امام صادق(ع): آنان كه اين بلاها و مصيبتها را بىفايده و خالى از حكمت مىپندارند، مانند كودكانى هستند كه داروهاى تلخ و شفابخش را نكوهش مىكنند و از اينكه از غذاهاى زيانبار منع مىشوند، به خشم مىآيند، از ادب شدن و كار مىگريزند و دوست دارند كه همواره بيكار باشند تا به سرگرمیها و بازیها بپردازند و هر غذا و نوشیدنی را ميل كنند.
آنان از پيامدها و آثار وخيم بيكارى و خوشگذرانى بىخبرند و نمىدانند كه غذاهاى خوشمزه و زيانبار برايشان چه زيانى و غذاهاى بد مزه و مفيد، چه سودى دارد. خبر ندارند كه ادب، اگر چه ناگوار، اما چه پيامد و ميوه شيرينى و داروى شفابخش، اگر چه تلخ، اما چه سود و منفعتى دارد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۵۴)
مقالات یکشنبه 3 آبان
امام صادق(ع): ملحدان و اصحاب مانى (یکی از مکاتب ضاله) حكمت سختيها و بلاهايى را كه بر مردم وارد مىشود انكار مىكنند. آنان مىگويند: اگر جهان هستى آفرينشگر با رأفت و مهربانى داشت، چرا اين بلاها و مصيبتها در آن پديد مىآيد؟ آنان چنين مىخواهند كه انسان در اين دنيا نبايد هيچ دشوارى و بلايى بچشد. او بايد همواره خوش باشد.
در حالى كه اگر انسان اين گونه باشد، استكبار، سرمستى و راحتى، او را به فساد در دين و دنيا مىكشاند. چنان كه بسيارى از رفاهطلبان و كسانى كه در امن و آسايش رشد مىكنند در اين فسادها سقوط مىكنند. اينان گاه حتى فراموش مىكنند كه انسان هستند، پروردگار و سرپرستى دارند، زيانى به آنان خواهد رسيد، ناخواستهاى برايشان واقع مىشود، بايد ضعيفان را يارى كنند، فقيران را كمك رسانند، بر مبتلايان و گرفتار آمدگان رحم كنند و براى ناتوانان و بيچارگان دل بسوزانند.
اما هنگامى كه انسان در سختيهايى گرفتار آمد و طعم تلخ آنها را چشيد، موعظه مىشود و چشم خود را در برابر آنچه بيش از اين نمىدانست و از آنها در غفلت بود مىگشايد و به بسيارى از وظايف خود آگاه مىشود و به آنها مىپردازد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۵۳)
مقالات دوشنبه 27 مهر
امام صادق(ع): اى مفضّل! دلايل آفرينش، نمونههاى حكمت و تدبير و هدفمندى در آفرينش انسان، حيوان، گياه، درخت و جز آنها را چنان برايت شرح دادم كه اهل عبرت از آن عبرت گيرند. اينك به شرح آفتهايى مىپردازم كه گاه نادانان آنها را بهانه مىگيرند و آفرينش و آفرينشگر و هدف و تدبير و حكمت در كار او را انكار مىكنند...
برخى از مردم نادان، بلاهايى را كه گاه پديد مىآيند؛ چون: وبا، يرقان، تگرگ، ملخ و... [كه باعث زيان فراوان مىشوند] بهانه مىگيرند و به انكار آفرينشگر و حكمت و آفرينش مىپردازند. در پاسخ اين گروه بايد گفت: اگر آفرينشگر و حكيم و تدبيرگرى در كار نيست، چرا بيش از اين و سختتر از اين آفات پديد نمىآيد؟ چرا آسمان بر زمين نمىافتد؟ و زمين فرو نمىرود و متلاشى نمىگردد؟ چرا هيچگاه خورشيد از طلوع كردن باز نمىايستد؟ ... چرا وبا و هجوم ملخها و ديگر بلاها براى هميشه ادامه ندارد تا همه چيز در عالم هستى نابود شود، بلكه گاه پديد مىآيند و پس از چندى مىروند؟
نمىبينى كه جهان هستى از آن بلاهاى بزرگ در امان است و تنها گاه به اين درد و بلاهاى آسان گرفتار مىشود؟ اين براى آن است كه مردم ادب شوند و استقامت يابند. اين بلاها هميشه ادامه ندارد، بلكه آنگاه كه مردم نااميد مىشوند برطرف مىگردند. وقوع آنها براى مردم درس عبرت و موعظه و رفتن و برداشتن آنها نيز رحمت و لطف الهى است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۵۲)
مقالات شنبه 18 مهر
امام صادق(ع): از اينكه در صغير و كبير و ريز و درشت و باارزش و بىارزش آفرينش مصالح فراوان نهفته شده درس عبرت بگير. پستترين آنها غائط انسان و فضله حيوان است كه كثافت و نجاست در آن گرد آمده ولى براى كشتزارها و سبزیها از چنان ارزشى برخوردار است كه چيزى جاى آن را نمىگيرد. تا جايى كه هيچ گياهى از آنچنان رشد و نموى برخوردار نمىشود، مگر با چيزى كه از مردم دفع مىشود و هيچگاه به آن نزديك نمىشوند.
