مؤذنی بدصدا در شهری زندگی میکرد. او هر روز با صدای بد و ناهنجاری اذان میگفت. یک وقت دید: یک یهودی برایش هدیهای آورده و گفت: این هدیه ناچیز را قبول میکنی؟
- برای چه؟
- تو خدمت بزرگی به من کردهای.
- چه خدمتی؟ من که خدمتی به شما نکردهام.
- من دختری دارم که مدتی بود تمایل به اسلام داشت. از وقتی که شما اذان میگویید، و اللهاکبر را از تو میشنود، دیگر از اسلام بیزار شده! حالا این هدیه را آوردهام، برای اینکه تو خدمتی به من کردی و نگذاشتی این دختر مسلمان بشود...
در خصوص مؤذن توصیه شده «صیت» یعنی خوشصدا باشد، زیرا طبع آدمی اینطور است که وقتی اذان را از یک خوشصدا میشنود، جملات آن جور دیگری بر قلبش اثر میگذارد. همچنین که خواندن قرآن، تبلیغ کردن و... اگر با لحن خوش باشد، زودتر بر شنونده اثر میگذارد.
📖 منبع: حکایتها و هدایتها در آثار شهید مطهری، ص۱۷۸ (با اندکی تصرف)
روایات چهارشنبه 22 بهمن