باسمه تعالی
قیامشان صحیح است و مسئله شهادت را فقط خداوند می داند. زیرا او تعالی باید قبول نماید و ما میگوییم ان شاءالله که شهید باشند. چون غیر از معصومین (ع) را فقط خداوند متعال می داند که در چه مقام و موقعیتی هستند.
باسمه تعالی
ما این موسسه را نمی شناسیم و چنین فردی را که چنین مطلبی را گفته نیز نمیشناسیم. لکن مراحل طی سیر و سلوک توسط قمر بنی هاشم(ع) به این صورتی که ایشان گفته نبوده است و اصلاً در آن زمان این اصطلاحات امروزی وجود نداشته است. این بزرگواران تحت نظر معصومین(ع) پرورش پیدا کردند و به آن مراحل بالای روحانی و معنوی رسیدند. از فرد مذکور در آن موسسه باید پرسید شما این مطالب را از کجا آورده اید، چون هیچ کدام از گفته های ایشان سند شرعی ندارد.
باسمه تعالی
این سرها توسط اقوام آنها بعد از مدتی تحویل گرفته شد و در همان سرزمین کربلا به خاک سپرده شد. البته ممکن است بعضی از این ها در همان شهرهایی که خویشان آنها ساکن بودند به خاک سپرده شده است.
باسمه تعالی
در جواب چنین شخصی باید گفت اگر خداوند می تواند مشکلات مردم را حل کند چرا نمی تواند خانه خودش را جلوی سیلهای مکرری که در قرون گذشته آمده و کعبه را سیل برده است نگه دارد! باید دانست حل مشکلات بندگان توسط خدای تعالی یا اولیای مقرب ارتباطی با مسائل طبیعی مانند سیل و زلزله و امثالهم ندارد. تفصیل بیشتر این مطلب را میتوانید حضوری یا با تماس تلفنی با مدیریت محترم در میان بگذارید.
باسمه تعالی
1- تماس با نامحرم از طریق بدن با هر عضوی که باشد حرام است مگر اینکه از روی شیئی باشد. مانند پارچه ضخیم یا آهن یا چوب که مثلاً کسی با چوبی که در دستش است با شخص مخاطب تماس برقرار کند. در این صورت مشکلی ندارد و در غیر اینصورت حرام بودن آن متفقالقول همه مراجع تقلید میباشد.
2- خداوند یک دین واحد آورده است به نام "اسلام" و در قرآن کریم فرموده است "وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ ... – آل عمران آیه 85" یعنی هر کس غیر از اسلام دینی برگزیند از او قبول نمیشود و فرموده است که در صورتی که دین اسلام را بپذیرید شما آنگاه دین کامل خواهید داشت. فلذا فقط یک دین الهی وجود دارد و بقیه دین های دیگر سلیقهای و تحریف شده و غیر الهی است و دین الهی فقط اسلام است.
باسمه تعالی
در رابطه با سوالی که مطرح کرده اید باید گفت در یک سالی حضرت عبدالمطلب(ع) وفات کرده و در یک سال دیگری که بنا به بعضی از تواریخ مقارن با وفات آن حضرت عبدالمطلب(ع) بوده، پیامبر(ص) با حضرت خدیجه(س) ازدواج کرده است. این مطلب نه از نظر شرعی و نه از نظر عقلی مشکلی ندارد و اینکه شما فرموده اید به ما گفتهاند محزون باشید، محزون بودن فقط خاص روز وفات پیامبر(ص) و روز شهادت ائمه(ع) می باشد و لاغیر. در آن زمان که چنین چیزی اصلاً نبوده است یعنی هنوز ائمه(ع) نبوده اند و پیامبر هم که زنده بودند.
باسمه تعالی
شما باید قبل از ازدواج تحقیقات لازم را پیرامون ایشان انجام می دادید و در عمل تعهدات ایشان را نسبت به اعتقاداتشان میدیدید. لکن این کار را نکرده اید. الان تنها راهی که پیش روی شماست این است که با حوصله و مدارا در مورد اعتقادات دینی با ایشان صحبت نمایید. البته خودتان نیز باید از معتَقَدات دینی خود آگاهی کامل داشته باشید. برای این منظور می توانید به مباحث توحید، نبوت، امامت و معاد (اینجا) مراجعه کرده و پس از گوش کردن، همسرتان را نیز از این موارد آگاه نمایید.
باسمه تعالی
ما چنین مطلبی را مستند پیدا نکردیم. شما اگر دلیل موثقی به این مطلب دارید به ما هم ارائه دهید.
باسمه تعالی
از یک نظر هر زمانی مقتضیات خود را دارد و انسان باید در زمانی که زندگی میکند به این مقتضیات توجه نماید. گاهی بیماری واگیرداری در جامعه بروز و ظهور می کند و انسان باید در آن زمان طبق دستورات شارع مقدس مراعات همه مسائل بهداشتی و غیره را بنماید. گاهی نیز چنین نیست و هیچ نوع بیمار ای در جامعه به صورت واگیردار وجود ندارد. در چنین زمانی باید انسان به مقتضیات همان زمان عمل نماید. اگر شما در چنین زمانی همان مسئله دانه های برنج را از زمین برداشته و استفاده نمایید و در این زمینه نیت داشته باشید برای شما اتفاقی نخواهد افتاد.