بدان كه منزلت و مكانت هر چيزى به حسب قيمت آن نيست. بلكه اين دو، دو قيمت متفاوتند كه در دو بازار به كار مىآيند، چه بسا چيزى در بازار كاسب بىارزش و كمفايده باشد، ولى در ميدان دانش، ارزشمند و بلكه نفيس باشد. پس بهخاطر كمقيمتى، چيزى را بىاعتبار مشمار. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۵۰، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 11 مهر
امام صادق(ع): در گياهان دارويى و اينكه هر كدام در تهيه دارويى خاص به كار مىروند بينديش. يكى مانند «شاهتره» در عروق، اعماق و مفاصل بدن فرو مىرود و مواد زايد و سنگين را دفع مىكند. يكى ديگر چون «افتيمون» مواد سودايى را از بدن مىكشد. ديگرى چون «سكبينه» ورمها و همانند آنها را بر مىدارد و...
چه كسى اين مصالح را در اين آفريدهها آفريده است؟ و چه كسى مردم را نسبت به آنها آگاه كرد جز آنكه آنها را پديد آورد؟ و چنان كه برخى پنداشتهاند، كجا مىتوان تصادفى و اتفاقى به اين ويژگیها پى برد؟ در واقع با ذهن و انديشه و ذكاوت و تجربهآموزىاى كه به انسان عنايت شده، او مىتواند به آنها پى ببرد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۹)
مقالات شنبه 4 مهر
این حکایت ماست وقتی عدهای حاضر نیستند مملکت روی استقلال به خود ببیند و با روی کار آمدن مدیران نالایق، ریل پیشرفت را از بیخ بر میدارند و کشور را به سمت گدایی از غرب هل میدهند...
مقالات پنجشنبه 2 مهر
امام صادق(ع): در چگونگى شاخه نخل انديشه كن و بنگر كه چگونه مانند چيزى كه با دست بافته شده، داراى تار و پود است تا سختى و استحكام گيرد و در زمان بر دوشگيرى خوشههاى سنگين نشكند و آسيب نبيند و از بادهاى تند و طوفانى صدمه نگيرد و چنان محكم و سخت باشد كه در كار ساختن ساختمان و سقفها و پلها و ديگر جاها استفاده شود.
چوب آن نيز گويى كه بافته شده و در هم فرو رفته و تار و پود دارد. اين سختى و استحكام براى آن است كه در كار ساختن ابزار محكم استفاده شود. دقت كن كه اگر سختى و استحكام آن چون سنگ بود، نمىشد كه در سقفها، در و پنجرهها، كرسيها، جعبهها و ديگر اشيا به كار آيد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۸)
مقالات شنبه 21 شهریور
امام صادق(ع): «اى مفضل! در نخل فكر كن. از آنجا كه در ميان نخلها شمارى ماده و به تلقيح نيازمندند، برخى از نخلها نيز نر آفريده شدند تا بدون غرس (کاشتن)، عمل لقاح انجام گيرد. نخل نر مانند حيوان نرى است كه با حيوان ماده لقاح مىكند تا او حامله گردد و خود حملى نداشته باشد.» (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۸)
در توضیح این فرمایش حضرت بهتر است بدانیم: نخلهای خرما دارای جنسیتهای جداگانه نر و ماده میباشند. نخلهای نر بیشتر بهخاطر تولید گردههایی که برای بارور کردن گلهای نخل ماده لازم است، کاشته میشوند. این نخلها خرما تولید نمیکنند و تنها وظیفهشان تولید گرده است. گردهها معمولا در فصل بهار توسط باد یا انسان به گلهای ماده منتقل میشوند تا فرآیند تلقیح و تولید خرما انجام پذیرد.
