ابلیس خلیفة الله دعا تکبر عبد اطاعت
بحثی پیرامون ابلیس و زندگانی او از منظر قرآن و روایاتمروری بر گفتوگوی خداوند با ابلیس، در آیات قرآن کریم / آیا همه انسانها «خلیفةالله» هستند؟! / آیا پیش از حضرت آدم(ع) هم انسانهایی وجود داشتهاند؟ / ابهام و انقلت ملائکه با شنیدن انتصاب حضرت آدم(ع) به جانشینی خداوند بر روی زمین / برتری حضرت آدم(ع) بر ملائکه / در مقابل تصمیم و مصلحت خداوند، مطیع و منقاد باشیم / مدیریت دعاها با خداست / دلیل عدم سجده ابلیس / عوامل پیدایش تکبر در وجود انسان / شهرت، هرطور که شده! / ما مثل ابلیس عمل نکنیم... / یا حاجتم را میدهی، یا من دیگر نماز نمیخوانم! / عبد برای عبادت چون و چرا نمیکند / اطاعت درست از مولا
بحث امروز را از اینجا شروع میکنیم که خداوند اراده میکند انسان را بیافریند و دستور میدهد ملائکه را که بر آن سجده کنند. همه ملائکه سجده میکنند جز ابلیس. سپس بین پروردگار متعال و ابلیس مکالمهای رخ میدهد که میخواهیم وارد این بحث شویم.
ابتدا از آیه ۳۰ سوره مبارکه بقره شروع میکنیم:
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت»، [فرشتگان] گفتند: «آيا در آن كسى را مىگمارى كه در آن فساد انگيزد، و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مىكنيم؛ و به تقديست مىپردازيم.» فرمود: «من چيزى مىدانم كه شما نمىدانيد.»
خلیفه یعنی جانشین. باعث تاسف است که برخی میگویند انسان روی زمین خلیفه الله است و این اشتباه است. آیا شمر صدام و نتانیاهو و ترامپ خلیفه پروردگار روی زمین هستند؟! اینجا هم در آیه نمیفرماید انسان را خلیفه قرار میدهم.
ملائکه (که ابلیس هم جز آنها هست و هنوز اتفاق ابلیس رخ نداده است) گفتند آیا میخواهی کسی را روی زمین جانشین خود قرار دهی که خونریزی و فساد کند؟
سوال این است که ملائکه از کجا میدانستند که این کسی که خداوند میخواهد خلیفه کند خونریزی و فساد خواهد کرد؟
مفسرین چند جواب دادهاند که یکی از آنها که با منطق عقلی و شرعی نزدیکتر است این است که قبلاً خداوند انسانهایی آفریده بود که سابقه خونریزی و فساد داشتند و از جمله متوجه میشویم که ازدواج فرزندان آدم با آنها بوده است و مطلب دیگری اینکه ملائکه سابقه بدی نسبت به آدمیزاد داشتهاند و نیز معلوم میشود خلیفه الله روی زمین بودن آنقدر مهم است (خداوند کرامت و مقام به او خواهد بخشید) که ملائکه هرچند اعتراض نمیکنند ولی سوال میکنند. یعنی غیر از ابلیس، ملائکه دیگر هم سوال داشتهاند و متوجه میشویم که ملائکه نیز دوست نداشتند کسی به نام آدم بیاید خلیفه خدا روی زمین باشد.
فرق ملائکه با شیطان این است که آنها تمرد نکردند و برخلاف شیطان حرف خود را به شکل سوال کردن و اینکه ما تو را تقدیس میکنیم بیان کردند و اینکه ما را خلیفه روی زمین کن! خداوند جوابی داد که آنها ساکت شدند. فرمود آنطوری که شما فکر میکنید نیست. من میدانم چیزی را که شما آن را نمیدانید. خداوند از روی رحمانیت و لطف خودش (چون آنها بی ادبی و بیاحترامی نکردند در پیشگاه خداوند) عملی انجام میدهد و به آنها نشان میدهد (در آیه بعد) که چرا میگوید بر آدم سجده کنید.
در آیه 31 سوره مبارکه بقره میفرماید:
وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ
و خدا همه نام ها [یِ موجودات] را به آدم آموخت؛ سپس [هویت و حقایق ذات موجودات را] به فرشتگان ارائه کرد و گفت: مرا از نام های ایشان خبر دهید، اگر [در ادعای سزاوار بودنتان به جانشینی] راستگویید.
آیه 32 سوره مبارکه بقره:
قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ
گفتند: تو از هر عیب و نقصی منزّهی، ما را دانشی جز آنچه خودت به ما آموخته ای نیست، یقیناً تویی که بسیار دانا و حکیمی.
