نقل است که از شیخ بهایی پرسیدند: سخت میگذرد، چه باید کرد؟ گفت: خودت که میگویی. سخت، میگذرد. سخت که نمیماند. پس خدا را شکر که میگذرد و نمیماند. امروزت خوب یا بد گذشت و فردا روز دیگری است. قدری شادی با خود به خانه ببر. راه خانهات را که یاد گرفت، فردا با پای خودش میآید...
روایات چهارشنبه 8 مهر
گویند روزی انوشیروان از شکار برمیگشت. پیرمردی را دید با پای برهنه و جامهای پاره که باری از خار بر پشت نهاده بود و از حرارت آفتاب عرق از سر و رویش جاری بود. در آن حال استخوانی هم به پایش فرو رفت، بهطوری که خون از آن روان شد. پیر هیچ توجهی نکرد. قدری خاک بر آن جراحت ریخت و لنگانلنگان به راه خود ادامه داد.
روایات پنجشنبه 10 خرداد 1403