امام صادق(ع): بنگر كه چه تدبيرى در تابیدن خورشید بر جهان نهفته است؟ اگر مشرق و مطلع خورشيد در يك جا بود، شعاع و منفعت آن به ديگر جهات نمىرسيد، زيرا كوهها و ديوارهها باعث پوشش نور آن مىشدند. پس تقدير چنان گشت كه در آغاز روز از مشرق طلوع كند و بر هر چه از جانب مغرب با آن روبهرو شود بتابد. آنگاه [نور آن] در گردش باشد و همه جهات را بپوشاند و مغرب شود و بر آنچه كه در آغاز روز نتابيده بتابد تا هيچ بخشى از زمين از نصيب و فايده نور خورشيد محروم نماند و نيازش برآورده گردد.
راستى اگر خورشيد، سال يا بخشى از سال را از فرمان سربپيچد و نتابد، حال مردم چگونه مىشود؟ و اصلا چگونه قادر به بقا خواهند بود؟ نمىبينى كه چسان براى مردم چنين تدابير سترگى ديده شده كه چارهاى از آنها ندارند و بىآنكه زوال و خستگى پذيرند و در كار خود راه نافرمانى پيش گيرند، به خاطر فايده بخشيدن به جهان و پايدارى آن در كارند و در مسير خود در حركتند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۰، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 4 بهمن
امام صادق(ع): اى مفضّل! در طلوع و غروب آفتاب به خاطر پديد آمدن و چرخش شب و روز انديشه كن. اگر طلوع خورشيد نبود، كار جهان يكسره درهم مىشكست و مردم قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند. دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود و بدون نور، زندگى گوارا نبود و از آن لذت نمىبردند. نياز به طلوع خورشيد پيداست و به شرح بيش از اين نيازى نيست، ولى در راز غروب خورشيد انديشه كن.
اگر غروب نبود، مردم آرامش و قرار نداشتند. حال آنكه اينان بيش از هر چيز به آرامش واستراحت جسم و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند. نيز [اگر غروبى نبود] حرص آدميزاد باعث مىگشت كه همواره كار كنند و بدن آنان از كار بيفتد. بسيارى از مردم اگر شب فرا نرسد و تاريكى بر اينان حاكم نگردد، به خاطر حرص و آز و جمع و ذخيره مال هيچ آرام و قرار نداشتند.
همچنين زمين از تابش هميشگى آفتاب تفتيده مىشد و تمام جانداران اعم از گياه و حيوان از حرارت زياد نابود مىشدند. پس خداوند حكيم چنان تدبير انديشيده كه زمانى برآيد و وقتى ديگر پنهان شود تا مانند چراغى باشد كه اهل خانه براى كارى بر مىافروزند و براى آرامش خاموش مىگردانند. [با اين طلوع و غروب] نور و ظلمت كه ضد يكديگرند چنان در اطاعتاند كه صلاح و قوام جهان را با هم تأمين مىكنند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۸)
مقالات شنبه 29 آذر 1404
نور آفتاب بهخاطر داشتن اشعه مافوق بنفش، نقش «بهداشتى» و «درمانى» فوقالعاده مهمى در صحنه زندگى و حیات دارد. راستى اگر آفتاب از انجام این نقش مهم خود سر باز مىزد چه میشد؟ هیچ، دنیا تبدیل به یک بیمارستان بزرگ مىگردید که در میان آن موجوداتى ناتوان و بیمارگونه در میان مرگ و زندگى دستوپا میزدند!
بنابراین نور آفتاب هم چراغ ماست، هم میزبان ما، هم گرمکننده بستر ما، هم آبیارىکننده، هم غذادهنده، هم طبیب و هم داروى ما. (قرآن و آخرین پیامبر، ص۱۷۵)
قبلا گفته شد:
خورشید در تسخیر بشریت
خورشید، عامل اصلى وزش بادها
خورشید و تبخیر آب
نتیجهگیری:
در هفتههای اخیر صحبت از خورشید و ثمرات و برکات آن کردیم و با آثار این نعمت بزرگ الهی بر زندگی خود و موجودات عالم بیشتر آشنا شدیم. شاید بعدها دوباره به زوایای دیگری از این پدیده شگفتآور بپردازیم، اما آنچه جای تأمل دارد این است که این خورشید باعظمت، تنها یکی از نعمات بیشمار خداوندی است که بدون آنکه ما از خدا خواسته باشیم در اختیارمان قرار گرفته است. اما چرا؟
چرا کرهای نورانی و گرمابخش به این عظمت باید برای ما بسوزد و زمین ما را بیفروزد؟ آیا واقعا خالقی که ابعاد و حرارت خورشید را تعیین و فاصله آن از زمین را دقیق اندازهگیری کرده تا نور و گرمای آن سرد و سلامت به زمینیان برسد، برای ادامه کار برنامهای نداشته؟!
همانطور که پیشتر گفتیم، طبق آیه ۳۳ سوره ابراهیم(ع)، خالق خورشید آن را در «خدمت» ما گذاشته و ما هم داریم از خدمات آن بهرهمند میشویم. اما باید از خود بپرسیم، آیا واقعا هر کسی شایستگی برخورداری از چنین خدمت و خدمتگزاری را دارد؟ آیا انسان نباید لحظهای به فکر فرو رود که این خدمات برای چیست؟ که فقط بخوریم و بیاشامیم؟!
