امام صادق(ع): در اين [منظومه و] فلك و خورشيد و ماه و ستارگان و بروجش بنگر كه چگونه بهطور مستمر و دائم بر جهان مىگردد تا از اين حكمت و تدبير استوار، شب و روز در پى هم آيند و فصول چهارگانه در زمين پديد بيايند و زمين و جانداران بر روى آن اعم از حيوان و رويندگان [و انسان] آنگونه كه شرح و توضيح دادم از فوايد و منافع آنها بهرهمند گردند. آيا بر هيچ خردمند و عاقلى پوشيده است كه اين تقدير و اندازهگيرى و تدبير دقيق و حكيمانه و استوار، تنها كار يك اندازهگير، حكيم و مدبر است؟
اگر كسى بگويد چه مىشود كه تمام اين حالات و حركات، اتفاقى و از روى تصادف باشد؟ بايد در پاسخ گفت: چرا همين سخن را در باره چرخى كه از چند قطعه حساب شده ساخته شده و به صلاح باغ و گياه و درخت مىگردد و آنها را آبيارى مىكند نمىگويد؟ اگر درباره اين دستگاه باحكمت چنين عقيدهاى داشته باشد و مردم از او بشنوند، در بارهاش چه مىانديشند و چه مىگويند؟
آيا درباره اين دولاب و چرخ چوبى كه با حكمتى اندك و براى استفاده در قطعهاى از زمين ساخته شده نمىگويد كه بىسازنده و تدبيرگر است، ولى در باره اين چرخ اعظم كه به صلاح و سود تمام زمين و زمينيان است و با حكمت و تدبير و نظمى محيّرالعقول پديد آمده، قائل به بىتدبيرى، بىحكمتى و بىآفرينندگى است؟! اگر اين چرخ [عظيم و هماهنگ و شگفت] چونان ابزارى عادى و كوچك از كار بيفتد و نارسايى در آن پديد آيد، مردم چه چارهاى توانند كه بينديشند؟! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۵)
مقالات یکشنبه 3 اسفند
امام صادق(ع): مردم در تاريكى شب براى گذر از دشتهاى مخوف و وحشتزا و امواج هولناك دريا از اين ستارگان راهنمايى مىجويند. وانگهى در اينكه در دل آسمان گاه روى مىآورند و گاه پشت مىكنند، گاه طلوع مىكنند و گاه فرو مىروند، عبرتهايى فراوان نهفته است.
اين اجرام آسمانى با سرعتى فوقتصور و بيرون از حد در حركتاند. اگر خورشيد و ماه و ستارگان در نزديك ما حركت مىكردند تا به سرعت سير آنها پى ببريم، آيا برافروختگى و درخشش آنها مانند پىدرپى بودن نورهاى قوى و رعدهاى پياپى در هوا ديدگان را نمىربود و بينايى را از چشم نمىگرفت؟ چنان كه اگر گروهى در ميان قبهاى احاطه شده باشند و چراغهاى پرنورى يكسره پيرامون آنان بچرخد، ديدن را از ديدگانشان مىربايد، حيران مىگردند و بر رو مىافتند.
بنگر كه چگونه تقدير چنان شد كه سير و حركت آنها در دورترين نقاط باشد تا ديدگان را آسيب ندهد و آنها را از كار نيندازد. نيز با بيشترين سرعت و شتاب در حركتاند تا از آن مقدارى كه بايد بگردند و حركت كنند باز نمانند. نيز اندكى از نورشان به ما مىرسد تا اگر شبانگاه ماه نبود، ديده ببيند و اگر ضرورتى پيش آمد بتوان حركت كرد. چنان كه گاه حادثهاى رخ مىدهد و لازم است كه انسان در دل شب آرام ننشيند. اگر اين حالت تاريكى مطلق باشد، از او حركتى بر نمىآيد و بايد همواره بر جايش بماند.
