امام صادق(ع): در انواع تدابير و حكمتهاى نهفته در آفرينش درخت بنگر. مىبينى كه هر سال مىميرد ولى حرارت غريزى آن در چوب آن مىماند و مواد ميوهها از آن زاده مىشود و آنگاه در همه جا پراكنده مىگردد. چنانكه غذاهاى متنوع و لذيذ را به تو مىدهند و ميوههاى گونهگون و گوارا و خوشطعم به تو تقديم مىكنند.
شاخهها همانند دست به سوى تو دراز مىشوند و ميوههاى نيكو را در اختيارت مىنهند، ريحانها چنان در برابر تو ايستادهاند كه گويى خود را به تو هديه مىكنند. اين حساب و كتاب دقيق و حكمت عظيم جز تقديرگر حكيم از آن كيست و چرا اينگونه است؟ آيا جز براى آن است كه آدمى را از لذت و سود اين ميوهها بهره رسانند؟ شگفتا كه مردم به جاى سپاس بر نعمت، انكار منعم مىكنند! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۵)
مقالات سهشنبه 20 مرداد
امام صادق(ع): در «هسته» و «دانه» و راز آنها انديشه كن. هسته در دل ميوه قرار گرفته تا اگر مانعى براى كاشتن خود درخت پيش آيد، اين هسته جايش را پر كند. چنان كه گاه كه به چيز نفيس و گرانقدرى نياز فراوان است، [قدرى از آن] در جاى ديگر نگاهدارى مىشود تا اگر آفتى در آنها افتاد و حادثهاى رخ نمود، از آن در جاى ديگر داشته باشيم.
همچنين هسته سخت و محكم، ميوه نرم و لطيف را نگاه مىدارد. اگر چنين نبود، ميوه مىشكست، آلوده مىگشت، و بزودى فاسد مىشد. برخى از هستهها را مىشكنند و مىخورند و از برخى ديگر روغن مىگيرند و در جاهاى گوناگون استفاده مىكنند.
حال كه از [برخى از] فوايد هسته و دانه ميوه آنها آگاه گشتى، بينديش كه چرا از هسته، خرما و از دانه، انگور پديد آمد؟ مىشد كه به جاى خرما و انگور لذيذ و خوشمزه، چيزهاى ناخوردنى ديگر چون سرو و چنار پديد آيد. آيا اين جز براى آن است كه انسان را سود و لذت رسانند؟ (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۵)
مقالات شنبه 10 مرداد
امام صادق(ع): اينك اى مفضّل! در آفرينش برگ بنگر و تأمل كن. چنان كه مىبينى سطح تمام برگ را چيزهايى چون رگ پوشانيده است، برخى بزرگترند كه بهصورت طولى و عرضى كشيده شدهاند و برخى نازك و ظريفاند و گويى كه در ميان رگهاى اصلى ماهرانه بافته شدهاند.
اگر بشر با دست خود چنين كارى مىكرد، يك ساله قادر به ساخت يكى از آنها نيز نبود و در كار خود به ابزار، حركت، كار و تلاش و سخن گفتن نياز داشت! در حالى كه تنها در چند روز از فصل بهار، دشت و دريا و كوه و صحرا سرشار و آكنده از اين برگها مىشود. در اين كار جز نفوذ اراده رد ناپذير الهى هيچ سخن، تلاش و حركتى وجود ندارد.
با اين حال خوب است كه راز اين رگهاى ظريف، دقيق و نازك را بدانى. اين رگها كه يكسره برگ را پوشانيده براى آن است كه به آن آب و املاح برساند. چنان كه رگها در بدن پراكنده شدند تا غذا را به تمام اجزاى بدن برسانند. اما در برگ، رگهاى بزرگتر و اصلى [گذشته از هدف مذكور] كار ديگرى نيز دارند. اين رگهاى بزرگتر براى آن است كه با سختى و استحكام خود، برگ را نگاه دارند و برگ، سست، پژمرده و پارهپاره نگردد.
از اين رو گاه كه انسانها مىخواهند صفحه و برگى از پارچه يا ... بسازند، در طول و عرض آن از چوبهاى محكمى بهره مىگيرند تا سست و لرزان نگردد. پس بدان، اگرچه آدمى هيچگاه به كُنه و حقيقت تدابير و حكمتهاى نهفته در طبيعت نمىرسد، اما كار و صنعت او بنوعى حكايتگر طبيعت است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۴)
مقالات شنبه 3 مرداد
امام صادق(ع): در آفرينش درختان و گياهان نظاره كن، از آنجا كه درخت نيز بسان حيوان همواره به غذا محتاج است، از طرفى مانند حيوان دهان و حركت ندارد كه غذا را بگيرد، ريشههاى آن در دل زمين فرو رفته تا غذا را [از دل زمين] بگيرد و به شاخ و برگ و ميوه رساند. پس زمين مانند مادر پرورش دهنده آن است و ريشهها مانند دهان، مىگيرند و شير مىمكند.
نمىنگرى كه چگونه پايهها و ستونهاى خيمه از هر سو با طناب بسته شده تا بر پاى ايستد، نقش زمين نگردد و يا كج نباشد؟ گياه نيز چنين است. تمام آنها ريشههاى خود را در دل زمين به هر جانبى دوانيدهاند تا آن را پايدار و استوار و ايستاده نگاه دارند. اگر ريشه نبود، چگونه يك نخل تنومند و بلند و صنوبر و چنار بزرگ و تناور در طوفانهاى سهمگين بر پاى مىايستادند؟
به حكمت آفرينشگر جلّوعلا بنگر كه چگونه بر حكمت كار مردم پيشى گرفته و اينان در پايدارى خيمهها از آن بهره گرفتند، در حالى كه اين حكمت و چاره پيش از آنان در آفرينش درخت جارى شده است؛ زيرا آفرينش درخت پيش از بپاداشتن خيمه است. نمىبينى كه پايه و ستون خيمهها از چوب درختان است، پس صناعت مردم از كار آفرينش گرفته شده است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۳، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 27 تیر
امام صادق(ع): درختان، گیاهان و نخلها نیز بار و بهرهی بسیار میدهند؛ چنانکه میبینی یک ریشه و اصل واحد، شاخهها و جوانههای فراوانی پیرامون خود پدید میآورد و این همه جز برای آن نیست که مردم بتوانند بخشی از آن را ببُرند و در کارها و نیازهای خود به کار گیرند و بخشی دیگر دوباره به زمین بازگردانده و کاشته شود.
اگر این درخت، تنها و بیشاخه و بیفزونی باقی میماند، نه چیزی از آن برای استفاده و ساختوساز قابل بریدن بود و نه برای کاشتن. افزون بر این، اگر آسیبی به آن میرسید، به کلی از میان میرفت و جانشینی برای آن باقی نمیماند. (توحيد المفضل، ص۱۵۵)
مقالات شنبه 13 تیر