امام باقر(ع) فرمود: اگر میخواهی آزمایش کنی که سعادتمند هستی یا نه، به قلب خود مراجعه کن. ببین اگر مؤمنین و پرهیزکاران را دوست میدارد و از معصیتکاران بیزار است، بدان تو را سعادتی است و خدایت تو را نیز دوست میدارد. چنانچه قلبت دوستان خدا را دشمن میدارد و معصیتکاران را دوست، در تو فایدهای نیست و مورد خشم و نفرت پروردگاری. زیرا هر کسی با آن کس که دوستش دارد محشور میشود.
📖 منبع: کافی، ج۲، ص۱۲۶
روایات چهارشنبه 9 مهر 1404
در سال نهم هجری از اطراف، سران قبایل یکی پس از دیگری به مدینه وارد میشدند و اسلام میآوردند. همین که نزدیک مدینه رسیدند، با مغیرة بن شعبه ملاقات کردند. مغیره با عجله دوید تا خود را به پیغمبر(ص) برساند و بشارت آمدن سران ثقیف را برای بیعت اسلام به عرض برساند. ابوبکر با او مصادف شد و از جریان اطلاع پیدا کرد. مغیرة را آنقدر سوگند داد تا پذیرفت که این بشارت را او برساند. ابوبکر خدمت پیغمبر(ص) رسید و آمدن آنها را اطلاع داد.
مغیره که از بستگان بنیثقیف بود به آنها تعلیم داد چگونه بر پیغمبر(ص) سلام کنند، ولی ایشان نپذیرفتند و به همان رسم جاهلیت تهنیت گفتند. پیامبر(ص) دستور داد در کنار مسجد قبهای برای آنها برافراشتند.
بنیثقیف عرض کردند: ما مسلمان میشویم به سه شرط: اول اینکه بت لات را بگذارید در میان ما باشد تا ۳ سال و بتخانه را خراب نکنید. پیغمبر(ص) امتناع ورزید. پیوسته تعداد سالها را کم کردند، باز قبول نفرمود. تا اینکه اجازه یک ماه خواستند، باز امتناع ورزید حتی از اینکه لحظهای اجازه دهد. دوم اینکه از نماز خواندن معاف باشند و سوم اینکه بتها را با دست خودشان نشکنند.
پیغمبر اکرم(ص) فرمود: اینکه با دست خود بتهایتان را نشکنید اشکال ندارد. کسی را میفرستیم بتها را در هم شکند؛ و اما نخواندن نماز ممکن نیست.
📖 منبع: پند تاریخ، ج۶، ص۷۲ به نقل از تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۵
روایات چهارشنبه 2 مهر 1404
پس از پایان جنگ احد و بازگشت پیغمبر اسلام(ص) به طرف مدینه، مرد و زن از هر قبیله بر سر راه آمده بودند و بر سلامتی پیامبر(ص) خدای را سپاسگزاری میکردند.
از قبیله بنی عبدالاشهل مادر سعد بن معاذ جلوتر از دیگران میآمد. در این هنگام عنان اسب پیغمبر(ص) در دست سعد بود. عرض کرد: یا رسول الله! مادر من است که خدمت میرسد. حضرت رسول(ص) فرمود: مرحبا بها؛ آفرین بر او.
مادر سعد نزدیک شد. پیغمبر(ص) او را به شهادت فرزندش عمرو بن معاذ تسلیت فرمود. عرض کرد: یا رسول الله! همین که شما را به سلامت مشاهده نمودم، هیچ مصیبت و ناراحتی دیگر بر من اثر نخواهد کرد و دشوار نخواهد بود. (پند تاریخ، ج۶، ص۳۵، به نقل از ناسخ، ج۱، ص۳۸۹)
موکب پیغمبر نزدیک به زنی از انصار رسید که شوهر و پدرش کشته شده بودند. مسلمین او را به شهادت پدر و شوهرش تسلیت دادند. در جواب آنها گفت: پیغمبر(ص) چطور است؟ گفتند: آنطور که خواسته توست. بحمدالله سلامت است. گفت مایلم خودم آن جناب را مشاهده کنم و با این دیدگان او را ببینم.
