پرسش و پاسخ

پرسش پاسخ شرعی

لطفا قبل از ارسال سوال آن را در بین سوالات جستجو نمایید تا از تکرار جلوگیری شود.

باسمه تعالی

هر کسی چه مثبت چه منفی صحبت کند باید برای سخن خود دلیل بیاورد. آنان که می گویند این قرآن سخنی غیر الهی است نیز باید برای صحبت خود دلیل بیاورد و ما که می گوییم قرآن کلام الهی است برای سخن خود دلیل داریم. شما در این رابطه می توانید به تفسیر بیان نوشته آیت الله خویی -رحمة الله علیه- که سوره حمد را تفسیر کرده‌اند مراجعه نمایید. بعد از مطالعه آن اگر اشکالی بود در خدمت شما هستیم.

باسمه تعالی

اگر مسلمان باشند به آنها خواهد رسید و اگر غیر مسلمان باشند تاثیری در حال آنها نخواهد داشت.

باسمه تعالی

صدقه به معنای کار خیر می باشد و می توانید آن را برای زنده و مرده انجام دهید و مطمئن باشید که به آنها اگر مرد باشند عاید و واصل و اگر زنده باشند می رسد. از کیفیت ثواب کم نمی شود و برای همه آنها که شما نیت کرده‌اید منظور می گردد.

باسمه تعالی

آرزوی مرگ کردن اگر منجر به خودکشی شود جایز نیست چرا که انسان برای اینکه خودکشی کند خلق نشده است و هدف از خلقت انسان توسط خداوند، شناختن پروردگار که در نتیجه به فیض رسیدن خود انسان است می باشد و نه چیز دیگر.

باسمه تعالی

خواندن این دعا در هر زمانی خوب و مفید است بالاخص اگر در ماه مبارک رمضان باشد. ولی روایتی که تایید کند دعای جوشن کبیر در لیالی قدر استحبابی برای خواندن دارد وارد نشده است و چنین روایتی نداریم.

باسمه تعالی

چنین روایتی را ما بررسی کردیم و دریافتیم که اصلاً سندیت آن معتبر نیست و این روایت از چند جهت مخدوش است. یکی از نظر بررسی سند. دوم از جهت گفتار حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام که خلاف عصمت ایشان و امام حسن علیه السلام می باشد. سوم از نظر عقلی.

باسمه تعالی

ابن ملجم مرادی -لعنة الله علیه- به ذاته اشقی الاشقیاء نیست بلکه زمانی اشقی الاشقیاء می‌شود که ارکان هدایت خداوندی را از بین برده و به شهادت میرساند. در واقع او با به شهادت رساندن مولای متقیان علیه السلام به اشقی الاشقیاء تبدیل می شود.

باسمه تعالی

اگر عدالت به معنای واقعی محقق شود آن آزادی ای که شما بیان کرده اید را نیز به دنبال دارد و این بر حسب آیات قرآن کریم می باشد.

باسمه تعالی

پس از بررسی حدیث پاسخ داده خواهد شد.

باسمه تعالی

آن اجلی را که خداوند متعال در قرآن بیان می فرماید اجل حتمی یعنی آنچه را که در لوح محفوظ ثبت و ضبط شده است و هیچگونه بدائی در آن حاصل نمی‌شود می باشد و در روایات صله رحم، صدقه دادن و امثالهم برای اجلی است که می تواند تغییر پیدا کند و آن اجل غیر محتوم یا اجل معلق است.

باسمه تعالی

1- مطالبی که راجع به حرز می‌گویند اغلب سند درستی ندارد و فقط به همین مقدار می شود بسنده کرد که چنین حرزی متعلق به آن حضرت بوده باشد و تا حدودی ویژگی های خاص خود را دارد. اما به آن مقدار که تبلیغ می کنند چنین نیست بلکه متأسفانه عده‌ای برای این مطلب دکان باز کرده‌اند. شما می توانید به کتاب "حقایقی پیرامون دعا و توسل" نوشته جناب استاد مخملباف مراجعه کنید و انواع دعاها و حرزهای معتبر را در آنجا یافته و مورد بررسی قرار دهید.

