باسمه تعالی
1- بخل عبارت از این است که انسان از اینکه نعمتی به دست دیگران برسد ناراحت شود. خساست نیز عبارت است از اینکه انسان دوست نداشته باشد در جایی که باید خرج کند، خرج نماید و به خودش و دیگران سخت بگیرد.
2- در مورد بخل هر وقت نعمتی به کسی رسید بلافاصله شما باید خدا را شکر کنید و حتی با صدای بلند نیز سپاسگزاری خود را ابراز کنید و از خدا بخواهید که به آنها بیشتر بدهد. در مورد خساست نیز باید هر روز و شب صدقه بدهید و انفاق خود را آرام آرام زیاد کنید و در هر ماه مبلغی را کنار گذاشته تا به مصرف مستمندان برسد.
باسمه تعالی
رجوع کنید به بحث عصمت انبیاء(ع) جلسات 1 الی 4 که بطور مفصل پاسخ داده شده است. (لینک)
باسمه تعالی
همانطور که آنان با شما چنین رفتاری دارند و متاسفانه از اخلاق خوب شما سوء استفاده کرده اند شما نیز باید نظرات خود و انتقادات خود را مستقیماً و شفاهاً به آنان اعلام کنید و از دادن هرگونه وسیله ای نیز به آنان فعلاً خودداری کنید. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، حتماً باید به آنان تذکر و اخطار آخر را داده و قانوناً شکایت کنید.
باسمه تعالی
1- اگر گفته شما مبنی بر اینکه عالم محضر خداست به آن معنی که شما گفته اید و تصور کرده اید باشد، نباید از خانه تکان هم بخورید و نیازی نیست به مساجد هم بروید. چون داخل خانه هم محضر خداست.
2- همیشه عبادت و نوع آن و کمیت و کیفیت آن را معبود تعیین میکنند نه عابد. یعنی شما اگر مخلوق و عبد هستید و میخواهید عبادت کنید، باید ببینید دستور معبود برای عبادت به چه صورت است. مورد فوق نیز یکی از مواردی است که معبود، نوع و چگونگی آن را مشخص کرده است. حج یک عبادت مجزا و مستقل است و در صورت وجوب باید به طریق خاصی که معبود مشخص کرده انجام گیرد.
باسمه تعالی
خیر. به علت این که مطلبی که شما فرموده اید یکی از اقوال مطرح شده در این زمینه می باشد و روایاتی که رسیده حاکی از آن است که قبل از حضرت آدم(ع) افراد دیگری بر روی کره خاکی بوده اند که آنها با این فرزندان ازدواج کرده اند. مسئله بعدی این است که باید بدانید همواره حرام و حلال را خداوند متعال مشخص میکند نه مردم. ممکن است چیزی را خداوند برای زمانی حرام کرده باشد و برای زمان دیگر حرمت آن را برداشته باشد و یا بالعکس و این فقط در اختیار خالق و پروردگار متعال می باشد و مردم چنین حقی ندارند.
باسمه تعالی
اولاً خداوند متعال دینی را که به تبعیت از پدر یا مادر و یا دیگران باشد نمی پذیرد.
ثانیاً بر شما واجب است که برای پذیرفتن دین اسلام تحقیقات لازم را به عمل آورده و به عبارتی دیگر برای بدست آوردن اصول دین خود، خودتان مجتهد باشید (یعنی از هیچ کس تقلید نکنید بلکه از راه تحقیق به این مطلب رسیده باشید).
ثالثاً با این همه کتاب های چاپ شده و فضایی که در این کشور موجود است و نیز اینکه هیچ کس مانعی در زمینه تحقیق اصول دین شما برایتان ایجاد نمیکند، چرا تاکنون برای تحقیق در اصول دین خود اقدامی نکرده اید؟
رابعاً العیاذ بالله و بلا قیاس و بلا تشبیه اگر دوازده امام(ع) مثلاً اقلام آرایشی بودند یا نوع لباس و یا نوع غذاهای مورد نظر شما بودند باز هم شما به دنبال حفظ کردن این اسامی و دانستن آنها نمی رفتیم؟!
خامساً همیشه دنیا اینگونه بوده است که طرفداران علم و دانش، حق و حقیقت و طرفداران انسانیت را مورد تمسخر و مضحکه قرار داده و اذیت میکنند. هم اکنون در موارد دیگر نیز در جامعه خودمان هم همینطور است. به طور مثال کسی که به دنبال ضد ارزش ها باشد بیشتر مورد تصدیق و ترغیب قرار می گیرد ولی کسی که به دنبال ارزش های انسانی و تکامل خود و دیگران است همواره مورد حسادت، آزار و اذیت و تمسخر دیگران می باشد. اگر شما میخواهید به سوی تکامل و ترقی بروید باید کمربند تحمل، استقامت و ایستادگی را در خود محکم نموده تا در مدت زمان کوتاهی ان شاء الله به درجات عالیه برسید و آنگاه ببینید آنهایی که شما را مسخره میکردند در آن زمان در کجا قرار دارند و شما کجا ایستاده اید.