تقاضا کرد آن جناب را نشانش بدهند. همین که چشمش به پیغمبر(ص) افتاد، گفت: یا رسول الله! با سلامتی شما هر مصیبتی هرچند دشوار باشد، کوچک و آسان است. (پند تاریخ، ج۶، ص۳۵، به نقل از تاریخ ابناثیر، ج۲، ص۱۰۷)
روایات چهارشنبه 26 شهریور 1404
حضرت صادق(ع) فرمود: امیرالمؤمنین(ع) در یک قسمت از سفارشات خود به اصحاب فرمود:
بدانید قرآن راهنمای شبانهروزی شماست. در تاریکی شبهای گرفتاری و تنگدستی چراغی درخشان است. هرگاه پیش آمد ناگواری روی داد، ثروت و مال را فدای جان خویش کنید. چنانچه امری پدید آمد که بین حفظ دین و فدا کردن جان مجبور شدید (یکی را انتخاب کنید)، جان خود را فدای دین کنید.
توجه داشته باشید آن کسی نابود شده که دینش نابود شده باشد. تمام ثروت و هستی آن کس را دزد برده که دینش را ربوده باشند. بدانید با داشتن بهشت، فقر و تنگدستی در هر حال وجود ندارد؛ و با رهسپار شدن به سوی آتش نیز ثروتی نخواهد بود. آن آتشی که گرفتارش را رهایی نیست و چشمی که به آن آتش نابود شد خوب شدنی نخواهد بود.
📖 منبع: کافی، ج۲، ص۲۱۶
روایات چهارشنبه 19 شهریور 1404
شخصی گفت: به حضرت صادق(ع) عرض کردم: عدهای هستند که گناه میکنند، ولی میگویند: امید داریم خدا ببخشد! پیوسته بر همین کار ادامه میدهند تا مرگ آنها را فرا گیرد.
حضرت فرمود: اینها دستهای هستند که آرزو آنها را از راه راست منحرف کرده. دروغ میگویند، امیدوار نیستند. زیرا هر کس به چیزی امید داشته باشد، در صدد به دست آوردن آن میشود. هر که از چیزی بترسد از آن چیز دور میشود و فرار میکند.
📖 منبع: کافی، ج۲، ص۶۸
روایات چهارشنبه 12 شهریور 1404
ابوبصیر از حضرت صادق(ع) نقل کرد که آن جناب فرمود: پیوسته مومن در خوبی و امیدواری است، چون مشمول رحمت خداست مادامی که عجله نکند و ناامید نشود و دعا را ترک نگوید. عرض کردم: چگونه عجله میکند؟ فرمود: میگوید از فلان وقت دعا میکنم، هنوز به اجابت نرسیده. به واسطه تاخیر اجابت ناامید میشود و دعا را ترک میکند.
و نیز فرمود: بنده مومن درباره حاجتی دعا میکند. خداوند چون علاقه به نوا و نیایش او دارد، دستور میدهد اجابت دعایش را تاخیر بیندازند. روز قیامت میفرماید: بنده من دعایی کردی اجابت آن را به تاخیر انداختم، اینک ثواب آن این است. و هم در فلان مورد دعا کردی باز اجابت را به تاخیر انداختم، این مقدار ثواب در مقابل همان دعاست. حضرت صادق(ع) فرمود: وقتی آنهمه ثواب را برای مستجاب نشدن دعایش در دنیا میبیند، آرزو میکند ای کاش هیچیک از دعاهایم در دنیا مستجاب نمیشد!
📖 منبع: پند تاریخ، ج۴، ص۱۶۸ به نقل از کافی، ج۲، ص۴۹۰ و ۴۹۱
روایات چهارشنبه 5 شهریور 1404
مردی صالح به در خانه بخیلی رفت. گفت: شنیدهام که تو مقداری از مال خود را اختصاص به مستحقین دادهای. من بینهایت مستحق و فروماندهام. آن مرد بهانهای آورد و گفت: من آنچه نیت کردهام باید به اشخاص کور بدهم. تو کور نیستی! مرد گفت: گفت غلط دیدهای. کور واقعی منم که روی از رزاق حقیقی برتافته، سوی چون تو بخیلی شتافتهام! این سخن را گفت و برگشت.
