امام صادق(ع): اى مفضّل! در اين گياه و اينكه اينهمه نياز انسان را بر مىآورد و سود مىدهد بنگر. ميوهها براى تغذيه، كاه براى خوراك حيوانات، هيزم براى سوختن، چوب براى بسيارى از صنايع و حرفهها، پوست برگ، ريشه، ساقه، شاخه و صمغ درختان براى منافع و كارهاى مختلف پديد آمده است.
هيچ مىدانى كه اگر ميوهها را بهصورت آماده و گردآمده بر روى زمين مىيافتيم چه زيانها به ما مىرسيد؟ در اين حالت اگرچه غذا وجود داشت، اما از فوايد بسيار چوب، هيزم، كاه و ديگر چيزهاي پر قيمت و مهمى كه برخى را شمرديم محروم بوديم. وانگهى درختان و گياهان، بسيار زيبا و خوشمنظرند و در عالم هيچ منظرهاى زيباتر، با طراوتتر و خوشتر از آنها نيست. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۱)
مقالات یکشنبه 31 خرداد
امام صادق(ع): مردم نتوانستند مطابق حرص و طمع خود به بيش از آنكه بايد، دست يابند و چارهانديشى و تلاششان براى ساختن جواهرات ثمر نداد [و به دانش كيميا دست نيافتند]؛ زيرا اگر با حرص، طمع و تلاش خود موفق گردند، بىترديد بهطور گسترده ساخته و استخراج خواهند كرد و همه جا از آنها پر مىشود.
طلا و نقره آنقدر افزايش مىيابد كه ارزش آنها نزد مردم، سخت كاسته مىشود و از چشم مردم مىافتند. بدين ترتيب نقش اساسى و فايده آنها در خريد و فروش و ديگر معاملات از ميان مىرفت. خراج پادشاهان به عمل نمىآمد و كسى قادر به ذخيره آنها براى بازماندگان نبود.
با اينهمه، دانش ساخت برنج (مس زرد) و ساخت شيشه از رمل و نقره از سرب و طلا از نقره كه آن زيانها را ندارند به او داده شده است. بنگر چگونه در آنچه زيان ندارد اراده آنان عملى مىشود، اما در آنچه بسيار به زيان آنان است به مقصد نمىرسند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۰)
مقالات شنبه 23 خرداد
امام صادق(ع): اى مفضّل! در معادن كه از آنها جواهرى چون: گچ، آهك، زرنيخ، مردار سنگ، سنگ سرمه، جيوه، مس، سرب، نقره، طلا، زبرجد، ياقوت، زمرّد و انواع سنگها استخراج مىشود نظاره كن. همچنين قير، موميا، گوگرد، نفت و ديگر چيزهايى كه مردم با آنها رفع نياز مىكنند و از آنها استفاده مىنمايند.
آيا بر هيچ عاقل و خردمندى پوشيده است كه تمام اين ذخاير براى آدمى در زمين ذخيره شده تا در وقت نياز از آنها استخراج كند و استفاده نمايد؟ (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۹)
مقالات شنبه 16 خرداد
امام صادق(ع): اى مفضّل! در اين كوهها كه از سنگ و خاك پديد آمده بنگر. غافلان پنداشتهاند كه آنها زايد و بىمصرفند، حال آنكه سود فراوان دارند.
برف بالاى كوهها مىنشيند تا آنها كه به آن محتاجند از آن بهره برند. از آنچه كه ذوب مىشود چشمهساران پر آب مىجوشد. چشمهها، رودها و جويبارها پديد مىآيند. در نتيجه در كوهها انواع رويندگان و گياهان دارويى كه در دشت نمىرويد مىرويد. نيز غارها و درههايى در آنهاست كه حيوانات وحشى و درندگان موذى را پناه داده.