2- در مورد سوال دوم نیز سوال خود را مجددا بیان بفرمایید. (با ثبت نام در سایت سوالات خود را در پنل مخصوص خودتان داشته باشید)

باسمه تعالی

اصولاً معلولیت های ذهنی نشأت گرفته از صدماتی است که به ذهن شخص در مقاطع یا مقطعی از زمان برای او صورت پذیرفته است و اصولاً چون روح نمی تواند در آن عضو به صورت کامل تجلی کند، تجلی او در آن عضو ناقص خواهد بود و لذا به این گونه موارد معلولیت های ذهنی می گویند و وجود این معلولیت‌ها همانگونه که بیان شد ارتباطی به خداوند متعال ندارد. بلکه نشأت گرفته از اعمال و رفتار انسانها می باشد که این خود بحث مفصلی دارد. می‌توانید به مبحث توحید جلسات 23 الی 25 با موضوعات قضا و قدر و مصیبت های وارده بر بندگان (لینک) مراجعه نمایید.

در مورد سوال دوم باید گفت بیش از نود درصد از خوشی ها و سختی ها به عملکرد انسان ها برمی گردد و به موانعی که برای رسیدن به خوشی ها وجود دارد و یا برای رفع موانعی که ناملایمات را ایجاد می کند. در اینجا یا انسان خود مقصر است و یا دیگرانی در جامعه برای او ناملایمات ایجاد کرده و یا مانع رسیدن او به آسایش می‌شوند. در این گونه موارد اگر مسئله شخصی باشد، خود آدمی باید به دنبال برطرف کردن موانع باشد و اگر به دست دیگران باشد باید برای احقاق حق خود قیام نماید. در هر حال همانطور که گفته شد ارتباطی به خداوند متعال ندارد. حال ممکن است درصد کمی به خاطر مصالحی که خداوند برای بعضی از بندگان در نظر می گیرد آنها را در یک سختی قرار دهد که آن سختی بدون آنکه آن بندگان بدانند در پایان برای آنها خیر و منفعت داشته باشد. در چنین مواردی خود خدای تعالی ناملایمات به وجود آمده برای چنین بندگانی را به نحو اکمل و احسن وجه جبران می نماید.

باسمه تعالی

اصولا وقتی انسان صورت هایی را می بیند، چه در موجودات زنده و غیرزنده، در بایگانی ذهن او ثبت می شود و چنانچه بعد از آن اگرچه سال ها گذشته باشد صورتی را ببیند که مشابه با آن چه باشد که قبلاً دیده است، این تصور به او دست می‌دهد که این صورت را قبلا جایی دیده است و اگر به واقع قبلاً دیده باشد بلافاصله صورت فوق را با صورت بایگانی ذهن تطبیق داده و حالت تصدیق برای او بوجود می‌آید و اگر ذهن خطا کرده باشد یا چشم خطا کرده باشد حالت تصدیقی برای او نخواهد بود. چنانچه میگوید این چیزی که الان دیده ام آنچه را که در بایگانی ذهنم بود نبود و مطابقت نداشت. این مسئله اصولاً به تناسخ ارتباطی ندارد و به همین صورت که تعریف کردیم مربوط به ذهن و مغز آدمی است که نشات گرفته از روح آدمی است می باشد. 

باسمه تعالی

مطلبی که شما فرموده اید صحیح نیست. ما می‌دانیم که خداوند أَعْدَلَ الْعَادِلِینَ است یعنی عادل ترین کس خود خداوند متعال است و به عدالت بین بندگان حکم می کند و خداوند هیچ زمانی و مکانی را بدون حجت خود قرار نمی دهد. همیشه حجت های خداوند در هر مکان و زمانی وجود دارد. اصولا آمدن صد و بیست و چهار هزار پیامبر و اوصیای آنها و دوازده امام (ع) و نیز کتاب های آسمانی تحریف نشده و همچنین قرآن کریم که تا روز قیامت معجزه ی باقیه است به همین علت است که این حجت ها باشند تا افراد در هر کجا که هستند بتوانند از آنها استفاده کنند و گمراه نشوند.

مطلب بعد حجت های باطنی و ظاهری هستند. حجت باطنی عقل است که خداوند به هر کسی داده است و شما با عقل خود می توانید بفهمید که مسائلی که یهودیت یا مسیحیت می گویند مثل تثلیث یعنی خدای سه گانه باطل است چرا که اصلا با عقل ضدیت دارد و نیاز به قرآن و شریعت و امثالهم هم ندارد. حجت ظاهری نیز همان 124 هزار پیامبر، قرآن و ائمه(ع) هستند که حجت های ظاهری خداوند هستند و هرگز زمین از این حجت ها خالی نیست که گفتار حجت های خداوند بصورت احادیث و روایات و همچنین خود قرآن کریم وجود دارد و الان با این ارتباطاتی که در دنیا وجود دارد در هر کشور با هر درجه فسادی که وجود داشته باشد هر کسی میتواند از این حجت ها استفاده کند و دستش خالی نیست.