بخیل از این جمله تحتتاثیر قرار گرفت. از عقبش دوید، اما هرچه درخواست کرد که برگردد تا خواسته او را برآورد، نپذیرفت...
📖 منبع: پند تاریخ، ج۴، ص۶۳
روایات چهارشنبه 29 مرداد 1404
امام صادق(ع) فرمود: هرگاه يكی از شما حاجتى خواهد، پس ابتدا پروردگار را ستايش كند و او را مدح گويد، زيرا چون مردى از سلطان حاجتى خواهد، بهترين سخنى كه توانایى آن را دارد براى او آماده سازد (با سخنان آراسته با او سخن میگوید).
پـس چـون حاجتى خـواستى، خداى عزیز و جبار را تمجيد كن و او را مدح گو و ستايش كن. اینطور: «يَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَى وَ يَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ يَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ يَا مَنْ لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً يَا مَنْ يَفْعَلُ ما يَشاءُ وَ يَحْكُمُ ما يُرِيدُ وَ يَقْضِي مَا أَحَبَّ يَا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ يَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى يَا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ يَا سَمِيعُ يَا بَصِيرُ».
و از نـامهاى خداى عزوجل بسيار بگو، زيرا نامهاى خدا بسيار است. و صلوات فرست بر محمد(ص) و آلش، بگو: «اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلَالِ مَا أَكُفُّ بِهِ وَجْهِي وَ أُؤَدِّي بِهِ عَنْ أَمَانَتِي وَ أَصِلُ بِهِ رَحِمِي وَ يَكُونُ عَوْناً لِي فِي الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ؛ پروردگارا از روزی حلال بر من توسعه بده به مقداری که آبرویم حفظ شود و بهوسیله آن امانتی را که به من سپردهای حقش را ادا کنم و صلهرحم انجام دهم و آن مال مرا کمک کند برای انجام حج و عمره».
و فرمود: مردى وارد مسجد شد و دو ركعت نماز خواند و از خداى عزوجل حاجت خواست. رسول خدا(ص) فرمود: اين بنده نسبت به درخواست از پروردگارش شتاب كرد. مردى ديگر آمد و دو ركعت نماز خواند سپس خداى عزوجل را ثنا گفت و بر پيغمبر و آلش صلوات فرستاد. پس رسول خدا(ص) فرمود: (اكنون ) درخواست كن كه به تو داده شود.
📖 منبع: اصول کافی، ج۲، ص۴۸۵
روایات چهارشنبه 22 مرداد 1404
امام صادق(ع) در پایان یکی از فرمایشات خود نقل میکنند: حضرت عیسی بن مریم(ع) از کنار دریا میگذشت. قرص نانی از خوراک خود را در دریا انداخت. یکی از حواریین عرض کرد: این کار را برای چه کردید با اینکه قرص نان غذای شما بود؟ فرمود: انداختم تا نصیب یکی از حیوانات دریا شود. در پیش خداوند این عمل پاداشی بزرگ دارد.
📖 منبع: فروع کافی، ج۴، ص۹
روایات چهارشنبه 15 مرداد 1404
امام صادق(ع) فرمود: از جمله عبادت و پرستش، ترس زیاد از خداوند است. خداوند میفرماید: «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ؛ همانا از میان بندگان، دانشمندان از خدا ترس دارند (فاطر/۲۸)». نیز در آیه دیگر میفرماید: «فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ؛ از مردم نهراسید، از من ترس داشته باشید (مائده/۴۴)». و در آیه دیگر میفرماید «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً؛ هر که از خدا پرهیز داشته باشد و بترسد، خداوند برایش راه نجاتی قرار میدهد (طلاق/۲)».
