در جنگ موته عدهای مجروح بر زمین افتاده بودند. مجروح چون از بدنش خون میرود، تشنگی بر او غالب میشود و خیلی احتیاج به آب پیدا میکند. از این رو مردی ظرف آبی برداشته و آن را در میان مجروحان مسلمان تقسیم میکرد.
به یکی از مجروحین رسید و دید تشنه است. آمد تا آب به او بدهد، اما آن مجروح اشاره کرد به مجروح دیگری که او از من تشنهتر است. زود رفت سراغ او. او نیز شخص دیگری را سراغ داد و گفت: برو سراغ او که از من مستحقتر است. رفت سراغ سومی و دید جان سپرده است! برگشت سراغ دومی و دید او نیز جان داده است و هنگامی که سراغ اولی آمد، دید او هم به لقای خدا پیوسته است...
📖 منبع: حکایتها و هدایتها در آثار شهید مطهری، ص۹۶