در لطف و تدبير و حكمت و كار با اندازه و حساب الهى انديشه كن. براى تاريكى زمانى نهاد، زيرا به تاريكى نياز است و در ميان اين تاريكى باز به خاطر نيازهايى كه شرح كرديم قدرى نور پديد آورد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۴)
مقالات شنبه 25 بهمن
امام صادق(ع): به ماه بنگر. ماه راهنمای واضح و روشنی است كه مردم از آن براى شناخت ماهها (قمری) بهره مىجويند و حساب سال بر آن تنظيم نيافته، زيرا گردش آن براى پديد آمدن چهار فصل و رشد و رسيدن ميوهها كافى نيست. از اين رو ماهها و سالهاى قمرى با ماهها و سالهاى خورشيدى ناهمگون و متفاوت گشت و تقدير چنان شد كه هر ماه قمرى بگردد و گاه به زمستان و گاه در تابستان افتد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۱، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 11 بهمن
امام صادق(ع): بنگر كه چه تدبيرى در تابیدن خورشید بر جهان نهفته است؟ اگر مشرق و مطلع خورشيد در يك جا بود، شعاع و منفعت آن به ديگر جهات نمىرسيد، زيرا كوهها و ديوارهها باعث پوشش نور آن مىشدند. پس تقدير چنان گشت كه در آغاز روز از مشرق طلوع كند و بر هر چه از جانب مغرب با آن روبهرو شود بتابد. آنگاه [نور آن] در گردش باشد و همه جهات را بپوشاند و مغرب شود و بر آنچه كه در آغاز روز نتابيده بتابد تا هيچ بخشى از زمين از نصيب و فايده نور خورشيد محروم نماند و نيازش برآورده گردد.
راستى اگر خورشيد، سال يا بخشى از سال را از فرمان سربپيچد و نتابد، حال مردم چگونه مىشود؟ و اصلا چگونه قادر به بقا خواهند بود؟ نمىبينى كه چسان براى مردم چنين تدابير سترگى ديده شده كه چارهاى از آنها ندارند و بىآنكه زوال و خستگى پذيرند و در كار خود راه نافرمانى پيش گيرند، به خاطر فايده بخشيدن به جهان و پايدارى آن در كارند و در مسير خود در حركتند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۰، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 4 بهمن
امام صادق(ع): اينك در حركت خورشيد در برجهاى دوازدهگانه براى گردش سال و تدابير نهفته در آن بينديش. اين گشتن خورشيد باعث پديدار شدن فصول زمستان، تابستان، بهار و پاييز مىگردد. با اين گردش خورشيد، غلات و ميوهها مىرسند [و مصرف مىشوند] و به پايان خود مىرسند و بايد از نو، رشد و نمو كنند. نمىنگرى كه يك سال به قدر حركت و سير خورشيد از حَمَل (فروردین) تا حَمَل است؟ و از هنگام آفرينش جهان هستى تاكنون همين سال و ماه و... وسيله سنجش زمان است و مردم با آن، عمر و گذشت زمان، وقت پرداخت و دريافت ديون و ديگر اجازات و معاملات و امور ديگر را تنظيم و حساب مىكنند و با حركت دورانى خورشيد سال كامل مىشود و محاسبه زمان درست مىگردد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۰، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 13 دی
امام صادق(ع): سپس درباره بالا آمدن و پایین رفتن خورشید (تغییر زاویه تابش) برای پدید آمدن این فصول چهارگانه و تدبیر و مصلحتی که در آن نهفته است، بیندیش:
در زمستان حرارت (و انرژی) به درون درختان و گیاهان باز میگردد تا مواد لازم برای میوهها در دل آنها ساخته شود؛ هوا متراکم شده و ابر و باران پدید میآید و بدن جانوران، سخت و نیرومند میگردد.
در بهار آن موادِ ذخیرهشده در زمستان، به حرکت درمیآیند و خود را نشان میدهند؛ در نتیجه گیاهان سر از خاک برمیآورند، درختان شکوفه میدهند و غریزه حیوانات برای جفتگیری برانگیخته میشود.
