محرم

پرسش پاسخ شرعی

لطفا قبل از ارسال سوال آن را در بین سوالات جستجو نمایید تا از تکرار جلوگیری شود.

باسمه تعالی
اولاً اینکه شما برای پاسخ دهنده تعیین تکلیف چگونگی جواب دادن می نماید کار زیبنده ای نیست. ثانیاً بعضی از پاسخ ها لزوماً با بلی و یا خیر قابل اجرا نیستند. ثالثاً شما چه بخواهید و چه نخواهید اگر واو عربی را به دقت ادا نمایید در همه حال لب های شما اتوماتیک وار به صورت غنچه خواهند شد.

باسمه تعالی
ده ها هزار نفر و شاید هم بیشتر به مانند شما در جامعه وجود دارد که اگر همه بخواهند نا امید و مأیوس شده و زندگی را کنار بگذارند اجتماع دچار اختلالی عظیم خواهد شد. اصولاً مشکلات در ابعاد گوناگون به واسطه عدم مشورت و یا عدم تفکر لازم و تعقل کافی و عوامل دیگر توسط خود ما به وجود می آید. در واقع همه ما به نوعی در چنین مواقعی باید تاوان تصمیمات ناپخته خود را بدهیم. شما نیز از این گردونه مستثناء نیستید ولی تنها نویدی که به شما می دهیم آن است که انسان تا زمین نخورد بلند نمی شود و هر شکستی مقدمه یک پیروزی بزرگ است ان شاء الله، به شرطی که از گذشته درس گرفته و آینده را بر مبنای درس های گذشته و تجربیات حاصله از آن بسازید. مأیوس شدن و خود را باختن ادامه همان روش های غلطی است که بعضی از آن ها هم اکنون دامن گیر شماست. ذکر "لا حول ولا قوت الا بالله العلی العظیم" را بعد از هر نماز و در طول روز حد اقل یکصد بار تکرار نمایید. موفق باشید.

باسمه تعالی
برای هر دو دعایی که ذکر فرموده اید متأسفانه ما سند معتبری یافت نکردیم.

باسمه تعالی
بعد از مرگ شوهر تا چهار ماه و ده روز طبق فتاوای مراجع تقلید در رساله های عملیه جایز نیست زینت نماید و برای ازدواج نیز نمی تواند اقدام کند اما زنی که شوهرش زنده است و از او طلاق گرفته است تا سه ماه و ده روز بعد از طلاق فقط حق ازدواج کردن ندارد و در هر دو مورد زن احتیاجی به ولی ندارد و در واقع خودش صاحب اختیار خودش می باشد البته با توجه به شرایطی که بیان شد.

باسمه تعالی

منظور از حدیث شریف حسین منی و انا من حسین این است که امام حسین (ع) از نسل پیامبر اکرم (ص) است یعنی اگر پیامبر(ص) نبودند قطعاً امام حسین (ع) هم نبودند چرا که آن حضرت فرزند دختر پیامبر است. و اما اینکه چگونه پیامبر از امام حسین (ع) می باشد معنای معنوی آن لحاظ است یعنی اگر امام حسین (ع) به شهادت نمی رسیدند و واقعه عاشورا اتفاق نمی افتاد دین جدش پیامبر اکرم (ص) از بین رفته بود و دیگر نام آن حضرت در مناره ها برده نمی شد. بنابر این هم پیامبر(ص) از امام حسین(ع) است و هم امام حسین (ع) از پیامبر رحمت (ص) می باشد.

باسمه تعالی
این کار پدر شما بسیار زشت و خلاف شرع می باشد لکن شما باید امر او را به خدا واگذار کنید و بعد از هر نمازی از خدای تعالی بخواهید که او را به آنطور که می خواهد اصلاح نماید.

باسمه تعالی

اولاً مراجع اجازه استماع موسیقی نداده اند مخصوصاً موسیقی ای که ماشین ها پخش می کنند ثانیاً اگر توانستید تذکر دهید تا قطع کنند اگر نتوانستید ماشین را عوض کنید اگر نتوانستید با هدفون چیز دیگری استماع کنید تا صدای موسیقی به گوش شما نرسد. در این صورت مشکلی نخواهید داشت.