حال اگر فرض کنیم که کسی در روی کره زمین بود که به هیچ وجه نتوانست از این حجت ها استفاده کند قطعاً خداوند متعال حق او را ضایع نخواهد کرد و او را داخل دوزخ قرار نخواهد داد که در چنین موردی احادیث متعددی داریم که خداوند او را در محیطی کاملا آرام و مناسب حجت ها را برایش می آورد و او را امتحان خواهد کرد تا بتواند با اراده و عقل خود خوب و بد را تشخیص دهد و به هر طرف میخواست با اراده و خواست خودش گرایش پیدا کند.

بنابراین متولد شدن در مملکتی دینی یا غیر دینی در مورد هدایت شدن یا نشدن فرد درست نیست. برای مثال شما در کشور خودمان که به اسم جمهوری اسلامی است و این همه حوزه های علمیه و عالم دینی وجود دارد و تنها مملکت شیعه در کره زمین است، درصد بی‌دینان در مملکت ما از بعضی جاهای دیگری که مملکت بی‌دین هست و حتی مثل ما مملکت شیعه نیست بسیار بیشتر است و اینکه شما می بینید خیلی جوان ها نماز نمی خوانند، خیلی ها حجاب ندارند، انگیزه و غیرت دینی ندارند ولی شما همین را در ممالک کفر نشین در جاهایی که شما این حجت ها را در آن ضعیف می بینید اتفاقا آدم های بسیار متدین و قوی الایمانی هستند. مثلا در حجاز که مهد وهابیت است شیعیان خیلی معتقد و متدینی می بینیم که از شیعیان ایران هم اعتقادشان بسیار راسخ تر و قوی تر می باشد. این مورد در بحرین، امارات و کشورهای حوزه خلیج فارس حتی کشور نیجریه هم هست. پس اینکه کسی در مملکت دینی به دنیا بیاید هدایت شده است و برعکس صحیح نیست.

باسمه تعالی

نه تنها استاد قرآن بلکه هیچکس حق خیانت کردن در هیچ زمان و هیچ مکانی را ندارد. حال چه خیانت به خدا باشد چه به پیامبر و چه به قرآن باشد. چه استاد قرآن باشد و چه غیر استاد قرآن فرقی نمی کند.

ما در بحث دعا (اینجا) نیز مطرح کردیم که سحر و جادو به هیچ عنوان وجود ندارد به این معنی که بین مردم رایج است. هیچکس چه استاد قرآن و چه غیر آن نمی تواند در کسی تسخیر ایجاد کند و زندگی آن فرد را به فنا دهد. اینها همه حرفهای مزخرفی است و از خزعبلات است که ما به آن اسرائیلیات می گوییم و برخی به آن معتقدند و هیچ پایه و اساس شرعی و علمی و عقلی ندارد.

اینکه آیا استاد قرآن می تواند استخاره انجام دهد، این را ما در بحث استخاره (لینک) کامل توضیح داده ایم حتماً آن را استماع نمایید اگر بعد از آن سوالی بود بفرمایید تا پاسخ دهیم.

باسمه تعالی

در پس گرفتن امانت چه استاد قرآن باشد، چه آیت الله باشد و چه مرجع تقلید باشد، هر کسی با هر سمت و پستی باشد انسان باید به آن رجوع کرده و امانتش را طلب کنید. اگر نداد باید به پلیس شکایت کند تا امانتش را پس بگیرد و اگر دستش به پلیس هم نمی رسد باید نماز حاجت خوانده و در پیشگاه خداوند استغاثه کند که حتماً بتواند حقش را از آن فرد بگیرد و در گرفتن حق انسان نباید به مقام طرف نگاه کند چه معنوی و چه ظاهری. باید دقت داشته باشید که اگر استاد قرآن واقعاً استاد قرآن باشد اصلا خیانت نمی کند.

باسمه تعالی

شما باید به این نکته بسیار دقت نمایید که "هر کس برای هر کسی و برای هر چیزی که کار می‌کند باید مزدش را از همان کس و از همان چیز طلب کند". این خلاف عقل و خلاف حکمت است که من برای کسی کار بکنم و از کس دیگری مزد  بخواهم. این مطلب عقلی و علمی است و مورد تایید همه دانشمندان دینی و غیردینی می باشد. حتی خود افرادی که شما نام برده اید این مطلب را قبول دارند و این اصلاً کلام ما را نقض نمی کند بلکه آن را تایید هم می کند و کجای آن خلاف عدالت است؟ 
بانو ترزا بانوی خوب و فداکاری بوده است، ما چه می دانیم برای چه کسی و چه چیزی کار کرده است؟ از همان کس برود و مزدش را بگیرد، مشکلی ندارد. خداوند هم راهش را باز گذاشته و هرگز مانع پاداش دادن به این افراد توسط دیگران که برایشان کار کرده است نمی شود.