آیه 33 سوره مبارکه بقره:
قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
[خدا] فرمود: ای آدم! فرشتگان را از نام های آنان خبر ده. پس هنگامی که نام هایشان را به فرشتگان خبر داد [خدا] فرمود: آیا به شما نگفتم که من یقیناً نهانِ آسمان ها و زمین را می دانم، و به آنچه شما آشکار می کنید و به آنچه پنهان می دارید، دانایم؟
پس به آدم فرمود آن اسمها را به ملائکه یاد بده که زمینه را آماده کند برای اینکه وقتی ملائکه را دستور به سجده دهد ملائکه بدانند که او یک برتری نسبت به ملائکه دارد و خداوند به هر کسی بخواهم میگوید و فرمود من هر آنچه که آشکار و پنهان انجام میدهید میدانم. حتی آنچه در ذهن دارید. این آیه میفهماند خداوند میداند آنچه در ذهن شیطان هست و میداند که شیطان از اول هم قصد اطاعت نداشت.
خداوند اراده کرده آدم اسماء را بداند. خداوند اراده میکند فلانی مرجع تقلید شود. تو زور اضافه نزن! خداوند اراده میکند چهار نفر نائب خاص امام زمان(عج) باشند. آدم با تقواتر هست ولی خداوند میداند آنچه ما نمیدانیم!
خداوند میخواهد فردی یتیم که مادرش را هم سیر ندیده پیامبر خاتم باشد. خداوند اراده کرده هیچ امامی دست به شمشیر و قیام نزند و هیچ امامی نتواند بر حاکم غالب کند و فقط به دست امام دوازدهم این کار اتفاق بیفتد. پس اینکه چرا خداوند این کار را کرده، آن کار را نکرده، باید بدانیم که خداوند میداند آنچه ما نمیدانیم - إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ -
ما نمیدانیم و خدا میداند. او میداند این جهان چگونه پیش رود. باید دید نظر و رای خداوند چیست. ما دعا میکنیم و آن خداوند است که دعاها را مدیریت میکند و مُدَبِّرَ الْأُمُورِ است و آن چیزی که باید انجام شود انجام میشود.
و در آخر همه سجده کردند جز ابلیس که تمرد کرد. آیه 34 سوره مبارکه بقره:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ
و به فرشتگان گفتيم: آدم را سجده كنيد. همه سجده كردند جز ابليس، كه سرباز زد و برترى جست. و او از كافران بود.
دانستن و بررسی دلایلی که ابلیس سجده نکرد برای زندگی ما خیلی مهم است. وقتی ابلیس سجد نکرد، خداوند اول علت را پرسید و سریع او را مجازات نکرد.
آیه ۳۱ سوره مبارکه حجر:
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ
فرمود ای ابلیس چه چیزی باعث شد که تو از سجده کنندگان نباشی؟
آیه ۳2 سوره مبارکه حجر:
قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیدهای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریدهای، سجده نخواهم کرد!»
فرق بین ملائکه با ابلیس را ببینید! ابلیس جواب داد و وارد مناظره شد در حالی که ملائکه این کار را نکردند.
آیه ۱۲ سوره مبارکه اعراف:
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدهای و او را از گل!»
آیه ۶۱ سوره مبارکه اسراء. اینجا بدون سوالِ خداوند، خود ابلیس سوال میکند:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا
(به یاد آورید) زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریدهای؟!»
آیه ۷۵ سوره مبارکه ص:
قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ
[خدا] فرمود: ای ابلیس! تو را چه چیزی از سجده کردن بر آنچه که با دستان قدرت خود آفریدم، بازداشت؟ آیا تکبّر کردی یا از بلند مرتبه گانی؟
اینجا خداوند سوال میپرسد که چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که من با قدرت خودم آفریدهام سجده نکنی؟ آیا تکبر کردی؟ در دهان شیطان گذاشت که تکبر کردی؟ شیطان هم نه نگفت، یعنی حرف خدا درست بود و دیگر اینکه فرمود خودت را برتر از دیگران دانستی؟!
از مهمترین عوامل تکبر، پول است. دوم مقام. سوم شهرت و چهارم قدرت است.
برخی افراد بدون داشتن ظرفیت، ناگهان به مقام میرسند که خود را گم میکنند. یا برای بدست آوردن شهرت چیزی بگوید که دیگران نگفته باشند. آیه را طوری میگوید که کسی نگفته تا شهرت به دست آورد یا در جایی حرف بزند و بعد بگویید کارهایی که من گفتم انجام دادند یا مداح میگوید امروز مقتلی خواهم خواند که تا حالا کسی نگفته است!
اما گاهی سلمان فارسی(ره) است که پیامبر(ص) جلویش میگوید «سَلْمانُ مِنّا اَهلَالبیت / سلمان از ما اهل بیت است» ولی او هیچگاه از این حرف خود را گم نمیکند.
