امام صادق(ع): در اين [منظومه و] فلك و خورشيد و ماه و ستارگان و بروجش بنگر كه چگونه بهطور مستمر و دائم بر جهان مىگردد تا از اين حكمت و تدبير استوار، شب و روز در پى هم آيند و فصول چهارگانه در زمين پديد بيايند و زمين و جانداران بر روى آن اعم از حيوان و رويندگان [و انسان] آنگونه كه شرح و توضيح دادم از فوايد و منافع آنها بهرهمند گردند. آيا بر هيچ خردمند و عاقلى پوشيده است كه اين تقدير و اندازهگيرى و تدبير دقيق و حكيمانه و استوار، تنها كار يك اندازهگير، حكيم و مدبر است؟
اگر كسى بگويد چه مىشود كه تمام اين حالات و حركات، اتفاقى و از روى تصادف باشد؟ بايد در پاسخ گفت: چرا همين سخن را در باره چرخى كه از چند قطعه حساب شده ساخته شده و به صلاح باغ و گياه و درخت مىگردد و آنها را آبيارى مىكند نمىگويد؟ اگر درباره اين دستگاه باحكمت چنين عقيدهاى داشته باشد و مردم از او بشنوند، در بارهاش چه مىانديشند و چه مىگويند؟
آيا درباره اين دولاب و چرخ چوبى كه با حكمتى اندك و براى استفاده در قطعهاى از زمين ساخته شده نمىگويد كه بىسازنده و تدبيرگر است، ولى در باره اين چرخ اعظم كه به صلاح و سود تمام زمين و زمينيان است و با حكمت و تدبير و نظمى محيّرالعقول پديد آمده، قائل به بىتدبيرى، بىحكمتى و بىآفرينندگى است؟! اگر اين چرخ [عظيم و هماهنگ و شگفت] چونان ابزارى عادى و كوچك از كار بيفتد و نارسايى در آن پديد آيد، مردم چه چارهاى توانند كه بينديشند؟! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۵)
مقالات یکشنبه 3 اسفند
امام صادق(ع): مردم در تاريكى شب براى گذر از دشتهاى مخوف و وحشتزا و امواج هولناك دريا از اين ستارگان راهنمايى مىجويند. وانگهى در اينكه در دل آسمان گاه روى مىآورند و گاه پشت مىكنند، گاه طلوع مىكنند و گاه فرو مىروند، عبرتهايى فراوان نهفته است.
اين اجرام آسمانى با سرعتى فوقتصور و بيرون از حد در حركتاند. اگر خورشيد و ماه و ستارگان در نزديك ما حركت مىكردند تا به سرعت سير آنها پى ببريم، آيا برافروختگى و درخشش آنها مانند پىدرپى بودن نورهاى قوى و رعدهاى پياپى در هوا ديدگان را نمىربود و بينايى را از چشم نمىگرفت؟ چنان كه اگر گروهى در ميان قبهاى احاطه شده باشند و چراغهاى پرنورى يكسره پيرامون آنان بچرخد، ديدن را از ديدگانشان مىربايد، حيران مىگردند و بر رو مىافتند.
بنگر كه چگونه تقدير چنان شد كه سير و حركت آنها در دورترين نقاط باشد تا ديدگان را آسيب ندهد و آنها را از كار نيندازد. نيز با بيشترين سرعت و شتاب در حركتاند تا از آن مقدارى كه بايد بگردند و حركت كنند باز نمانند. نيز اندكى از نورشان به ما مىرسد تا اگر شبانگاه ماه نبود، ديده ببيند و اگر ضرورتى پيش آمد بتوان حركت كرد. چنان كه گاه حادثهاى رخ مىدهد و لازم است كه انسان در دل شب آرام ننشيند. اگر اين حالت تاريكى مطلق باشد، از او حركتى بر نمىآيد و بايد همواره بر جايش بماند.
در لطف و تدبير و حكمت و كار با اندازه و حساب الهى انديشه كن. براى تاريكى زمانى نهاد، زيرا به تاريكى نياز است و در ميان اين تاريكى باز به خاطر نيازهايى كه شرح كرديم قدرى نور پديد آورد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۴)
مقالات شنبه 25 بهمن