نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری
ناشر: جمال
تعداد صفحه: ۴۸
این کتاب طنزآمیز برگرفتهای از آیه ۲۱۶ سوره مبارکه بقره است (عَسَی أنْ تَکْرَهُوا شَیئاً...). ماجرای پسر نوجوانی به نام روزبه را تعریف میکند که پیراهنی سخنگو دارد. این پیراهن دوست و همدم روزبه است. پیراهن از اینکه شسته و یا اتو شود، خوشش نمیآید و مدام سر روزبه غر میزند که چرا این بلاها را سرش میآورد. رابطه روزبه با پیراهنش روزبهروز بیشتر شده و باعث میشود مادر روزبه به کارهای او شک کند!
مخاطب کتاب خودش را جای پیراهن روزبه میگذارد و متوجه میشود همین چرخزدنها در بشکه لباسخوار یا آویزانشدن روی رختپهنکن با همه سختیهایی که برایش دارد، به نفعش است و تحمل کردنشان ارزش دارد.
برشی از کتاب:
- مامان جان شما بودید؟ شما بودید که مرا صدا کردید؟ با من کاری داشتید مامان جان؟
- پسرم خیالاتی شدی؟ انگار حالت خوب نیست! میبینم چند وقت است با خودت حرف میزنی! گاهی صدایت تا طبقه پایین هم میآید. پریروز داشتی میگفتی عزیزم بگذار دکمههایت را ببندم بعد حرف بزن! چند وقت است اصلاً یک جوری شدی! میخواهی ببرمت پیش روانپزشک؟
- نه مامان. فکر کنم اثر کمخوابیهای روزهای امتحان است. یک ذره به خواب و خوراکم برسم حالم خوب میشود. شما نگران نباشید. نه، شما نگران نباشید.
علاقهمندان جهت تهیه این کتاب، میتوانند همه روزه (غیر از ایام تعطیل) از ساعت ۱۰ تا ۱۵ با واحد کتابخانه مؤسسه میقاتالقرآن (شعبه مرکزی) تماس حاصل نمایند. تلفن:
۰۲۱-۵۵۳۷۰۵۱۷
۰۲۱-۵۵۳۹۰۱۴۴