پس از صحبت درباره چشم، امام صادق(ع) کلیّت بحث حواس پنحگانه آدمی را اینطور مورد اشاره قرار میدهند:
«براى انسان پنج حس آفريده شد تا پنج محسوس را درك نمايد و از درك چيزى از محسوسات عاجز نماند. ديده آفريده شد تا رنگها و صورتها را دريابد. اگر صورتها و رنگها بودند ولى ديدگانى براى ديدنشان نمىبود، چه سودى داشتند؟ گوش آفريده شد تا صداها را بشنود. اگر صدايى بود و گوش نبود، نيازى به آن نبود. ديگر حسها نيز اين گونهاند.
به عكس آن نيز صادق است، اگر ديدهاى بود اما صورت و رنگى نبود، چه معنى داشت؟ و يا اگر گوش بود ولى صدايى نبود، گوش به چه كار مىآمد؟ بنگر كه چگونه تقدير شده كه هر كدام چيزى را دريابند. براى هر حس، محسوسى است و هر محسوس، حسى دارد كه آن را ادراك مىكند.» (شگفتیهای آفرینش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحید مفضل)، ص۵۶)
تاکید حضرت در این فراز، کارایی اعضای مرتبط بدن با حواس پنجگانه است. موجودی که به لطف فعالیتهای اعضای درونی بدن زنده و سرپاست، نیاز دارد تا برای ادامه حیات بتواند با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند، ببیند و بشنود، بخورد و بیاشامد، بعضی اشیا را به دست گیرد و از بعضی دست بکشد تا بهراحتی نمیرد و کالبدی که مسیر طولانی خلقت را از رحم مادر طی نموده و با زحمت بسیار حالا هیئت و شمایلی برای خود دستوپا کرده، بهسادگی از نعمت حیات محروم نشود.
از این رو، هم برای محافظت انسان از خود و هم برای تعامل او با هر یک از محسوسات، حسی توسط خداوند حکیم در انسان تعبیه شده که جمعا به حواس پنجگانه شناخته میشوند و عبارتاند از: بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه.
مقالات شنبه 2 تیر 1403