مفضّل گويد (به امام صادق(ع)) عرض كردم: آقاى من! در باره زندگى چهارپايان نكاتى فرموديد كه هر كه اهل و سزاوار است درس عبرت مىگيرد. حال در باره مورچه ريز و درشت و پرنده بفرماييد. حضرت فرمود: در صورت كوچك مورچه بنگر آيا در آنچه كه به مصلحت اوست و به آن نيازمند است، كمبودى مشاهده مىكنى؟ جز حكمت آفرينشگر در ريز و درشت آفرينش، اين حكمت و تقدير حساب شده در آفرينش اين حيوان ريز از كجا سرچشمه مىگيرد؟
در زندگى مور و همكارى انبوه آنها در گردآورى روزى و آماده كردن آن نيك بنگر. بنگر هنگامى كه دستهاى از آنها دانهها را به محل مرتفعى مىبرند و ذخيره مىسازند، انسان به ياد تلاش مردم در انتقال غذا به خانه مىافتد. بلكه مور در اين كار بيش از انسان كمر همت مىبندد و جد و تلاش دارد. نمىبينى همانند انسانها نيز در حمل و انتقال دانه و غذا به لانه، يكديگر را يارى مىدهند؟
آنها دانه را به دو نيم مىكنند تا دانه در لانه سبز نشود و كارشان را خراب نكند. اگر آبى به دانهها رسيد، آنها را بيرون مىآورند و خشك مىگردانند. نيز موران جز در جاهاى بالا و بلند مسكن و لانه نمىگزينند تا مبادا آب در آن ريزد و غرقشان سازد. اينها همه نه از سر انديشه و عقل و شعور، كه از غريزه و سرشتى است كه خداى جل و علا به خاطر مصلحت در آنها نهفته است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۰۳)
مقالات یکشنبه 26 مرداد