راوی گوید: حضرت صادق(ع) فرمود: دوست داشتن جاه و ریاست و علاقه به اینکه مردم او را ستایش کنند و مشهور شود، در قلب مردی که از خدا بترسد و پارسا باشد جمع نمیشود.
📖 منبع: پند تاریخ، ج۴، ص۲۲۷ و کافی، ج۲، ص۶۹
روایات چهارشنبه 8 مرداد 1404
روزی شیطان برای حضرت یحیی(ع) آشکار شد و گفت: میخواهم تو را نصیحت کنم. حضرت یحیی(ع) گفت: من به نصیحت تو تمایل ندارم، ولی از وضع و طبقات مردم مرا اطلاعی بده. شیطان گفت: بنیآدم از نظر ما به سه دسته تقسیم میشوند:
۱- عدهای که مانند شما معصومند، چون از آنها مأیوسیم، از دستشان راحتیم و میدانیم نیرنگ و حیلههای ما در آنها تاثیر نمیکند.
۲- دستهای هم برعکس، در نزد ما شبیه توپی هستند که در دست بچههای شما است. به هر طرف بخواهیم آنها را میبریم و کاملا در اختیار ما هستند.
۳- طایفه سوم برای ما رنج و ناراحتی بیشتری از هر دو دسته قبل دارند. یکی از ایشان را در نظر میگیریم، تلاش زیادی میکنیم تا او را فریب دهیم، همینکه فریب خورد و قدمی به میل ما برداشت، یک مرتبه متذکر میشود و از کرده خود پشیمان میگردد. رو به توبه و استغفار میآورد و هرچه رنج برای او کشیدهایم از بین میبرد!
باز برای مرتبه دوم درصدد اغوا و گمراهی او بر میآییم. این بار نیز پس از موفقیت برای به گناه کشیدن او، فورا متوجه شده و توبه میکند! نه از او مأیوسیم و نه میتوانیم مراد خود را از چنین شخصی بگیریم. پیوسته برای این دسته در رنجیم!
منبع: پند تاریخ، ج۴، ص۲۴۰، به نقل از خزائن نراقی، ص۳۶۸
روایات چهارشنبه 1 مرداد 1404
در یکی از جنگها، امیرالمؤمنین(ع) با مردی مشرک در حال مبارزه بود. آن مرد عرض کرد: یا علی! شمشیرت را به من ببخش. آن جناب شمشیر را به سویش انداخت. حریف عرض کرد: از تو ای پسر ابیطالب در شگفتم که در چنین موقعیتی شمشیرت را به دشمن میدهی! فرمود: تو دست تقاضا دراز کردی. رد کردن سؤال و درخواست، از شیوه کرم دور است. مرد کافر از اسب پیاده شده گفت: هذه سیرت اهل الدین؛ این روش اهل دیانت است. پای مبارک آن جناب را بوسیده ایمان آورد.
📖 پند تاریخ، ج۴، ص۵۱، به نقل از سفینة البحار، ج۱، ص۴۱۳
توجه: این رفتار امیرالمؤمنین(ع) حاکی از منش بزرگوارانه آن حضرت است. با این حال آن حضرت چون میداند اولا آن فرد حتی با شمشیر حریف حضرت نخواهد شد و ثانیا حضرت میداند او اشتباها در جبهه باطل قرار گرفته و با این رفتار امام هدایت خواهد شد (و حضرت از این پیشامد خبر قطعی و لوح محفوظی دارد)، دست به این کار زده است، نه آنکه حضرت در میدان جنگ، خود را بیمحابا در معرض هلاکت قرار داده باشد.
روایات چهارشنبه 25 تیر 1404
از حضرت باقر(ع) نقل شده هنگامی که پدرش حضرت علی بن الحسین(ع) را غسل میداد، اطرافیان متوجه پینهای که بر روی زانوان و پاهای مبارک آن جناب بسته شده بود، گردیدند. در این موقع چشم آنها به شانه حضرت زینالعابدین(ع) افتاد که یک قسمت از شانه آن بزرگوار نیز مانند زانویش پینه بسته!