باسمه تعالی
اگر تأثیر داشته باشد گفتنش واجب است.

باسمه تعالی
1- بله
2- بله
3 در هنگام تکبیرة الاحرام مستحب است و برای موارد دیگر باید استفتاء شود.

باسمه تعالی
این افکار تا به مرحله عمل نرسد مشکل ایجاد نمی کند لکن شما برای رفع این مشکل باید برنامه ای مطالعاتی برای خود داشته باشید. اولاً سی دی های مؤسسه مباحث توحید، نبوت، امامت و معاد را تهیه و استماع نمایید(موجود در بخش سخنرانی ها) ثانیاً حتماً یک دور تاریخ اسلام و تشیع مانند کتابهای فروغ ابدیت و پیشوایان معصوم و همچنین دعاهای هر روز هفته را هر روز صبح بخوانید.

باسمه تعالی
اصل انتخاب شماست، و در این زمینه نباید از خارج چیزی به شما تحمیل شود لکن باید احترام پدر و مادر را نیز حفظ کنید. برای این منظور آرام آرام با آنان صحبت نموده و به موازات آن تا 11 روز روزی 11 مرتبه سوره مزمل را بخوانید. ان شاءالله نتیجه مثبتی را خواهید گرفت و آنچه که مصلحت باشد برای شما آرزو می شود.

باسمه تعالی

چنین اعمالی را که بیان کرده اید مستحب نیز می باشد و مشکلی ندارد. در این رابطه می توانید به رساله های عملیه احکام نماز بخش مستحبات نماز مراجعه نمایید.

باسمه تعالی
اگر عدد آن ها کمتر یا بیشتر از این می بود باز هم همین سؤال شما مطرح می شد که چرا تعداد آن ها منحصر به این مقدار می باشد. اما به صورت کلی بدانید که حکمت خداوند متعال بر تعداد مخلوقات و به عبارتی کمیت و کیفیت آن ها و چگونگی بهره رساندن آن ها از قبل تعلق گرفته است. جالب است بدانید که تعداد قطرات باران نیز برای هر زمان بارش از قبل مشخص شده است و این مطلب در آیه " وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ - و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است . انعام 59" اشاره شده است.

باسمه تعالی
اولاً نماز جماعت برای خانم ها واجب نیست و مستحب هم نمی باشد (بهتر است در خانه نماز بخوانند) ثانیاً آنچه که در تساوی حقوق بین زن و مرد بیان کردید اگر منظورتان مساوی بودن زن و مرد باشد باید گفت هر عقل عاقلی اگرچه دین هم نداشته باشد به چنین موضوعی معتقد نیست چراکه زن با مرد در اصول خلقت و در ابعاد مختلف تفاوت هایی دارند که این تفاوت ها باعث تکثیر نسل و پیشرفت امور جامعه می گردد. هرکس بگوید زن و مرد مساوی هستند آن وقت باید بگوییم باید مردان نیز مانند زنان بتوانند زایمان کنند و نیز بتوانند اعمال زنانه انجام دهند و بالعکس آن نیز صادق است و آنقدر در این باره مثال و مصداق وجود دارد که هیچ فرد عاقلی معتقد به این مسئله نگشته است. اگر فمنیسم چنین چیزی را می گوید قطعاً حماقت بزرگی را مرتکب می شود لکن اگر منظور از تساوی حقوق این باشد که پروردگار متعال بر همه بندگان به یک چشم نگاه کند و با تقوا ترین آن ها اعم از زن و مرد در نزد او عزیزتر باشند و نیز در احترام گزاردن تجلیل کردن و تکریم نمودن  و سلب افعال منفی از آن ها مانند غیبت کردن و تهمت زدن همگی یکسان با مرد ها باشند، این مطلب درستی است و اما ارجهیت ها در عالم خلقت گاهی برای مرد است در اموری و گاهی برای زن در اموری دیگر است. مثلاً مهریه و نفقه بر عهده مرد است و زن در اینجا گیرنده است ولی در ارث مردان دو برابر زنان دریافت می کنند.همینطور در موارد دیگری که بنا به دلایلی باید زنان نسبت به مردان و مردان نسبت به زنان تفاوت هایی داشته باشند والّا اصلاً نسلی از بشر باقی نخواهد ماند. اگر مرد فاعل باشد و زن نیز همینطور یا هردو مفعول باشند چگونه ازدواج صورت خواهد گرفت. زن از دیدگاه اسلام دارای حرمت عجیبی است و امام جماعت نشدن او برای مردان به خاطر احترام فوق العاده پروردگار نسبت به زن ها می باشد نه تحقیر آن ها لکن زن می تواند امام جماعت زنان واقع شود. در مرجعیت نیز لطافت بیش از حد زنان مسئله افتاء (فتوا دادن) را به خطر می اندازد فلذا خانم ها از این مسئولیت سنگین معاف شده اند.