باسمه تعالی
شما باید زندگی شخصی خود را داشته باشید و با مردم معاشرت کنید در حدی که اگر مسئله حرامی پیش آمد، داخل در حرام نشوید. اما اینکه شما با حجاب هستید و دیگران بدحجابند، آنها زندگی خود را داشته و شما زندگی خود را دارید. بنابراین ضمن اینکه در عقیده خود راسخ هستید سعی کنید دیگران را نیز با زبان نرم ارشاد نمایید. فقط در همین حد و بقیه ماجرا یعنی اینکه آنها در آینده چه خواهند شد و خداوند با آنها چه کار خواهد کرد دخالتی ننمایید. اما در مورد تثبیت عقاید باید به سلسله مباحث موسسه (لینک) توجه کنید و سعی کنید از این راه اصول اعتقادات خود را تقویت نمایید.
باسمه تعالی
منظور از گفتار امام زین العابدین -علیه السلام- در آن روز کنایه از این بوده است که امروز(روز عرفه) همه باید در خانه پروردگار بروند و از حضرت حق درخواست نمایند و کسی بیکار ننشیند و در چنین روزی بدون دعا نباشد. واِلا بحث توسل سر جای خود ثابت شده و مشخص است که در این رابطه می توانید به مبحث دعا (لینک) مراجعه نمایید.
باسمه تعالی
جمله "توکلت علی الله" یا "تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَايَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ" یا جمله "حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصیرُ".
جملات فوق گوشهای از انواع توکل های ظاهری است که با بیان لفظ انجام میشود. اما در توکل کردن باطنی باید ذهن شما در این مورد ثابت شود که کارها را فقط خداوند می تواند درست کند و لذا باید بر خداوند اعتماد داشت و کارها را به او سپرد و در پایان هر دعایی باید گفت پروردگارا اگر مصلحت من بود چنین کاری انجام بشود یا نشود.
باسمه تعالی
شما از آن افرادی که چنین عقیده ای دارند سوال کنید که چگونه میشود محبت شخصی را در دل کسی به وجود آورد قبل از اینکه فرد آن شخص را بشناسید و معرفتی نسبت به او داشته باشد؟ قطعاً و یقیناً کسانی که چنین سخنی به شما گفته اند اشتباه کرده اند و خودشان هم متوجه این اشتباه نیستند. به خاطر اینکه مجذوب کلمات غامض و پیچیده شدهاند که به درستی معانی آن را نمی دانند. شما اگر بخواهید محبت کسی را در دل کسی به وجود آورید اول باید توضیحاتی پیرامون شخصیت آن فرد به فرد مذکور بدهید. همین توضیحات را معرفت مینامند.
باسمه تعالی
1- در هیچ زمانی از مقاطع تاریخی و نیز در زمان حال و نه در آینده هیچگاه آموزش ها از نظر حضوری با غیر حضوری قابل قیاس نبوده و نیستند. مخصوصا اگر آموزش در قالب تربیت باشد. در مسئله تربیت باید هم مربی و هم کسی که تربیت میشود حضور داشته باشند و شاگرد دقیقاً کردار و رفتار و گفتار مربی را با گوش خود شنیده و با چشم خود ببیند و به آن عمل نماید.
2- حدیثی که از امام صادق -علیه السلام- نقل کرده اید اصلاً ارتباطی به آموزش غیر حضوری ندارد و منظور حضرت آن است که قبل از اینکه برای تربیت افراد، گفتار آماده نمایید، عمل خود را آماده کنید. چون با عمل و پس از آن گفتار، تاثیرات، بسیار سریعتر و کارساز تر خواهد بود.
3- گفتارهای افرادی که غیر معصوم هستند همواره دچار کاستیها و نقایص می باشد فلذا برای درست بودن یا نادرست بودن آنها باید آنها را به کتاب خدا و سنت نبوی یعنی احادیث معتبر و صحیح اهل بیت عصمت و طهارت(ع) عرضه کرد. آنچه که قرآن کریم و اهل بیت(ع) به ما می فرمایند این است که ما باید با زبان خوب و عمل خوب در زمان خوب و مکان خوب افراد را موعظه و نصیحت کنیم و در این باره حتماً حتماً از خدای بزرگ کمک بخواهیم. در این صورت صددرصد حرکتی که ما شروع کردهایم نتیجه مثبت خواهد داشت. البته استثنائایی نیز وجود دارد که افرادی واقعا خواهان هدایت شدن نیستند. داستان این افراد با دیگران متفاوت است و باید با آنها به گونه دیگری عمل کرد.
باسمه تعالی
کلمه "ام" به معنای مرکزیت هر چیزی و از نظر لازمه معنا به معنای مادر نیز آمده است لکن کلمه "امی" واژه دیگری است به معنای دیگری که آن معنا عبارت است از کسی که ناخوانده و نانوشته است نه اینکه بی سواد باشد. واژه "ام ابیها" مختص حضرت صدیقه طاهره -سلام الله علیها- می باشد و منظور آن این است که بعد از وفات حضرت خدیجه -سلام الله علیها- حضرت فاطمه زهرا -سلام الله علیها- مسئولیت رسیدگی به پدر گرامی خود را بیشتر به گونهای برعهده داشتند که ملقب به ام ابیها شدند. یعنی مادر پدرشان.