مردم از كوه در برابر دشمنانشان دژها و قلعههاى سخت و محكم مىسازند. از سنگهاى آن براى به كارگيرى در ساختمانها و ساخت سنگ آسياب استفاده مىكنند. همچنين در كوهها انواع معادن و جواهر نهفته است. در كوهها مصالح و منافع ديگرى نيز وجود دارد كه مدبّر و حكيم آن بهتر مىداند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۸)
مقالات شنبه 9 خرداد
امام صادق(ع): در حكمت نزول باران تأمل كن. تدبير چنان ديده شد كه باران از بلندى بر زمين بريزد تا نقاط بلند و برافراشته را نيز سيراب نمايد. اگر از پايين مىجوشيد، به برخى از زمينهاى بلند نمىرسيد، در نتيجه كشتزارهاى زمين كاهش مىيافت. نمىبينى كه زمينهاى آبى بيش از ديمى است؟
با نزول باران، زمين زنده مىشود، دشتهاى گسترده و دامنه كوهها كشتزار مىگردد و غلّه فراوان به بار مىنشيند. نيز بدين وسيله، دشوارى انتقال آب از جايى به جاى ديگر از دوش مردم برداشته مىشود و ديگر بر سر آب، ميان آنان درگيرى و مشاجره و ستم رخ نمىنمايد و چنين نمىشود كه عزيز و نيرومند، آن را در تحت يد خود گيرد و ناتوان از آن محروم گردد.
همچنين وقتى كه تقدير بر آن قرار گرفت كه باران از بالا بر زمين سرازير شود، اندكاندك و دانهدانه فرو مىريزد تا در زمين نيز فرو رود و آن را سيراب سازد. اگر ناگهان يكباره بر زمين مىريخت، در زمين نفوذ نمىكرد و كشتزارهاى روينده و ايستاده را نابود مىكرد. پس به تدريج و دانهدانه مىريزد تا دانههاى داخل زمين را بروياند و زمين و كشتزار تشنه را زندگى بخشد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۷)
مقالات یکشنبه 3 خرداد
امام صادق(ع): اى مفضّل! در اينكه به خاطر مصلحت عالم، آسمان گاه صاف و گاه بارانى است نيك انديشه كن. اگر يكى از اين دو در هوا ماندگار مىشد، بىشك زيانبار بود. نمىبينى وقتى كه يكسره باران مىآيد، گياهان و سبزيها مىگندند؟ جسم حيوانات سست و بىحاصل مىشود؟ هوا در سردى مىافتد؟ بيماريها پيدا و پراكنده مىشوند؟ و راهها و گذرگاهها نارسا و نابود مىگردند؟
همچنين اگر هوا يكسره صاف و آفتابى باشد، زمين، خشك و تفتيده مىگردد. گياهان خشك مىشوند و مىسوزند. آب چشمهساران و جويبارها فرو مىرود و اين پيامدها سخت به زيان مردم است. نيز اگر خشكى بر هوا چيره شود، انواع ديگرى از بيماريها پديد مىآيند. اما اگر در عالم، يكى پس از ديگرى پديدار گردد [و آسمان گاه بتابد و گاه ببارد]، هوا در اعتدال مىافتد. هر كدام زيان ديگرى را دفع مىكنند و همه چيز نيكو و درست و استوار مىگردد.
اگر كسى گويد: چرا چنان نكردند كه در هيچكدام زيان نباشد؟ گفته مىشود: براى آنكه [در دنيا] انسان قدرى در رنج و درد افتد و از گناه به دور گردد. چنان كه انسان بيمار براى باز يافتن سلامت و شفاى كامل به داروهاى تلخ و ناگوار نيازمند است. هنگامى نيز كه طغيان مىكند و مىشورد، به درد و سختى نيازمند است تا در ورطه پليدى در نيفتد و در راه راست بيفتد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۶)
مقالات شنبه 26 اردیبهشت
امام صادق(ع): اينك تو را از سود آتش در چيزى كه به ظاهر كوچك ولى در واقع پر ارزش و بزرگ است، آگاه مىكنم. اين جرم صغير همان چراغى است كه مردم آن را در دست مىگيرند و نيازهاى شبانه خود را با آن رفع مىكنند. اگر اين شىء نبود، مردم گويى كه عمر خود را در قبر تاريك مىگذراندند. در اين زمان چه كسى توان خواندن، نوشتن و حفظ كردن دارد؟ يا چه كسى در تاريكى شب چيزى مىبافد؟ اگر در دل تاريك شب بر كسى دردى سخت عارض مىگشت و به دارو و درمان نيازمند مىشد [بدون روشنايى] چه مىكرد؟
نيز در رسيدن و پختن خوردنيها و گرم كردن بدنها و خشك نمودن اشيا و تجزيه و تحليل كردن مواد به كار مىآيد. بىترديد فوايد آتش در شماره نمىآيد و واضحتر از آن است كه نياز به ذكر داشته باشد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۵)
مقالات شنبه 19 اردیبهشت
امام صادق(ع): اگر آتش نيز مانند نسيم و آب پراكنده بود، جهان و جهانيان را مىسوزانيد. اما از آنجا كه گاهگاهى سخت بدان نياز مىافتد و منافع بسيار در آن نهفته، مانند ذخيره در اجسام نهاده شده است كه در وقت نياز به دست مىآيد و به قدرى كه نياز است با فتيله و روغن و هيزم پديد مىآورند. اگر قرار بود كه آتش را براى هميشه با فتيله روغنى و هيزم نگاه دارند، براى مردم دشوار و گران تمام مىشد. نيز مانند آب و هوا پراكنده نيست كه همه چيز را بسوزاند، بلكه به اندازه و مقدار مشخصى است تا هم سود رساند و به كار آيد و هم از رساندن زيان به انسان باز ماند.