پس تا اینجا گفته شد که خداوند فرمان میدهد و همه اطاعت میکنند (هرچند ته دل ملائکه راضی به این کار نبوده است) مگر ابلیس که دلیل میآورد که من برتر و عالیتر از او هستم. قرآن میخواهد بفهماند به ما که ما هم در زندگی خود کاری که ابلیس کرد را نکنیم. ابلیس در مقابل خداوند عرض اندام کرد که تو خدا هستی و من هم کسی هستم و جواب پروردگار را داد که این بیادبی است. در حالی که مخلوق در مقابل خالق هیچ چیزی نیست.
طرف میگوید یا حاجت مرا میدهی یا دیگر نماز نمیخوانم. خداوند را تهدید میکند! یعنی خداوند نیاز به نماز او دارد. در حالی که شیطان به خدا سجده کرد ولی به آدم سجده نکرد، در حالی که این فرد میخواهد به خدا سجده نکند! به قول شاعر:
شیطان که رانده گشت به جز یک خطا نکرد / خود را برای سجدۀ آدم رضا نکرد
شیطان هزار مرتبه بهتر ز بی نماز / آن سجده بر آدم و این سجده بر خدا نکرد
در فرمانبرداری هم آیات قرآن کریم به ما این را آموزش میدهد که اگر میخواهی بنده باشی یعنی هرچه مولا گفت، چرا نیاوری و بدون چرا آوردن انجام بدهی. گویی من نماز میخوانم ولی فلسفه نماز خواندن چیست؟ اصلاً فلسفه آن را سوال نکن چون مولا را قبول داری.
روایت -بحارالانوار، علّامه مجلسی، جلد ۴۷، صفحه ۱۲۳ و ۱۲۴-: مرحوم علّامه مجلسی در کتاب بحارالانوار نقل میکند که، شخصی بنام «سهل بن حسن خراسانی» خدمت امام صادق ـ علیه السّلام ـ رسید، سلام کرده و نشست. عرض کرد یابن رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ شما رئوف و مهربان هستید، چرا از حق خود دفاع نمیکنید؟ چه چیزی مانع این امر است؟ در صورتیکه بیش از صدهزار شیعه شمشیرزن دارید! حضرت فرمودند: ای مرد خراسانی بنشین، سپس حضرت امر کردند، تا تنور را روشن کنند، وقتی تنور برافروخته شد، حضرت رو به مرد خراسانی نموده و فرمود: بلند شو و داخل تنور شو. در این هنگام مرد خراسانی ترسید و عرض کرد: یابن رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ مرا با آتش سوزان، از من درگذر، …
حضرت فرمودند: تو را بخشیدم، در این هنگام یکی از اصحاب امام صادق ـ علیه السّلام ـ بنام «هارون مکی» وارد شد در حالیکه یک کفش خود را با انگشت گرفته بود. خدمت آنحضرت رسید و سلام کرد. امام ـ علیه السّلام ـ جواب سلام او را داد و فرمود: نعلین را از دست خود بینداز و برو داخل تنور …
هارون مکی، نعلین را انداخت و داخل تنور شد. امام ـ علیه السّلام ـ شروع کرد با مرد خراسانی صحبت کردن و از اوضاع خرسان از او میپرسیدن و … سپس گفت ای خراسانی برو و داخل تنور را نگاه کن.
مرد خراسانی بطرف تنور رفت و دید که «هارون مکی» چهار زانو در تنور نشسته است. امام ـ علیه السّلام ـ از مرد خراسانی سئوال کرد: «از اینها در خراسان چند نفر پیدا میشود؟
مرد خراسانی عرض کرد: به خدا قسم یک نفر هم نیست.
امام ـ علیه السّلام ـ فرمودند: ما در زمانی که پنج نفر یاور اینچنین نداشته باشیم قیام نخواهیم کرد. ما خودمان موقعیت مناسب را بهتر میدانیم. حضرت فرمود مثل این چند تا سراغ دارید که هرچه گفتم بگوید چشم؟
پس اگر میخواهی بنده باشی یعنی هرچه مولا گفت، نگویی چشم و انجام ندهی!، بلکه چرا نیاوری و بدون چرا آوردن انجام بدهی. خداوند در حدیث قدسی می فرماید از من بخواهید با فضلم با شما برخورد کنم نه با عدالتم چراکه احدی وارد بهشت نمیشد. لذا خداوند با فضل و رحمتش به اعمال ما نگاه می کند.
جلسه بعد درباره کار غلط و زشتی که ابلیس بعد از این انجام داد و زشتتر از کار اولش است صحبت خواهیم کرد انشاءالله.