در تابستان هوا گرم و سوزان میشود؛ در نتیجه میوهها میرسند، فضولات و مواد زائد بدن (از طریق عرق کردن) تحلیل میرود و سطح زمین خشک و آمادهی ساختوساز و فعالیتهای انسانی میگردد.
در پاییز هوا صاف و باطراوت میشود، بیماریها از میان میروند و بدنها به سلامت و اعتدال میرسند؛ شبها بلند میشوند تا بهواسطهی طولانی بودنشان، بخشی از کارها (یا استراحت بیشتر) در آنها ممکن شود و هوا دلپذیر میگردد.
در این تغییرات، مصالح دیگری نیز وجود دارد که اگر بخواهم همه را به دقت بررسی کنم، سخن به درازا میکشد. (توحید مفضل، ص۱۲۹)
مقالات شنبه 6 دی 1404
امام صادق(ع): اى مفضّل! در طلوع و غروب آفتاب به خاطر پديد آمدن و چرخش شب و روز انديشه كن. اگر طلوع خورشيد نبود، كار جهان يكسره درهم مىشكست و مردم قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند. دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود و بدون نور، زندگى گوارا نبود و از آن لذت نمىبردند. نياز به طلوع خورشيد پيداست و به شرح بيش از اين نيازى نيست، ولى در راز غروب خورشيد انديشه كن.
اگر غروب نبود، مردم آرامش و قرار نداشتند. حال آنكه اينان بيش از هر چيز به آرامش واستراحت جسم و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند. نيز [اگر غروبى نبود] حرص آدميزاد باعث مىگشت كه همواره كار كنند و بدن آنان از كار بيفتد. بسيارى از مردم اگر شب فرا نرسد و تاريكى بر اينان حاكم نگردد، به خاطر حرص و آز و جمع و ذخيره مال هيچ آرام و قرار نداشتند.
همچنين زمين از تابش هميشگى آفتاب تفتيده مىشد و تمام جانداران اعم از گياه و حيوان از حرارت زياد نابود مىشدند. پس خداوند حكيم چنان تدبير انديشيده كه زمانى برآيد و وقتى ديگر پنهان شود تا مانند چراغى باشد كه اهل خانه براى كارى بر مىافروزند و براى آرامش خاموش مىگردانند. [با اين طلوع و غروب] نور و ظلمت كه ضد يكديگرند چنان در اطاعتاند كه صلاح و قوام جهان را با هم تأمين مىكنند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۸)
مقالات شنبه 29 آذر 1404
امام صادق(ع): هرگاه كه خواستى از گستردگى حكمت آفرينشگر و كوتاهى دانش مخلوقات آگاه گردى، به ماهيها، حيوانات آبى، صدفها و ديگر آبزيانى كه در آبها زندگى مىكنند و در شماره نيايند بنگر و تو از منافع اين آفريدگان آگاه نمىگردى، مگر اندكى كه بر اثر برخى از حوادث رخ مىنمايد. مثلا مردم هنگامى به فايده نوعى حلزون پى بردند كه رنگ قرمز را شناختند [داستان اين كشف اين گونه بود]:
هنگامى كه سگى در ساحل آب در گردش بود، حلزونى را يافت. آن را خورد و خونش دهان او را رنگين كرد. [آنگاه كه دهان سگ را ديدند] مردم به زيبايى آن رنگ پى بردند و از آن به عنوان رنگ استفاده كردند و ديگر مواردى كه مردم گاهگاهى بر اثر بروز وقايعى به آنها پى مىبرند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۶)
مقالات یکشنبه 23 آذر 1404