در آتش، ويژگى و خاصيت ديگرى نيز نهفته است و آن اين كه تنها در دسترس و اختيار انسان است، زيرا سود آن تنها به انسان مىرسد. اگر آتش در اختيار او نبود، در زندگى و معاش، زيان بسيار مىديد. اما چهارپايان از آتش بهره نمىگيرند و از آن استفاده نمىنمايند.
از آنجا كه تقدير الهى بر اين تعلق گرفت، [كه انسان از آتش سود برد و حيوان نبرد] به او دستها و انگشتانى مناسب براى افروختن آتش و استعمال آن عطا فرمود، ولى اگر چه به حيوان داده نشده اما در عوض به حيوان در برابر سختى و سرما شكيبايى و صبر بيشتر داده شده است تا دشواریهايى كه در وقت نبودن آتش به انسان مىرسد، در وقت نبودن آتش به حيوان نرسد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۴)
مقالات شنبه 12 اردیبهشت
امام صادق(ع): اگر در فايده اين آبِ بسيار كه در درياها گرد آمده در ترديدى و مىگويی «به آن چه نياز است؟»، بدان كه جايگاه و مأواى جانوران بىشمار آبزى چون انواع ماهيها و حيوانات دريايى آب است. معدن و مخزن گوهر، ياقوت، عنبر و انواع اشيايى كه از آب استخراج مىگردد آب است. در ساحلهاى آن، انواع عودهاى خوشبو و عطرها و داروهاى سودمند يافت مىشود.
آب براى مردم همانند مَركبى است كه بازرگانان بر آن سوار مىشوند و كالاهاى خود را از سرزمينهاى دوردست بهراحتى منتقل مىكنند. بهوسيله آبها از چين به عراق و از عراق به چين كالا حمل مىكنند. بىترديد اگر آب وسيله حمل اين كالاها نبود و همه چيز با پشت حمل مىشد، همه كالا در همان سرزمينها و در دست صاحبانشان مىماند، زيرا هزينه حمل آنها از ارزش خود كالاها بيشتر مىگشت و هيچكس به حمل آنها اقدام نمىكرد، در نتيجه دو پيامد داشت: ۱- بسيارى از چيزهاى مفيد كه به آن نياز بود به دست نيازمندان نمىرسيد. ۲- بسيارى از مردم نمىتوانستند در راه حمل و بازرگانى، اينگونه روزى درآورند و زندگى بگذرانند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۳)
مقالات شنبه 5 اردیبهشت
امام صادق(ع): اگر آب، فراوان نبود و اگر در چشمهساران نمىجوشيد و درهها، جويها و رودها از آن پر نبود، براى نياز مردم از قبيل نوشيدن، نوشاندن به حيوانات و چهارپايان، آبيارى كشتزارها و باغها و غلات و براى نوشيدن حيوانات وحشى، پرندگان و درندگان و نيز براى جايگاه زندگى ماهيان و آبزيان و ديگر منافعى كه مىدانى ولى اى بسا از اهميت و عظمت آن غافلى، كافى و به اندازه نبود.