در مقابل، نخلهای ماده هستند که خرما تولید میکنند. تمام خرماهایی که ما مصرف میکنیم از این نخلها بهدست میآیند. اهمیتِ داشتن تعداد کافی نخل نر در نزدیکی نخلهای ماده برای اطمینان از باروری و تولید حداکثری خرما بسیار مهم است. نخلهای ماده بدون وجود گرده نخل نر نمیتوانند خرما بدهند.
مقالات شنبه 14 شهریور
امام صادق(ع): اى مفضّل! در اينكه گياه و بوتهاى ضعيف و ناتوان به بار مىنشيند و ميوههاى سنگينى چون كدو، خربزه، خيار و هندوانه مىدهد بينديش و در حكمت و تدبير اين كار فكر كن. آنگاه كه تقدير بر آن شد كه اين بوته ضعيف، ميوههایی سنگين چون اين ميوهها را بار دهد، چنان مقرر گرديد كه بر روى زمين بگسترد. اگر مانند كشت و درخت مىايستاد، قادر به حمل اين ميوههاى سنگين نبود و پيش از آنكه ميوهها برسند و كامل شوند، همه چيز درهم مىشكست.
بنگر كه چگونه شاخ و برگش بر روى زمين گسترده مىشود و زمين بهجاى بوته، ميوههاى سنگين را بر دوش حمل مىكند. تو به يك بوته كدو و يا خربزه بنگر كه چگونه يكى است، ولى پيرامونش را چند ميوه فرا گرفته! گويى گربهاى است بر روى زمين كه بچههايش روى زمين پهن شدهاند و از آن شير مىخورند. . (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۷)
مقالات شنبه 31 مرداد
امام صادق(ع): از آفرينش حكمتآميز و مدبرانه انار درس عبرت بگير. در بخشهايى از آن، بلنديهايى از پيه مىبينی که دانهها چنان در آن در صف چيده شده است كه گويى با دست چيدهاند! دانهها را چندين قسم مىبينى كه هر قسم نيز از لايههاى ظريف و نازك ماهرانه بافته شده و جملگى در ميان پوست محكمى جاى گرفته است.
اگر ميان انار، يكسره دانه بود، راه غذا به سوى دانهها بسته بود، پس مطابق تدبير و حكمت، اين بلنديها از پيه در ميان دانهها قرار گرفته و ته دانهها به آن متصل است تا از اين طريق به دانهها غذا برسد. مگر نمىبينى كه دانههاى انار در درون اين پيه كاشته شده، آنگاه با آن لايهها پيچيده شده تا سست و لرزان نباشد و روى آنها هم با پوستى استوار و محكم پوشانيده شده تا دانهها از آفتها نگاه داشته شوند؟
اينها تنها اندكى از شگفتيهاى انار است و اگر كسى در پى درك و يافتن معارف و دانستنيهاى افزونتر باشد، اسرار و حكمتها بيشتر است، اما تا اين حد براى درس عبرت و راهيابى بس است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۶)
مقالات شنبه 24 مرداد
امام صادق(ع): در انواع تدابير و حكمتهاى نهفته در آفرينش درخت بنگر. مىبينى كه هر سال مىميرد ولى حرارت غريزى آن در چوب آن مىماند و مواد ميوهها از آن زاده مىشود و آنگاه در همه جا پراكنده مىگردد. چنانكه غذاهاى متنوع و لذيذ را به تو مىدهند و ميوههاى گونهگون و گوارا و خوشطعم به تو تقديم مىكنند.
شاخهها همانند دست به سوى تو دراز مىشوند و ميوههاى نيكو را در اختيارت مىنهند، ريحانها چنان در برابر تو ايستادهاند كه گويى خود را به تو هديه مىكنند. اين حساب و كتاب دقيق و حكمت عظيم جز تقديرگر حكيم از آن كيست و چرا اينگونه است؟ آيا جز براى آن است كه آدمى را از لذت و سود اين ميوهها بهره رسانند؟ شگفتا كه مردم به جاى سپاس بر نعمت، انكار منعم مىكنند! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۴۵)
مقالات سهشنبه 20 مرداد