امام صادق(ع): اينك در كثرت نسل ماهى و ويژگیهاى آن تأمل و انديشه كن. اگر مىبينى كه در درون يك ماهى آنقدر تخم هست كه به شماره نيايد، به خاطر آن است كه كار بر ماهیخواران كه شماره آنها اندك نيست آسان گردد. حتى درندگان جنگلها هم براى شكار ماهى به آب پناه مىآورند. در اين وقت اين حيوانات اگر ماهى را بيابند، آن را از آب مىربايند. حال كه درندگان خشكى ماهى مىخورند، پرندگان ماهى مىخورند، مردم ماهى مىخورند و حتى ماهيان هم ماهى مىخورند، حكمت و تدبير چنان به كار آمد كه ماهیها اينگونه در شماره نيايند و فراوان باشند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۵)
مقالات شنبه 15 آذر 1404
امام صادق(ع): در آفرينش ماهى و تناسب، حكمت و تدابير نهفته در آن كه مناسب آن است نيك بنگر. در آفرينش آن دست و پا نهاده نشده، زيرا به راه رفتن نيازى ندارد و جايگاهش آب است. نيز براى آن شش آفريده نشده، چون كه در ميان آب نفس نمىتواند كشد. در مقابل دست و پا، بالههايى سخت و قوى به آن داده شده است و چنان كه قايقران با پارو زدن به پيش میرود، ماهى نيز با حركت دادن اين بالهها آب را به كنار زند و پيش رود. نيز بدنش با فلسهايى سخت و درهم فرو رفته چون در هم فرورفتگى اجزاى زرههاى پولادين پوشانيده گشته تا از آفات و آسيبها به كنار ماند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۴)
مقالات شنبه 8 آذر 1404
امام صادق(ع): به ملخها بنگر كه چگونه چون سيلى خروشان بر زمينى جارى مىگردند و كوه و صحرا و شهر و روستا را مىپوشانند. اين پوشش چنان است كه مانع تابش نور عظيم و تابناك خورشيد مىگردد. اگر دستى عادى [جز دست قدرتمند خداوند] مىخواست اين لشكر عظيم را سامان دهد و گرد آورد چند سال به طول مىكشيد؟ پس با این [پدیده] بر قدرتی استدلال کن که هیچ چیز آن را به زحمت نمیاندازد و هیچ کاری برایش دشوار و زیاد نیست. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۴، با تصرف)
مقالات شنبه 1 آذر 1404
امام صادق(ع): به ملخ بنگر، بهراستى چقدر ضعيف و قوى است! هنگامى كه به آفرينش آن بنگرى گويى ناتوانترين حيوان است، ولى اگر لشكرهايى از آن به جانب سرزمينى در حركت افتند، هيچكس نتواند كه آنجا را از دست آنها برهاند. نمىبينى كه اگر پادشاهى از پادشاهان زمين تمام لشكر سواره و پيادهنظام خود را بسيج گرداند تا سرزمين خود را از ملخها رهايى دهد، نتواند؟ آيا اين از نشانههاى قدرت خداى جل و علا نيست كه ضعيفترين آفريدهاش را به جانب قويترين آفريده گسيل دارد و آفريده قوى نتواند در برابرش تاب آورد؟ (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۳)
مقالات شنبه 24 آبان 1404
امام صادق(ع): به زنبور عسل و همكارى گروهى آنها در ساختن عسل بنگر و ببين كه چگونه با ذكاوت و مهارت و دقت تمام، اين خانههاى شش ضلعى را مىسازند. اگر در اين كار بهدرستى انديشه كنى، هر آينه آن را شگفت، ظريف و لطيف مىيابى.