همچنين گذشته از آنكه آب، مايه حيات جانداران و جانوران روى زمين است و در زندگى روندگان و رويندگان نقش اساسى دارد، با ديگر نوشيدنيها آميخته مىشود تا براى نوشنده لذيذ و خوشطعم گردد. با آب، بدنها و كالاها و چيزهاى ديگر را از آلودگى و چرك مىشويند و پاكيزه مىكنند، خاك را براى كشتوكار و ... تر مىنمايند، شعلههاى افروخته آتش كه جان و مال مردم را در معرض زيان قرار مىدهد فرو مىنشانند، شخص خسته و افتاده با آن استحمام مىكند و از ملال و خستگى درآمده سر حال و راحت مىگردد و ديگر منافعى كه در وقت نياز به آنها شناخته مىشوند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۲)
مقالات شنبه 29 فروردین
امام صادق(ع): آنگاه در آفرينش زمين و در اين شكل و هيأت بنگر: زمين آنگونه آرام است كه گويى هيچ حركتى ندارد و ساكت است و براى استقرار و ثبات اشيا جاى مناسبى است. مردم مىتوانند بر روى آن در رفع نيازهايشان بكوشند، آرام بنشينند، بهراحتى بخوابند و هيچ تزلزلى در كارشان پديد نيايد.
اگر زمين، لرزان و ناآرام بود اينان قادر به ساخت بنا، نجارى و يا هر صنعت و حرفه ديگر نبودند و اگر زمين زير پايشان مىلرزيد زندگى براى اينان گوارا نبود. اگر به حال مردم كه در وقت وقوع زلزله زودگذر پديد مىآيد و اينان خانه و كاشانه خود را مىگذارند و از آنها فرار مىكنند بنگرى، به اين سخن بيشتر پى مىبرى.
امام در ادامه میفرمایند: اگر كسى بگويد: چرا اين زمينلرزهها پديد آمده؟ بايد گفته شود: زمينلرزه و همانند آن، براى آن است كه مردم غافل نشوند، به هوش باشند [كه ضعيف و ناتوانند] و در هراس افتند و [با احساس ضعف خود و قدرت آفرينشگر] از گناه و فساد بهدور مانند. تمام بلاها و گرفتاريهايى كه در جسم و مالشان پديد مىآيد براى همين امر و به سود و مصلحت و برای استقامت بخشيدن به آنان است. صالح باشند، باعث مىشود كه در سراى ديگر چنان پاداشهايى براى شخص ذخيره گردد كه با هيچ نعمت دنيوى برابرى نكند. پس گاه صلاح و مصلحت عام و خاص در آن است كه در نزول اين بلاها در دنيا شتاب شود. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۱)
مقالات شنبه 15 فروردین
امام صادق(ع): اى مفضّل! در بسترى كه خداوند براى جواهر چهارگانه (خاک، آب، هوا و آتش) آفريده تا بهطور گسترده رفع نياز شود بنگر. از جمله گستردگى اين زمين و كشيدن آن است. اگر اينگونه وسيع و گسترده نبود، چگونه جايها و مساكن مردم، كشتزارها، چراگاهها، جنگلها و درختان، داروهاى فراوان، معادن بىشمار و پرفايده و بسيار را در خود جاى مىداد؟ چه بسا كسى اين فلاتهاى خشك و دشتهاى وحشتآور را بىثمر و بيهوده بينگارد! حال آنكه اين مکانها، جايگاه حيوانات و مسكن و چراگاه آنهاست.
نيز آنگاه كه مردم در اضطرار مىافتند كه از وطن خود به جاى ديگر ساکن شوند، به اين مناطق مىروند. چه بسيار فلاتها و دشتها كه به كاخها و بهشتها تبديل شده و مردم در آنها سكنى گزيدهاند! اگر زمين گسترده نبود، گويى كه مردم در ميان حصارى تنگ گرفتارند و اگر ضرورت و امرى ناگوار ناچارشان كرد كه ترك وطن كنند هيچ مكانى نمىيافتند! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۰، با کمی تصرف و توضیح)
مقالات شنبه 8 فروردین
امام صادق(ع): از همين «هوا» و مصالح نهفته در آن، درس عبرت بگير. هوا عامل حيات اين بدنهاست و با تنفس و گرفتن آن از خارج باعث حيات درون جسم مىگردد. صداها را از فاصلههاى بسيار دور مىرساند. بوهاى خوش را از جايى به جاى ديگر حمل مىكند. نمىبينى از جانبى كه باد مىآيد، بويى مىآيد؟ صدا نيز اين گونه است.
