امام صادق(ع): اى مفضّل! در اينكه گياه و بوتهاى ضعيف و ناتوان به بار مىنشيند و ميوههاى سنگينى چون كدو، خربزه، خيار و هندوانه مىدهد بينديش و در حكمت و تدبير اين كار فكر كن. آنگاه كه تقدير بر آن شد كه اين بوته ضعيف، ميوههایی سنگين چون اين ميوهها را بار دهد، چنان مقرر گرديد كه بر روى زمين بگسترد. اگر مانند كشت و درخت مىايستاد، قادر به حمل اين ميوههاى سنگين نبود و پيش از آنكه ميوهها برسند و كامل شوند، همه چيز درهم مىشكست.
بنگر كه چگونه شاخ و برگش بر روى زمين گسترده مىشود و زمين بهجاى بوته، ميوههاى سنگين را بر دوش حمل مىكند. تو به يك بوته كدو و يا خربزه بنگر كه چگونه يكى است، ولى پيرامونش را چند ميوه فرا گرفته! گويى گربهاى است بر روى زمين كه بچههايش روى زمين پهن شدهاند و از آن شير مىخورند. . (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۷)
مقالات شنبه 31 مرداد
امام صادق(ع): از آفرينش حكمتآميز و مدبرانه انار درس عبرت بگير. در بخشهايى از آن، بلنديهايى از پيه مىبينی که دانهها چنان در آن در صف چيده شده است كه گويى با دست چيدهاند! دانهها را چندين قسم مىبينى كه هر قسم نيز از لايههاى ظريف و نازك ماهرانه بافته شده و جملگى در ميان پوست محكمى جاى گرفته است.
اگر ميان انار، يكسره دانه بود، راه غذا به سوى دانهها بسته بود، پس مطابق تدبير و حكمت، اين بلنديها از پيه در ميان دانهها قرار گرفته و ته دانهها به آن متصل است تا از اين طريق به دانهها غذا برسد. مگر نمىبينى كه دانههاى انار در درون اين پيه كاشته شده، آنگاه با آن لايهها پيچيده شده تا سست و لرزان نباشد و روى آنها هم با پوستى استوار و محكم پوشانيده شده تا دانهها از آفتها نگاه داشته شوند؟
اينها تنها اندكى از شگفتيهاى انار است و اگر كسى در پى درك و يافتن معارف و دانستنيهاى افزونتر باشد، اسرار و حكمتها بيشتر است، اما تا اين حد براى درس عبرت و راهيابى بس است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۶)
مقالات شنبه 24 مرداد
امام صادق(ع): در انواع تدابير و حكمتهاى نهفته در آفرينش درخت بنگر. مىبينى كه هر سال مىميرد ولى حرارت غريزى آن در چوب آن مىماند و مواد ميوهها از آن زاده مىشود و آنگاه در همه جا پراكنده مىگردد. چنانكه غذاهاى متنوع و لذيذ را به تو مىدهند و ميوههاى گونهگون و گوارا و خوشطعم به تو تقديم مىكنند.
شاخهها همانند دست به سوى تو دراز مىشوند و ميوههاى نيكو را در اختيارت مىنهند، ريحانها چنان در برابر تو ايستادهاند كه گويى خود را به تو هديه مىكنند. اين حساب و كتاب دقيق و حكمت عظيم جز تقديرگر حكيم از آن كيست و چرا اينگونه است؟ آيا جز براى آن است كه آدمى را از لذت و سود اين ميوهها بهره رسانند؟ شگفتا كه مردم به جاى سپاس بر نعمت، انكار منعم مىكنند! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۵)
مقالات سهشنبه 20 مرداد
امام صادق(ع): در «هسته» و «دانه» و راز آنها انديشه كن. هسته در دل ميوه قرار گرفته تا اگر مانعى براى كاشتن خود درخت پيش آيد، اين هسته جايش را پر كند. چنان كه گاه كه به چيز نفيس و گرانقدرى نياز فراوان است، [قدرى از آن] در جاى ديگر نگاهدارى مىشود تا اگر آفتى در آنها افتاد و حادثهاى رخ نمود، از آن در جاى ديگر داشته باشيم.
همچنين هسته سخت و محكم، ميوه نرم و لطيف را نگاه مىدارد. اگر چنين نبود، ميوه مىشكست، آلوده مىگشت، و بزودى فاسد مىشد. برخى از هستهها را مىشكنند و مىخورند و از برخى ديگر روغن مىگيرند و در جاهاى گوناگون استفاده مىكنند.