مسئله دوم این است که شما از کجا می دانید افرادی را که نام برده اید در طول زندگانیشان به مسائل دنیایی و لذت های دنیایی نرسیده‌اند؟ مگر شما شب تا صبح و صبح تا شب با ایشان زندگی کرده اید و می دانید که به آنچه می خواستند نرسیده اند و زندگی خوبی نداشته اند و بدون پاداش از دنیا رفته اند. این حرف از لحاظ منطقی عقلی و علمی صحیح نیست. 

مسئله سوم نیز این است که این که ما میگوییم خداوند به هیچکس ظلم نمی کند و هر کس برای هر کسی که کار می کند برود و مزدش را از آن بگیرد، اگر اینها واقعاً خداوند را شناخته باشند و برای خداوند کار کرده باشند قطعاً و یقیناً خداوند مزد شان را به آنها خواهد داد. اگر در این دنیا ندهد در برزخ و قیامت مزدشان را خواهد داد لکن نحوه مزد دادن را خود خداوند متعال مشخص می کند که به چه کسی چه مقدار و با چه کمیتی و کیفیتی مزد دهد. 

اگر باز مشکلی بود برای ما ارسال کنید تا پاسخ دهید.

باسمه تعالی

باید دانست که این را آخوندها نگفته اند بلکه مطالب مربوط به پاداش اعمال عبادی، چه واجب و چه مستحب که زیارت امام رضا (ع) هم یکی از آنهاست از طریق روایات و احادیثی که از ائمه(ع) به ما رسیده است ذکر شده است. البته بعضی از اینها اغراق آمیز بوده و مبالغه در آن به کار رفته است و سند درستی ندارد که در این صورت باید سند و منبع آن را بررسی نمود و اگر خودمان نتوانستیم، از متخصص این امر بخواهیم که آن را برای ما انجام دهد.
مسئله بعدی که باید توجه نمود این است که خداوند متعال که قدرت نامتناهی دارد می‌خواهد پاداش اعمال را بدهد نه یک مخلوق متناهی و محدود و برای خداوندی که قدرت نامتناهی دارد اصلاً مقدار آن معنایی ندارد و چیزی از او کم نخواهد شد و دیگر این که اگر ما عملی را انجام دهیم و بعد معصیتی مرتکب شویم، این باعث از بین رفتن پاداش آن خواهد شد و بسیاری از افراد به واسطه معصیتی که انجام میدهند تمام ثواب عمل نیک خود را از دست می‌دهند و در آخر نیز چیزی بدهکار خواهند شد!
نکته آخر نیز این است که انسان خیلی به پاداش و ثواب در عالم برزخ و قیامت نیاز دارد ولی متاسفانه انسان ها یا حال انجام اعمال را ندارند و یا شیطان به واسطه وسوسه های خود نمی گذارد انسان اعمال را انجام دهد و یا اگر انجام دهد، شیطان با وسوسه و ترغیب به انجام گناه باعث از بین رفتن پاداش عبادت برای فرد میشود و در مورد از بین رفتن پاداش ها هم آیه در قرآن کریم داریم و هم روایت و حدیث که هستند افرادی که اعمال خود را سوزانده و از بین می برند. 

باسمه تعالی

وسواس فکری اگر به مرحله اجرایی برسد و به پاکی و نجسی منجر گردد، در حد شرک به خداوند است. چرا که خداوند متعال همه چیز را پاک دانسته، مگر آنچه را که خود آن را نجس اعلام کرده باشد و طریقه نجس شدن آن را نیز بیان کرده باشد. بنابراین شما باید به خود تلقین کنید و برای خود برنامه‌ای بگذارید که وضوی شما یک دقیقه طول بکشد و غسل شما ۵ دقیقه و همچنین موارد دیگر تا کم کم از این حالت خطرناک خارج شوید.

باسمه تعالی

بهترین دلیل بر رد این مطلب این است که بگوییم چه کسی تا به حال چنین عملی برایش اتفاق افتاده است. او بیاید و با دلیل به ما ثابت کند که این عمل برای او اتفاق افتاده است. اگر بگویند او دارد ادعا می کند و دلیل ندارد، در این صورت همه انسان ها می توانند چنین ادعایی بنمایند چون دلیلی ندارند.