هوا گرما و سرما را كه به سود عالم است مىپذيرد. باد وزنده نيز از جنس هواست. باد بدنها را خنك مىكند و ابرها را از جايى به جاى ديگر مىبرد تا متراكم شود، باران دهد تا سودش شامل همه گردد. آنگاه كه باريد، باد ابرها را مىپراكند. درختها را آبستن مىكند، كشتيها را در حركت مىاندازد، غذاها را لطيف و خوردنى مىگرداند، آب را سرد و آتش را افروخته مىسازد، چيزهاى تر را مىخشكاند، و خلاصه هر چيزى را بر روى زمين زنده مىكند. اگر باد نبود رويندگان مىپژمردند، جانوران مىمردند و همه چيز تفتيده و فاسد مىگشت. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۰)
مقالات شنبه 1 فروردین
امام صادق(ع): تو را از يك ويژگى و خاصيت ديگر هوا آگاه مىكنم. «صدا» اثرى است كه بر اثر اصطكاك اجسام در «هوا» پديد مىآيد و «هوا» آن را به گوشها مىرساند. مردم با صدا در حاجتها و معاملات خود در طول روز و بخشى از شب با يكديگر سخن مىگويند. (توجه شود رابرت بویل دانشمند انگلیسی که درگذشته سال ۱۶۹۱ میلادی است، نخستین کسی است که توانست با آزمایشی علمی ثابت کند صدا بدون وساطت هوا و در خلأ به گوش هیچ مستمعی نخواهد رسید. اما امام صادق(ع) ۹ قرن پیش از او از این حقیقت پرده برداشته است!)
اگر اثر اين سخن، مانند نوشتهاى كه بر كاغذ مىماند، در هوا مىماند، جهان از آن آكنده مىشد و به زيان و ضرر اينان تمام مىشد. نيز مىبايست كه تندتند به تجديد و تعويض آن بپردازند. البته نه مانند نوشتن بر كاغذ؛ زيرا سخنان ملفوظ بيش از كلمات مكتوب است. آفرينشگر حكيم -جلّوعلا- اين هوا را چون كاغذى پوشيده قرار داده كه سخنان را حمل كند و در تمام جهان نياز آدمى را برآورد. آنگاه آن را محو مىكند و از نو پاكيزه و سفيدش مىگرداند و اين كار بىآنكه بريده شود ادامه مىيابد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۹، با افزودن پارهای از توضیحات)
مقالات شنبه 23 اسفند
امام صادق(ع): به اين گرما و سرما بنگر كه چگونه جهان را نگاه داشتهاند. اين دو دما با فزونى، كاستى و تعادل باعث شدهاند كه اين فصول و تنوع هواى در سال پديد آيد؛ زيرا مصلحت انسان و تمام هستى در آنهاست. نيز گويى كه سرما و گرما بدنها را دباغى مىكنند و باعث پايدارى و استحكام آنها مىگردند. اگر اين گرما و سرما نبود و بدنها را سرد و گرم نمىكردند، هر آينه فاسد و نابود مىشدند.
بنگر كه چگونه يكى از آن دو به تدريج و اندكاندك وارد ديگرى مىشود و آن ديگرى اندكاندك كم مىشود و ديگرى آرامآرام افزوده مىشود تا اينكه هر كدام در فزونى و كاستى به منتها درجه خود برسند. اگر يكى از آن دو ناگهان وارد ديگرى مىشد، باعث بيمارى و زيان اجسام و ابدان مىگشت. اين امر مانند آن است كه يكى از شما ناگهان از حمام داغ و پر حرارت وارد منطقهاى سرد و يخزده گردد. بىترديد اين امر باعث زيانى عظيم و بيمارى بر جسم او مىشود.