عرض کردند: آثاری که در پا و زانوان حضرت دیده میشود معلوم است بهواسطه سجدههای طولانی پیدا شده، اما این قسمت از شانه چرا پینه بسته؟ حضرت باقر(ع) فرمود: اگر بعد از حیات ایشان نبود علتش را نمیگفتم. روزی نمیگذشت مگر اینکه به اندازهای که ممکنش بود از یک نفر تا بیشتر بینوایان را سیر میکرد. شب که میشد آنچه از خوراک خانوادهاش زیاد میآمد در انبانی جای میداد. هنگامی که دیدهها به خواب رفته بود، از منزل خارج میشد به در خانه عدهای تنگدست که از ترس آبرو سوال (درخواست کمک) نمیکردند میرفت. محتوای انبان را بین آنها تقسیم میکرد، به طوری که متوجه نمیشدند آورنده طعام کیست! هیچ یک از افراد خانواده آن جناب نیز بر این کار اطلاع نداشتند. من متوجه شده بودم. هدفش این بود که به پاداش صدقهٔ پنهانی و با دست خود نائل شود.
پیوسته میفرمود: نهان صدقه دادن خشم پروردگار را فرو مینشاند، چنانچه آب آتش را خاموش میکند. هر یک از شما با دست راست صدقه داد، طوری بدهد که دست چپش متوجه نشود (کنایه از اینکه آنقدر صدقه دادن را پنهان نماید که هیچکس اطلاع پیدا نکند).
📖 پند تاریخ، ج۴، ص۱۳۳ و سفینةالبحار، ج۵، ص۸۳
روایات چهارشنبه 18 تیر 1404
امام صادق(ع) به یکی از حاضرین مجلس خود فرمود: تو را آگاه نکنم از چیزی که باعث نزدیکی به خدا و بهشت میشود و از آتش جهنم دور میکند؟ عرض کرد: بفرمایید. فرمود: سخاوت را پیشه کن، زیرا خداوند دستهای از مردم را به رحمت خود خلق نمود تا ایشان را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار دهد. چنین اشخاصی را اهل احسان و منبع نیکی قرار داده. اینها مقصد و مقصود مردمند. در احتیاجات خود به ایشان روی میآورند تا آنها را زنده کنند. همانطور که باران زمین تشنه آب ندیده را زنده میکند. این دسته از مومنین ایمن و آسوده هستند در روز قیامت.
📖 منبع: فروع کافی، ج۴، ص۴۱
روایات پنجشنبه 12 تیر 1404
خواستم وضع خود را برایتان شرح دهم. وقتی ما شرفیاب خدمت شما میشویم، هنوز خارج نشدهایم قلبمان صفایی پیدا میکند و دنیا را فراموش مینماییم. ثروت مردم در نظرمان ساده و بیارزش جلوه میکند. همینکه از خدمت شما دور میشویم و در اجتماع با تجار و مردم تماس میگیریم، باز به دنیا علاقه پیدا میکنیم. امام در جوابش فرمود:
روایات چهارشنبه 4 تیر 1404
روزی امام موسی بن جعفر(ع) در بغداد از کنار منزل بشر عبور میکرد. صدای ساز و نواز از داخل منزل به گوش میرسید. در این موقع کنیز بشر برای ریختن خاکروبه از خانه خارج شد. آن حضرت فرمود: کنیز! صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟ جواب داد: حر و آزاد است. موسی بن جعفر(ع) فرمود: راست میگویی، اگر بنده میبود از مولای خود ترس داشت.
کنیز وارد منزل شد. بشر بر سر سفره شراب نشسته بود. علت تاخیر کردن او را پرسید. جواب داد: شخصی رد میشد. از من سوال کرد صاحب این خانه عبد است یا حر؟ پاسخ دادم حر است. گفت آری اگر بنده بود از آقای خود میترسید. این سخن چنان در قلب بشر تاثیر کرد که سر از پا نشناخت و با پای برهنه از منزل خارج شد و خود را به موسی بن جعفر(ع) رسانید.
