خداوند متعال اراده فرماید می‌میرند. در قرآن کریم هم دارد که زمانی که خداوند متعال اراده می‌کند عالم دنیا نباشد، بعد از آن اراده می‌کند که حتی ارواح و ملائکه هم بمیرند که ما اینجا به صورت کلی بیان می‌کنیم که ملائکه هم مرگ دارند اما تاکنون قبل از برپایی قیامت، مرگ ملکی ثابت نشده است.

    حال به سوالی که اول مطرح کرده بودیم برمی‌گردیم که ابلیس در بین ملائکه چه می‌کرده و چرا وقتی خداوند ملائکه را خطاب می‌فرماید که بر آدم (ع) سجده کنید و وقتی ابلیس سجده نکرد، نگفت که من که ملک نیستم و از اجنه هستم و خداوند تو به من خطاب نکرده‌ای! یعنی قبول می‌کند که مشمول این فرمان بوده است. این چگونه قابل حل است؟

    باید گفت قبل از اینکه حضرت عیسی -علیه السلام- به پیامبری مبعوث شود، راه آسمان‌ها باز بود و اجنه می‌توانستند بالا بروند و در آسمانها نفوذ کنند. بعد از آن محدودیتی برای اجنه ایجاد شد و تا جایی می‌توانستند بالا بروند و یک سری اخبار را می‌دانستند تا رسید به میلاد پیامبر خاتم (ص) که در این هنگام آن راهی که مانده بود هم بسته شد.  ظاهر امر این است که تا آسمان اول می‌توانستند بالا بروند. لذا ابلیس در قبل از خلقت آدم (ع) با ملائکه رفت و آمد داشته و حسب برخی روایات درس توحید می‌خوانده و نیز درس توحید می‌داده است و آنقدر با ملائکه رفت و آمد داشته که با آنها اخت شده بود که هم خود و هم ملائکه او را از خود می‌دانستند و فقط خداوند بود که می‌دانست ابلیس چه خواهد کرد و او کافر بوده است. طبق آیه 34 سوره مبارکه بقره، می‌فرماید «كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ / از کافران بود»:

    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ / و به فرشتگان گفتيم: آدم را سجده كنيد. همه سجده كردند جز ابليس، كه سرباز زد و برترى جست. و او از كافران بود.

    در اینجا سوالی مطرح می‌شود اینکه با این وجود چرا خداوند که می‌دانسته او کافر است او را همان اول اخراج نکرد؟ باید گفت که خداوند هیچگاه کسی را قصاص قبل از جنایت نمی‌کند. ائمه (ع) نیز همینطور بودند. مثلاً حضرت امیرالمومنین -علیه السلام- می‌دانست که ابن ملجم ملعون قاتل اوست. حتی در روایت هست که آن ملعون به حضرت گفت اگر می‌دانی من قاتل تو هستم پس مرا بکش، که حضرت فرموند من قصاص قبل از جنایت نمی‌کنم. 

    نکته اخلاقی که در اینجا هست این است که باید بدانیم هر کسی را بر مبنای کاری که الان انجام می‌دهد نمره بدهیم. هیچ‌کس از روز اول ابلیس نیست بلکه بعداً ابلیس می‌شود. طرف تا پول و قدرت ندیده است خوب است اما وقتی دید، دیگر فرق می‌کند و در روایات داریم که قدرت و پول انسان‌ها را فاسد می‌کند. 

    مورد بعدی اینکه شیطان بعد از اینکه از درگاه پروردگار رانده شد، با توجه به آیه 82 سوره مبارکه ص: «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ / گفت: به عزت تو سوگند كه همگان را گمراه كنم»، می‌گوید به عزت تو سوگند! یعنی عزت و عظمت خداوند را می‌شناخته و با آن وجود سرپیچی می‌کند. از این می‌فهمیم که انسان اگر قاری قرآن شد، استاد شد، اینها هیچ کدام نجات دهنده ما نیست. بلکه عمل ما است که اگر مطابق با دستورات خداوند بود نجات بخش است.

    شنبه 11 بهمن 1404