پس اگر خداى جلوعلا چنين تدبير فرموده كه سرما و گرما بهتدريج و اندكاندك وارد گردند، بهخاطر حفظ صحت و سلامت موجودات است. اگر تدبير و حكمتى در كار نيست، پس چرا ناگهانى وارد نمىشوند بلكه آرامآرام مىآيند و مىروند تا همه چيز سالم بماند؟! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۷)
مقالات شنبه 16 اسفند
امام صادق(ع): اى مفضّل! در اندازه شب و روز و اينكه به مصلحت مردم چنين تدبير شده نيك بينديش. [غالبا] ساعات شب و يا روز به بيش از پانزده ساعت نمىرسد.
بهراستى اگر طول روز صد يا دويست ساعت بود چه مىشد؟ آيا در اين صورت، تمام جانداران از انسان تا گياه و حيوان نابود و بىجان نمىگشتند؟ اينكه حيوان و انسان نابود مىگشتند بهخاطر آن است كه در طول اين مدت نه حيوان از چريدن و حركت دست بر مىداشت و نه آدمى از كار و كوشش كناره مىگرفت و اين كار به هلاكتشان ختم مىگشت. و اينكه گياه و رويندگان خشك مىشدند، بهخاطر آن است كه نور مستمر و مداوم خورشيد و حرارت يك سره آن آنها را خشك و نابود مىكرد و مىسوزانيد.
شب نيز چنين است: اگر يكسره ادامه داشت و يا از اين زمان مىگذشت حيوانات از حركت و تلاش و طلب معاش و روزى باز مىماندند تا از گرسنگى بميرند. گياهان نيز حرارت طبيعى خود را از دست مىدادند و فاسد و گنديده مىشدند. و تو برخى از گياهان را ديدهاى كه به دور از خورشيدند و چنين نابود مىشوند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۶)
مقالات شنبه 9 اسفند
امام صادق(ع): در اين [منظومه و] فلك و خورشيد و ماه و ستارگان و بروجش بنگر كه چگونه بهطور مستمر و دائم بر جهان مىگردد تا از اين حكمت و تدبير استوار، شب و روز در پى هم آيند و فصول چهارگانه در زمين پديد بيايند و زمين و جانداران بر روى آن اعم از حيوان و رويندگان [و انسان] آنگونه كه شرح و توضيح دادم از فوايد و منافع آنها بهرهمند گردند. آيا بر هيچ خردمند و عاقلى پوشيده است كه اين تقدير و اندازهگيرى و تدبير دقيق و حكيمانه و استوار، تنها كار يك اندازهگير، حكيم و مدبر است؟
اگر كسى بگويد چه مىشود كه تمام اين حالات و حركات، اتفاقى و از روى تصادف باشد؟ بايد در پاسخ گفت: چرا همين سخن را در باره چرخى كه از چند قطعه حساب شده ساخته شده و به صلاح باغ و گياه و درخت مىگردد و آنها را آبيارى مىكند نمىگويد؟ اگر درباره اين دستگاه باحكمت چنين عقيدهاى داشته باشد و مردم از او بشنوند، در بارهاش چه مىانديشند و چه مىگويند؟
آيا درباره اين دولاب و چرخ چوبى كه با حكمتى اندك و براى استفاده در قطعهاى از زمين ساخته شده نمىگويد كه بىسازنده و تدبيرگر است، ولى در باره اين چرخ اعظم كه به صلاح و سود تمام زمين و زمينيان است و با حكمت و تدبير و نظمى محيّرالعقول پديد آمده، قائل به بىتدبيرى، بىحكمتى و بىآفرينندگى است؟! اگر اين چرخ [عظيم و هماهنگ و شگفت] چونان ابزارى عادى و كوچك از كار بيفتد و نارسايى در آن پديد آيد، مردم چه چارهاى توانند كه بينديشند؟! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۵)
مقالات یکشنبه 3 اسفند
امام صادق(ع): مردم در تاريكى شب براى گذر از دشتهاى مخوف و وحشتزا و امواج هولناك دريا از اين ستارگان راهنمايى مىجويند. وانگهى در اينكه در دل آسمان گاه روى مىآورند و گاه پشت مىكنند، گاه طلوع مىكنند و گاه فرو مىروند، عبرتهايى فراوان نهفته است.
