امام صادق(ع): اى مفضّل! در اينكه به خاطر مصلحت عالم، آسمان گاه صاف و گاه بارانى است نيك انديشه كن. اگر يكى از اين دو در هوا ماندگار مىشد، بىشك زيانبار بود. نمىبينى وقتى كه يكسره باران مىآيد، گياهان و سبزيها مىگندند؟ جسم حيوانات سست و بىحاصل مىشود؟ هوا در سردى مىافتد؟ بيماريها پيدا و پراكنده مىشوند؟ و راهها و گذرگاهها نارسا و نابود مىگردند؟
همچنين اگر هوا يكسره صاف و آفتابى باشد، زمين، خشك و تفتيده مىگردد. گياهان خشك مىشوند و مىسوزند. آب چشمهساران و جويبارها فرو مىرود و اين پيامدها سخت به زيان مردم است. نيز اگر خشكى بر هوا چيره شود، انواع ديگرى از بيماريها پديد مىآيند. اما اگر در عالم، يكى پس از ديگرى پديدار گردد [و آسمان گاه بتابد و گاه ببارد]، هوا در اعتدال مىافتد. هر كدام زيان ديگرى را دفع مىكنند و همه چيز نيكو و درست و استوار مىگردد.
اگر كسى گويد: چرا چنان نكردند كه در هيچكدام زيان نباشد؟ گفته مىشود: براى آنكه [در دنيا] انسان قدرى در رنج و درد افتد و از گناه به دور گردد. چنان كه انسان بيمار براى باز يافتن سلامت و شفاى كامل به داروهاى تلخ و ناگوار نيازمند است. هنگامى نيز كه طغيان مىكند و مىشورد، به درد و سختى نيازمند است تا در ورطه پليدى در نيفتد و در راه راست بيفتد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۶)