اگر دولتها آزمایشگاههای بزرگ علمی آن هم با تجهیزات متعدد و گرانقیمت را برای محققان خود تدارک میبینند، قطعا انتظار دستآورد و اختراع و اکتشافی از آنها دارند و بیجهت این امکانات را برای آنها گرد نیاوردهاند.
دنیا نیز آزمایشگاه ماست و خورشید هم یکی از تجهیزات آزمایشگاهی... فراموش نکنیم که روزی از ما درباره تمام این امکانات و تجهیزات سؤال خواهد شد. روز بررسی «دستآوردها»...
مقالات شنبه 6 آبان 1402
در ادامه بیان خدمات خورشید [خورشید در تسخیر بشریت و خورشید، عامل اصلى وزش بادها]، این هفته به تاثیر مستقیم آن بر روی مسئله پیدایش بخار آب و رطوبت هوا میپردازیم. اگر بخار آب بهصورت عادلانهاى سراسر زمین تقسیم نشود، زندگى حیوانات و گیاهان به مخاطره مىافتد. قسمتى از این بخارات در لابهلاى امواج هوا نقش یک وسلیه آبیارى نامرئى دائمى را بازى میکند، و قسمت دیگر بهصورت «ابرهاى بارانزا» آشکار میگردد.
درجه رطوبت هوا اگر از میزان معینى پائینتر بیاید پوست بدن ما میخشکد، تنفس براى ما مشکل میشود، برگهاى درختان همه پژمرده شده و تدریجاً مىخشکند و خلاصه آثار زندگى تدریجاً از روى صفحه زمین برچیده مىشود.
آیا عامل اصلى تبخیر آب چیزى جز تابش آفتاب مىباشد؟ جالب توجه اینکه تابش آفتاب هم عمل «تبخیر» را انجام میدهد و هم عمل «تصفیه» را، زیرا میدانیم آب دریاها داراى املاحى است که با وجود آنها نه قابل شرب انسان و حیوان است و نه قابل استفاده گیاه، ولى این آبها ضمن تبخیر تصفیه شده و از هر نظر قابل استفاده میگردند.
📖 منبع: قرآن و آخرین پیامبر، ص۱۷۴
مقالات شنبه 29 مهر 1402
پیشتر (اینجا) گفتیم «تسخیر» کردن چیزى، به معنى فرمانبردارى و خدمتگزارى موضوع تسخیر شده نسبت به تسخیر کننده است و اینکه قرآن کریم در آیه ۳۳ سوره ابراهیم(ع) خورشید را مسخر انسان معرفی نموده از همین جهت است.
یکی دیگر از خدمات خورشید به انسان (و سایر موجودات)، ایجاد پدیده «وزش باد» است. وزش بادها برکات زیادى با خود مىآورد. وسیله حرکت ابرها، نزول باران، تلقیح و بارور ساختن گیاهان، تلطیف هوا، تعدیل حرارت و برودت در سرتاسر کره زمین مىباشد.
اگر باد نمیوزید، هرگز بارانى بر زمینهاى خشک نمیبارید، بیشتر گیاهان عقیم مىماندند، میوه بسیار کم بود، مناطق استوایى در گرما میسوخت و مناطق قطبى و حتى نقاطى از مناطق معتدله هرگز قابل سکونت نبودند. هواى مجاور ما خفقانآور مىشد و موجودات زنده براى تنفس خود دچار زحمت میشدند. ولى همه این مشکلات عظیم با وزش نسیمى حل مىشود.
نکته قابل توجه این است که بدانیم عامل اصلى پیدایش این تمّوج پر برکت هوا، «اختلاف درجه حرارت» در نقاط مختلف روى زمین است و اگر مىبینیم دائماً بادهایى از دو قطب شمال و جنوب زمین بهسوى استوا و از استوا بهسوى قطبین در حرکتند، از همین جهت است. این اختلاف درجه حرارت معلول تابش آفتاب بر مناطق مختلف است. بنابراین اگر آفتابى نبود، قسمت مهمى از وزش بادها محو و نابود میشد.
همچنین بخوانید: خورشید در تسخیر بشریت
📖 منبع: قرآن و آخرین پیامبر، ص۱۷۳
مقالات یکشنبه 23 مهر 1402
“وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمسَ وَ القَمَرَ دَائِبَينِ” خورشيد و ماه را كه با برنامه منظمی در كارند به تسخير شما درآورد - آیه 33 سوره ابراهیم(ع)
«تسخیر» کردن چیزى، به معنى فرمانبردارى و خدمتگزارى موضوع تسخیر شده نسبت به تسخیر کننده است. یکی از خدمات چراغ بزرگ منظومهمان یعنی «خورشید» به عنوان یک منبع نور عظیم است و نور یکی از مهمترین ملزومات حیات و زندگى است و همچنین تولید سخاوتمندانه گرما و حرارت است.
مقالات شنبه 15 مهر 1402