امام صادق(ع): اينك اى مفضّل! در آفرينش برگ بنگر و تأمل كن. چنان كه مىبينى سطح تمام برگ را چيزهايى چون رگ پوشانيده است، برخى بزرگترند كه بهصورت طولى و عرضى كشيده شدهاند و برخى نازك و ظريفاند و گويى كه در ميان رگهاى اصلى ماهرانه بافته شدهاند.
اگر بشر با دست خود چنين كارى مىكرد، يك ساله قادر به ساخت يكى از آنها نيز نبود و در كار خود به ابزار، حركت، كار و تلاش و سخن گفتن نياز داشت! در حالى كه تنها در چند روز از فصل بهار، دشت و دريا و كوه و صحرا سرشار و آكنده از اين برگها مىشود. در اين كار جز نفوذ اراده رد ناپذير الهى هيچ سخن، تلاش و حركتى وجود ندارد.
با اين حال خوب است كه راز اين رگهاى ظريف، دقيق و نازك را بدانى. اين رگها كه يكسره برگ را پوشانيده براى آن است كه به آن آب و املاح برساند. چنان كه رگها در بدن پراكنده شدند تا غذا را به تمام اجزاى بدن برسانند. اما در برگ، رگهاى بزرگتر و اصلى [گذشته از هدف مذكور] كار ديگرى نيز دارند. اين رگهاى بزرگتر براى آن است كه با سختى و استحكام خود، برگ را نگاه دارند و برگ، سست، پژمرده و پارهپاره نگردد.
از اين رو گاه كه انسانها مىخواهند صفحه و برگى از پارچه يا ... بسازند، در طول و عرض آن از چوبهاى محكمى بهره مىگيرند تا سست و لرزان نگردد. پس بدان، اگرچه آدمى هيچگاه به كُنه و حقيقت تدابير و حكمتهاى نهفته در طبيعت نمىرسد، اما كار و صنعت او بنوعى حكايتگر طبيعت است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۴)