مقالات روایات مذهبی اسلامی و کلیپ

چرا نماز را به‌جای فارسی، به عربی می‌خوانیم؟

یکی از تجار محترم که سال‌ها در ایران به امر صادرات مشغول بود، برای جشن عقد دخترش مرا به‌عنوان عاقد دعوت نمود. من نیز در مجلس حاضر شده خطبه را خواندم. در آنجا یکی از مدعوین سرلشکری بود که اجرای خطبه را به دقت گوش می‌داد و از شنیدن عبارات عربی متعجب شده بود.

پند تاریخ نماز

مقالات    چهارشنبه 13 فروردین

داستان وصیت کردن اسکندر که دستش را بعد از وفات از تابوت بیرون گذارند تا تهیدستی وی بر همه کس ظاهر شود

سکندر چو نامه به مادر نوشت / بجز (خبر) نامه‌ی موعظت در نوشت
به یاران زبان نصیحت گشاد / به هر سینه گنجی ودیعت نهاد
وصیت چنین کرد با حاضران / که: «ای از جهالت تهی خاطران
چو بر داغ هجران من دل نهید / تن ناتوانم به محمل نهید،
گذارید دستم برون از کفن! / کنید آشکارش بر مرد و زن!
ز حالم دم نامرادی زنید! / به هر مرز و بوم این منادی زنید!
که: این دست، دستی‌ست کز عز و جاه / ربود از سر تاجداران کلاه
کلید کرم بود در مشت او / نگین خلافت در انگشت او
ز شیر فلک، قوت پنجه یافت / قوی‌بازوان را بسی پنجه تافت
ز حشمت زبردست هر دست بود / همه دست‌ها پیش او پست بود
ز نقد گدایی و شاهنشهی / ز عالم کند رحلت اینک تهی
چو بحرش به کف نیست جز باد هیچ، / چه امکان ز وی این سفر را بسیچ؟ (بسیچ: ساز و برگ)
چو ز اول تو را مادر دهر زاد / بجز دست خالی‌ت چیزی نداد
ازین ورطه چون پای بیرون نهی، / بود زاد راه تو دست تهی
مکن در میان دست خود را گرو! / به چیزی که گویند: بگذار و رو!
بده هر چه داری! که این دادن است / که از خویشتن بند بگشادن است

شاعر: جامی

پند تاریخ اسکندر تهیدستی

مقالات    چهارشنبه 5 دی 1403

جایگاه علم نزد پیامبر اکرم(ص)

رسول اکرم(ص) مشاهده کرد در مسجد دو مجلس تشکیل شده است، یکی مجلس علم که در آن از معارف اسلامی بحث می‌شود و دیگری مجلس دعا که خدا را می‌خوانند.

رسول اکرم(ص) فرمودند: هر دو مجلس خوب و مورد علاقه من است. آن گروه دعا می‌کنند و این گروه درس می‌خوانند و درس می‌گویند، ولی گروه علمی برتر و بالاتر از گروه دعا هستند و من از طرف پروردگار برای تعلیم مردم مبعوث شده‌ام.

سپس رسول اکرم(ص) به گروه معلمین و محصلین پیوست و با آنان در مجلس علم نشست.

📖 منبع: بحارالانوار، ج۱، ص۶۴

پند تاریخ علم دعا

مقالات    چهارشنبه 21 شهریور 1403

بیایید مشرک شویم!

مرحوم شیخ جعفر شوشتری(ره) ماه رمضان یک سال به تهران آمد و هر روز به دعوت مردم، در یکی از مساجد بزرگ به منبر می‌رفت. روزی در منبر گفت: مردم را خبر کنید فردا بیایند تا مطلب مهمی را بگویم. فردای آن روز جمعیتی بیش از روزهای قبل گرد آمد. او به منبر رفت و گفت: مطلب مهم این است که همه پیامبران الهی مردم را به توحید دعوت نمودند، اما من می‌خواهم آنان را به شرک دعوت کنم! فردا بیایید تا مطلب خود را شرح دهم.

این سخن موجب شگفتی همه گردید! به یکدیگر نگاه می‌کردند که شیخ فردا چه خواهد گفت؟ فردا جمعیت فوق‌العاده‌ای گرد آمد. شیخ منبر رفت و گفت: تمام فرستادگان خدا مردم را به توحید و اطاعت دعوت نمودند و گفتند در تمام اعمال و اقوال خود مطیع بی‌قید و شرط خدا باشید. بدبختانه ما امروز از مسیر حق منحرف شده‌ایم و اطاعت از هوای نفس را جایگزین اطاعت خدا نموده‌ایم! می‌خواهم بگویم بیایید از امروز مشرک شویم. یعنی همانطور که در مواقعی از دستورهای خدا تخلف می‌نماییم و از هوا اطاعت می‌کنیم، در مواقعی نیز از دستور هوا تخلف کنیم و خدا را اطاعت نماییم. شاید این شرک موجب نجات ما شود و قسمت اطاعت از خدا، اطاعت‌ها از هوا را جبران نماید. پروردگار بزرگ و مهربان ما را بیامرزد و مشمول عفو و اغماضمان قرار دهد.

سخن شیخ که با زاویه انحرافی شرک مطرح شده بود، در مردم اثر عمیقی گذارد. با چشم‌های اشک‌آلود به هم می‌نگریستند و با احساس شرمساری در پیشگاه الهی گفته‌های خطیب را استماع می‌نمودند. مجلس پایان پذیرفت، اما تا مدتی بعضی از شنوندگان وقتی با یکدیگر مواجه می‌شدند، جمله شیخ را تکرار می‌کردند و می‌گفتند: «بیایید از امروز مشرک شویم...»

📖 منبع: سخن و سخنوری، ص۹۱

پند تاریخ توحید بندگی

مقالات    چهارشنبه 3 مرداد 1403