اين اجرام آسمانى با سرعتى فوقتصور و بيرون از حد در حركتاند. اگر خورشيد و ماه و ستارگان در نزديك ما حركت مىكردند تا به سرعت سير آنها پى ببريم، آيا برافروختگى و درخشش آنها مانند پىدرپى بودن نورهاى قوى و رعدهاى پياپى در هوا ديدگان را نمىربود و بينايى را از چشم نمىگرفت؟ چنان كه اگر گروهى در ميان قبهاى احاطه شده باشند و چراغهاى پرنورى يكسره پيرامون آنان بچرخد، ديدن را از ديدگانشان مىربايد، حيران مىگردند و بر رو مىافتند.
بنگر كه چگونه تقدير چنان شد كه سير و حركت آنها در دورترين نقاط باشد تا ديدگان را آسيب ندهد و آنها را از كار نيندازد. نيز با بيشترين سرعت و شتاب در حركتاند تا از آن مقدارى كه بايد بگردند و حركت كنند باز نمانند. نيز اندكى از نورشان به ما مىرسد تا اگر شبانگاه ماه نبود، ديده ببيند و اگر ضرورتى پيش آمد بتوان حركت كرد. چنان كه گاه حادثهاى رخ مىدهد و لازم است كه انسان در دل شب آرام ننشيند. اگر اين حالت تاريكى مطلق باشد، از او حركتى بر نمىآيد و بايد همواره بر جايش بماند.
در لطف و تدبير و حكمت و كار با اندازه و حساب الهى انديشه كن. براى تاريكى زمانى نهاد، زيرا به تاريكى نياز است و در ميان اين تاريكى باز به خاطر نيازهايى كه شرح كرديم قدرى نور پديد آورد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۴)
مقالات شنبه 25 بهمن
امام صادق(ع): در تابش مهتاب در تاريكى شب و نياز به آن انديشه كن. اگر چه بهخاطر آرامش جانداران و كاهش حرارت هوا براى رويندگان به تاريكى نياز افتاد، اما مصلحت نبود كه شبانگاه تاريكى مطلق حاكم باشد و هيچ كارى در آن انجام نپذيرد، زيرا گاه مردم نيازمند مىگردند كه شبانه كار كنند، چون در روز وقت كم مىآيد و چهبسا به برخى از كارهايشان نرسند. نيز گاه در روز گرماى هوا از حد افزون مىگردد. در شب مىشود به كارهاى چندى چون شخم كردن زمين، ماليدن خشت، چوب بريدن و جز آنها رسيد. پس نور ماه براى مردم كمكى است كه اگر نياز افتاد در كارهاى خود از آن بهره گيرند. نيز مسافران و شبروان از آن بهره و انس مىگيرند.
ماه در برخى از شبها طالع مىشود و در شمارى از ليالى طلوع نمىكند. با اين همه، نور آن به نور خورشيد نمىرسد تا مردم در آن جنبوجوش روزانه نيفتند و از آرامش و قرار محروم نگردند و عمل شبانهروزى هلاكشان نسازد. اينكه خداى جلّوعلا چنان تدبير كرده كه ماه گاه پيداست و گاه ناپيدا، گاه بسيار و گاه اندك است و گاه در كسوف، برای این است که اينهمه دليلى بر قدرت آفرينشگر والامرتبه باشد كه بهخاطر سود جهان و جهانيان، اين حالات را پديدار نموده است. شايد اهل عبرت درس عبرت گيرند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۱، با اندکی تصرف)
مقالات دوشنبه 20 بهمن
امام صادق(ع): به ماه بنگر. ماه راهنمای واضح و روشنی است كه مردم از آن براى شناخت ماهها (قمری) بهره مىجويند و حساب سال بر آن تنظيم نيافته، زيرا گردش آن براى پديد آمدن چهار فصل و رشد و رسيدن ميوهها كافى نيست. از اين رو ماهها و سالهاى قمرى با ماهها و سالهاى خورشيدى ناهمگون و متفاوت گشت و تقدير چنان شد كه هر ماه قمرى بگردد و گاه به زمستان و گاه در تابستان افتد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۱، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 11 بهمن