حال كه از [برخى از] فوايد هسته و دانه ميوه آنها آگاه گشتى، بينديش كه چرا از هسته، خرما و از دانه، انگور پديد آمد؟ مىشد كه به جاى خرما و انگور لذيذ و خوشمزه، چيزهاى ناخوردنى ديگر چون سرو و چنار پديد آيد. آيا اين جز براى آن است كه انسان را سود و لذت رسانند؟ (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۵)
مقالات شنبه 10 مرداد
امام صادق(ع): اينك اى مفضّل! در آفرينش برگ بنگر و تأمل كن. چنان كه مىبينى سطح تمام برگ را چيزهايى چون رگ پوشانيده است، برخى بزرگترند كه بهصورت طولى و عرضى كشيده شدهاند و برخى نازك و ظريفاند و گويى كه در ميان رگهاى اصلى ماهرانه بافته شدهاند.
اگر بشر با دست خود چنين كارى مىكرد، يك ساله قادر به ساخت يكى از آنها نيز نبود و در كار خود به ابزار، حركت، كار و تلاش و سخن گفتن نياز داشت! در حالى كه تنها در چند روز از فصل بهار، دشت و دريا و كوه و صحرا سرشار و آكنده از اين برگها مىشود. در اين كار جز نفوذ اراده رد ناپذير الهى هيچ سخن، تلاش و حركتى وجود ندارد.
با اين حال خوب است كه راز اين رگهاى ظريف، دقيق و نازك را بدانى. اين رگها كه يكسره برگ را پوشانيده براى آن است كه به آن آب و املاح برساند. چنان كه رگها در بدن پراكنده شدند تا غذا را به تمام اجزاى بدن برسانند. اما در برگ، رگهاى بزرگتر و اصلى [گذشته از هدف مذكور] كار ديگرى نيز دارند. اين رگهاى بزرگتر براى آن است كه با سختى و استحكام خود، برگ را نگاه دارند و برگ، سست، پژمرده و پارهپاره نگردد.
از اين رو گاه كه انسانها مىخواهند صفحه و برگى از پارچه يا ... بسازند، در طول و عرض آن از چوبهاى محكمى بهره مىگيرند تا سست و لرزان نگردد. پس بدان، اگرچه آدمى هيچگاه به كُنه و حقيقت تدابير و حكمتهاى نهفته در طبيعت نمىرسد، اما كار و صنعت او بنوعى حكايتگر طبيعت است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۴)
مقالات شنبه 3 مرداد
امام صادق(ع): در آفرينش درختان و گياهان نظاره كن، از آنجا كه درخت نيز بسان حيوان همواره به غذا محتاج است، از طرفى مانند حيوان دهان و حركت ندارد كه غذا را بگيرد، ريشههاى آن در دل زمين فرو رفته تا غذا را [از دل زمين] بگيرد و به شاخ و برگ و ميوه رساند. پس زمين مانند مادر پرورش دهنده آن است و ريشهها مانند دهان، مىگيرند و شير مىمكند.
نمىنگرى كه چگونه پايهها و ستونهاى خيمه از هر سو با طناب بسته شده تا بر پاى ايستد، نقش زمين نگردد و يا كج نباشد؟ گياه نيز چنين است. تمام آنها ريشههاى خود را در دل زمين به هر جانبى دوانيدهاند تا آن را پايدار و استوار و ايستاده نگاه دارند. اگر ريشه نبود، چگونه يك نخل تنومند و بلند و صنوبر و چنار بزرگ و تناور در طوفانهاى سهمگين بر پاى مىايستادند؟
به حكمت آفرينشگر جلّوعلا بنگر كه چگونه بر حكمت كار مردم پيشى گرفته و اينان در پايدارى خيمهها از آن بهره گرفتند، در حالى كه اين حكمت و چاره پيش از آنان در آفرينش درخت جارى شده است؛ زيرا آفرينش درخت پيش از بپاداشتن خيمه است. نمىبينى كه پايه و ستون خيمهها از چوب درختان است، پس صناعت مردم از كار آفرينش گرفته شده است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۳، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 27 تیر
امام صادق(ع): در شكل بوته حبوباتى چون عدس، ماش، باقلا و جز آنها انديشه كن. دانههاى آنها در كيسهها و ظروفى نهاده شده تا نگهدارى شوند، رشد و استحكام يابند و از آفات در امان بمانند. چنان كه جفت و بچهدان جنين نيز دقيقا به همين خاطر است. گندم و همانند آن نيز به صورت خوشه در پوستهايى سخت نهاده شدهاند.
نيز بر سر هر دانه چيزى چون نيزه قرار گرفته كه پرندگان را از خوردن آنها باز مىدارد تا به كارندگان و كشاورزان زيان نرسد. اگر كسى بگويد: آيا پرندگان از گندم و حبوبات نمىخورند؟ گفته مىشود: بله تقدير چنين است. پرنده نيز از آنجا كه آفريدهاى از آفريدگان است از زمين خداى جلوعلا نصيب و سهمى دارد، ولى اين حبوبات نيز اينگونه محافظت مىشوند تا پرندگان، يكسره ويرانش نكنند و زيان بسيار به بار نياورند.