به دست آن حضرت توبه کرد و از گذشته خود پوزش خواست و با چشم گریان بازگشت. از آن روز اعمال زشت خود را ترک کرد و از جمله زهاد به شمار رفت. گویند چون با پای برهنه از پی موسی ابن جعفر(ع) دوید و با این حال توبه کرد، او را حافی (پابرهنه) لقب دادند.
📖 منبع: پند تاریخ، ج۴، ص۲۳۲ به نقل از روضاتالجنات، ص۲۳۲
روایات چهارشنبه 21 خرداد 1404
پيامبر خدا(ص) فرمود: روز قيامت كه میشود، منادى از آسمان از جانب خداى عز و جل فرياد میزند: «کجایند ستمگران؟ کجایند ياران ستمگران؟ قلمتراشان آنها كجايند؟ ليقهسازان دوات آنان كجايند؟ آنان كه لحظاتى را با آنها همنشين شدند، كجايند؟»
همه آنها آورده میشوند و فرمان داده میشود كه ديوارى آتشين برايشان بسازند. آنها ميان آن ديوارها میمانند تا به حساب مردمان رسيدگى شود. سپس اينان به آتش افكنده میشوند.
📖 منبع: مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۱۲۴، ح۱۴۹۶۲
روایات چهارشنبه 7 خرداد 1404
جوان تصمیم خود را گرفت. در آن لحظات آخر که چشم از جهان فرو میبست، سعادت خود را با دو جمله خرید. مثل اینکه متوجه شد در مسئله ایمان، شرم و حیا یا رعایت خواسته پدر شرط نیست. گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و انک رسول الله» و سپس دیده از جهان فروبست.
روایات جمعه 2 خرداد 1404
محمد بن مسلم گوید: حضرت باقر(ع) به من فرمود: محمد بن مسلم! گناهان مؤمن اگر توبه کند، آمرزیده شده است. باید بعد از توبه و آمرزش کارهایی نیک و عمل صالح به جا آورد. توجه داشته باش به خدا سوگند این امتیاز (قبول توبه) مخصوص اهل ایمان است.
عرض کردم: اگر بعد از توبه کردن، باز گناه کرد و دومرتبه توبه نمود چه؟ فرمود: خیال میکنی بنده مؤمن از گناه خود پشیمان شود و استغفار و توبه نماید، آنگاه خداوند توبه او را قبول نکند؟!
عرض کردم: این کار را بسیار تکرار کرده، گناه میکند و باز توبه میکند و طلب آمرزش مینماید. فرمود: هرچه او استغفار و توبه کند، خداوند نیز بر او میبخشد. همانا خداوند بخشنده و مهربان است. توبه را میپذیرد. از گناه میگذرد. محمد! متوجه باش مبادا مؤمنین را از رحمت خدا مأیوس کنی.
📖 منبع: کافی، ج۲، ص۴۳۴
روایات چهارشنبه 24 اردیبهشت 1404
بخیلی خروسی کشت و به غلام خود داد. گفت: اگر از عهده پختن این خروس خوب برآیی، تو را آزاد میکنم. غلام هرچه توانست جدیت کرد تا شاید از بندگی آزاد شود. وقتی غذا حاضر شد، بخیل آب خروس را خورده، خروس را به جا گذاشت، گفت: اگر آشی با همین خروس درست کنی، آزادت میکنم. غلام شوربای خوبی تهیه کرد. باز بخیل شوربا را خورد و خروس را گذاشت و غلام را آزاد نکرد. برای مرتبه سوم دستور داد با پیکر خروس حلیمی تهیه نماید. غذاهای رنگارنگ با یک خروس دستور میداد، غذا را میخورد و خروس را نگه میداشت!
بالاخره غلام به تنگ آمده گفت: آقای من! دیگر مرا میلی به آزاد شدن نیست. شما را به خدا سوگند این خروس را آزاد کنید و بخورید تا از دست شما راحت شود...
📖 منبع: پند تاریخ، ج۴، ص۶۲
روایات چهارشنبه 17 اردیبهشت 1404