باسمه تعالی
اولاً سر کتاب و امثال این ها هیچ واقعیت خارجی ندارد و اسمی بدون مفهوم می باشد. آیه ای را که خوانده اید اصلاً ارتباط به زمان ما ندارد. این مسئله خاص در زمان حضرت سلیمان (ع) بوده است که داستانش مفصل است، درباره مشکلتان نیز حتماً با همسرتان به یک مشاور خوب خیلی سریعا مراجعه نمایید .

باسمه تعالی
ما با ایشان آشنائیت چندانی نداریم و نمی توانیم راجع به ایشان قضاوت نماییم. اصولاً گفتار ایشان و یا دیگران باید بدون توجه به نام آن ها به نقد و بررسی با معیار قرار دادن قرآن و عترت قرار گیرد و در صورت عدم انطباق گفتار با دو ثقل اکبر و اصغر سخنانشان کنار گذاشته شود.

باسمه تعالی
شما باید کتبی مانند صحیفه سجادیه شامل مناجات های امام سجاد (ع) و کتاب هایی مانند المراقبات و اسرار الصلاة را مطالعه نمایید. البته مطالعه حالات بزرگان نیز تأثیر به سزایی دارد. بعد از مدتی این حالت در شما برطرف خواهد شد ان شاء الله.

باسمه تعالی
اولاً در موارد تکاملی و نفسانی حساب معصومین (س) از همه ما جدا می باشد و به هیچ عنوان آن بزرگواران در صفات نفسانیه با هیچ یک از ما قابل قیاس نیستند. اما درمورد نقصان عقل در نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه 79 حضرت درمورد چگونگی نقصان عقل زن ها خودشان توضیح داده اند و نقصان عقل به این معنا نیست که زن ها کم عقل هستند بلکه آنچه را که حضرت در آن خطبه توضیح می دهند این است که منظور گواهی دو زن به جای یک مرد می باشد.

باسمه تعالی
برای اینکه در واژه اول شما لفظ اَنِ ناصبه را در تقدیر دارید و این واژه مفرد مذکر مغایب می باشد (یَرْبُوَا) و چون منصوب به ان مقدره شده است ولذا حرف آخر مفتوح گشته است و الفی که در آخر آمده الف زینت می باشد. اما در واژه دوم یَربُوا مفرد مذکر مغایب بوده و چون منصوب به اَنِ ناصبه نیست فلذا به همان صورت صیغه اول ذکر شده و الف زینت می باشد.

باسمه تعالی
سوال شما به دلیل زیاد بودن تعداد حروف از حد تعریف شده، کامل به دست ما نرسیده است لکن در مورد غسل بدانید که شما باید در حال غسل ترتیبی اول سر و گردن بعد سمت راست و بعد سمت چپ را بشوئید و اگر چنانچه آبی از سر و گردن به یکی از دو طرف گردن بریزد هیچ مشکلی ایجاد نمی کند.