اگر پرندگان دانهها را عيان و ناپوشيده بنگرند، هيچ منعى ندارند كه به آن حمله كنند و بوته را نابود سازند و اى بسا اين عمل باعث عدم تعادل تغذيه پرندگان، سوءهاضمه و مرگ آنها گردد و كشتزار را هم به نابودى كشاند. در نتيجه، اين موانع پيشگيرنده براى آن است كه دانهها نگاهدارى شوند و پرندگان به قدر روزى و نياز از آنها برگيرند و بيشتر آن براى آدمى بماند. زيرا او از پرندگان مهمتر و نيازمندتر است و هم او زحمت و مشقت بارورى آن را بر دوش كشيده است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۲)
مقالات شنبه 20 تیر
توصیههایی برای حضور ایمن در مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب
مقالات دوشنبه 15 تیر
امام صادق(ع): درختان، گیاهان و نخلها نیز بار و بهرهی بسیار میدهند؛ چنانکه میبینی یک ریشه و اصل واحد، شاخهها و جوانههای فراوانی پیرامون خود پدید میآورد و این همه جز برای آن نیست که مردم بتوانند بخشی از آن را ببُرند و در کارها و نیازهای خود به کار گیرند و بخشی دیگر دوباره به زمین بازگردانده و کاشته شود.
اگر این درخت، تنها و بیشاخه و بیفزونی باقی میماند، نه چیزی از آن برای استفاده و ساختوساز قابل بریدن بود و نه برای کاشتن. افزون بر این، اگر آسیبی به آن میرسید، به کلی از میان میرفت و جانشینی برای آن باقی نمیماند. (توحيد المفضل، ص۱۵۵)
مقالات شنبه 13 تیر
در بین نیروهای گردان از میان ۴۰۰ نفر رتبه پنجم تیراندازی را کسب کرد، اما چون فقط ۱۲ سال داشت از رفتن به جبهه منع شد! به هر دری که زد او را نبردند! با آن سن کم خود را از چایگرمیِ اردبیل به تهران رساند و ده روز در مقابل دفتر رئیسجمهور ماند تا او را ببیند، اما موفق نشد! روز یازدهم ماجرا را به رئیسجمهور آیتالله خامنهای گفتند! ایشان دستور میدهد که وی را به نزد او بیاورند. خواستهاش را مطرح کرد، اما ایشان نیز به دلیل سن کمش مخالفت خود را با اعزامش اعلام نمود! در آن لحظه گریه کرد و گفت: حالا که نمیگذارید به جبهه بروم، به روضهخوانها بگویید از این پس روضه حضرت قاسم(ع) را نخوانند چون او هم در هنگام شهادت فقط ۱۳ سال داشت! امام خامنهای شهید همان لحظه در کاغذ مهر شدهای که به وی تحویل داد نوشت: «او بدون هیچ محدودیتی میتواند به جبهه اعزام شود.»
سرانجام شهید بالازاده در اسفند ماه سال ۱۳۶۳ در حالیکه تنها ۱۴ سال سن داشت، در جزیره مجنون بر اثر اصابت ترکش راکت به شهادت رسید.
مقالات دوشنبه 8 تیر
امام صادق(ع): اى مفضّل! در رشد فراوان كشتزارها و حبوبات انديشه كن. يك دانه كموبيش صد دانه مىدهد! مىشد كه يك دانه تنها يك دانه بدهد، ولى چرا اين افزونى در آن نهاده شد؟ آيا جز براى آن است كه غلات و حبوبات فزونى يابند، قوت و روزى كشاورزان تأمين گردد و بذر سال آينده نيز به دست آيد؟
آیا نمیبینی که اگر پادشاهی بخواهد شهری را آباد کند، راه آن این است که به مردم آنجا بذری بدهد که در زمینشان بکارند و خوراکی بدهد تا محصولشان را برداشت کنند؟ بنگر كه چگونه اين امر حكيمانه و مدبّرانه پديد آمده و كشتزار اينگونه بذر و دانه فراوان مىدهد تا هم روزيشان حاصل آيد و هم بذر كشت پديد آيد؟ (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۱)
مقالات شنبه 6 تیر
پادشاهی بلژیک با حمایت سران اروپا در سال ۱۸۸۵ کنگو را به عنوان مستعمره خود درآورد. هر چند لئوپولد دوم (پادشاه وقت بلژیک) قول داده بود که به خاطر مسیحیت و اروپا، کنگو را تبدیل به کشوری خوشبخت و متمدن کند، اما او در طول مدت حکومت شخصی بر دولت آزاد کُنگُو چنان جنایاتی مرتکب شد که مورخین بعضا او را هیولای کنگو نامیدند. برخی معتقدند دوره استعمار لئوپولد دوم بر کنگو جمعا منجر به قتلعام و مرگ بیش از ۱۰ میلیون نفر از مردمان بومی این کشور شد!
مقالات سهشنبه 2 تیر