باسمه تعالی
1- شیعه در لغت به معنای پیرو می باشد و در اصطلاح کسی را گویند که امامت دوازده امام(ع) بعد از پیامبر(ص) را پذیرفته باشد و به این امر اقرار داشته باشد. اما شیعه در حدیثی که شما بیان فرموده اید به این معنا نیست. بلکه به معنای خاص خود یعنی کسی که صددرصد پیرو امیرالمومنین(ع) و ائمه دیگر بوده و همان کارهایی که آنها انجام میدهند، او نیز در حد توان خود انجام می دهد و به هیچ عنوان اهل معصیت نبوده و سعی در انجام مستحبات و ترک مکروهات نیز دارد. اشتباهی که شما کرده اید این است که تصور کرده اید شیعه در روایت فوق به معنای اول است در حالی که اینطور نیست. در نتیجه باید گفت شما و همه ما که بر امامت دوازده امام(ع) اقرار داریم شیعه حضرات(ع) بوده و شکی در این قضیه نیست. لکن شیعه به معنای دوم فقط کسانی را شامل می شود که انجام واجبات و ترک محرمات داشته و بر ادای مستحبات و ترک مکروهات نیز اصرار می ورزند که مسلماً چنین کسانی افرادی مانند مالک اشتر، میثم تمار، سلمان فارسی، مقداد، ابوذر و امثالهم میباشند.
2- حضور قلب در نماز اکتسابی بوده و همه باید در رسیدن به آن سعی وافر نماییم. لکن نماز بدون آن باطل نیست اگرچه ارزش معنوی آن کاسته میشود و خداوند برای عدم حضور قلب مجازاتی معین نکرده است. بلکه اگر کسی سعی در این زمینه داشته باشد ولی نتواند به آن برسد مأجور نیز هست.
باسمه تعالی
1- سعی کنید نماز های خود را با اذان و اقامه بخوانید و اگر نامحرم نبود اذان را با صدای بلند بگویید.
2- در مواقعی که مردم آزاری نشود، صدای اذان را با رادیو در خانه خود بلند نمایید.
3- اگر توانستید همسرتان را نیز وادار کنید در مساجد یا در منزل اذان را با صدای بلند بگوید.
4- حداقل روزی ۵۰۰ مرتبه صلوات بفرستید.
5- به نیت معالجه ی همسر، بعد از هر نماز ۷۰ مرتبه استغفار کنید.
6- مقداری اسطوخودوس و گل گاوزبان و سنبل الطیب را هر شب در قوری چینی دم کرده مانند چای بخورید. ان شاء الله بهتر خواهید شد.
باسمه تعالی
برنامه ای را در مبحث دعا برای علاقهمندان ارائه داده ایم. جلسه 76 با عنوان "دعاهای معتبر از معصومین(ع) برای برآورده شدن حاجات" (لینک). حتماً آن ۱۰ مورد را انجام داده و هر ۱۵ روز گزارش خود را به ما بدهید.
باسمه تعالی
رجوع کنید به مبحث حجاب (لینک) مخصوصا جلسه 21 با موضوع "محرم و نامحرم از دیدگاه قرآن کریم".
باسمه تعالی
تا همین حالا صدها میلیون نفر به خواستگاری یکدیگر رفته و همانطور که گفته ایم با هم صحبت کرده و سپس ازدواج کرده اند و شما و ما همگی محصول این ازدواجها هستیم. واقعاً چه نیازی است که انسان وقتی میتواند در چند جلسه خواستگاری با طرف مقابل صحبت های لازم را بنماید، ارتباطات آنچنانی برقرار کند.
باسمه تعالی
برای رفع چنین مانعی از فرزندی که نام برده اید باید اولاً تنبلی او را برطرف نمایید. بدین صورت که آنچه را که مایحتاج او می باشد هیچگاه آماده برای او قرار ندهید و در کارهای خانه و خودش حتماً او را شریک نمایید. مثلاً برای خوردن غذا او باید سفره را انداخته و جمع نماید در غیر این صورت از غذا خبری نیست. همین طور در بقیه موارد.
ثانیاً باید برای در اختیار قرار دادن تسهیلات به او با برنامه ای که برایش تنظیم می کنید از او کار بخواهید. مثلاً بگویید باید فلان کار انجام شود که متقابلاً شما فلان کار را برای او انجام دهید.
ثالثاً محیط فعلی را از حالت رفاه مطلق خارج کنید. یعنی طرف شما نتواند تا هر وقت که دلش خواست بخوابد.