آنگاه كه به عمل و نتيجه آن نگاه مىكنى آن را در ميان مردم، عظيم، شريف و نيكو مىبينى، ولى وقتى كه به فاعل اين فعل مىنگرى آن را حتى جاهل و نادان به خود مىيابى، چه رسد به ديگران! اين امر بهخوبى دليل پرواضحى است كه صواب و حكمت اين كار نه از ناحیه زنبور عسل [که فاقد قدرت تعقل است] بلكه از آن كسى است كه سرشت و فطرت آن را چنين آفريده و این را براى سودرسانى و خدمت به مردم در سرشت او قرار داده است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۳، با کمی تصرف)
مقالات شنبه 17 آبان 1404
امام صادق(ع): آفرينش خفاش كه چيزى ميان آفرينش پرندگان و چهارپايان است، بسيار شگفت و حيرتآور است. البته آفرينش آن به چهارپايان نزديكتر است، زيرا دو گوش بلند، دندان و كرك دارد، بچه مىزايد، بچه شير مىدهد و بول مىكند و هنگامى كه راه مىرود بر چهار دست و پا راه مىرود كه همه اينها با ويژگيهاى پرندگان ناسازگار است.
خفاش از شمار پرندگانى است كه در شب پرواز مىكنند و از حشرات پراكنده در هوا تغذيه مىكنند. برخى پنداشتهاند، خفاش غذايى ندارد و از نسيم تغذيه مىكند. اين از دو روى ناصواب است: ۱) بيرون شدن آلودگى و بول از آن كه جز با تغذيه توجيهپذير نيست. ۲) دندان دارد. اگر خفاش چيزى نمىخورد، داشتن دندان به چه معنى است؟! حال آنكه مىدانيم در آفرينش، هيچ چيز بىحكمت نيست.
اين پرنده براى انسان سودمند است، حتى فضلهاش را [در كار ساختن دارو و...] به كار مىگيرند و از همه چيز مهمتر، آفرينش شگفت [و محيّر العقول] آن است كه بر قدرت آفرينشگر جلّوعلا دلالت دارد و اينكه به خاطر هر مصلحتى كه داند و خواهد، در آنچه كه اراده كند تصرف نمايد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۲)
مقالات شنبه 10 آبان 1404
مفضل بن عمر گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: آيا مىدانى كه غذاى خفاشها چگونه تأمين مىشود؟ عرض كردم: نه مولاى من! امام فرمود: روزى آنها از انواع پشهها، شاپركها، ملخها و زنبورهايى است كه در هوا پراكندهاند، زيرا اين حشرات و موجودات در همه جاى آسمان وجود دارند.
براى درك اين حقيقت (وجود حشرات در همه جا) مىتوانى شبانگاهان، چراغى را در بالاى بام و يا درون حياط بگذارى و ببينى كه چقدر از اين حشرات به گرد آن جمع مىشوند. اگر اين حشرات در پيرامون چراغ نباشند، از كجا مىآيند؟ اگر كسى بگويد از دشت و صحرا مىآيند، بايد گفت: آیا مىشود اين راه دور را در ساعتى يا لحظهاى بپيمايند؟ وانگهى از آن منطقه دور چگونه چراغى را در درون خانهاى مىبينند و به سوى آن مىشتابند؟ پس اين نشان آن است كه حشرات در همه جاى آسمان پراكندهاند. اين خفاشها نيز هنگامى كه در هوا پرواز مىكنند از آنها تغذيه مىنمايند.
حال بنگر كه چگونه روزى اين پرندگان كه تنها در شب پرواز مىكنند از اين حشرات پراكنده در هوا فراهم مىآيد؟ نيز به [يك راز از اسرار] آفرينش اين حشرات پى ببر. حشراتى كه چه بسا كسانى بپندارند كه زايدند و سودى در آنها نهفته نيست. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۱)
مقالات شنبه 3 آبان 1404
امام صادق(ع): به گنجشكان بنگر كه چگونه در روز در پى غذا هستند. اگر چه غذايشان آماده نيست، ولى با حركت و تلاش مداوم به آن دست مىيابند و آن را از دست نمىدهند. آفريدگان همه اين گونهاند. منزه است خدايى كه روزى را اين گونه در ميانشان پراكنده است.
نه چنان كرد كه دست يافتن بر روزى سخت و ناممكن باشد، زيرا آفريدگان را نيازمند به آن آفريد و نه چنان كرد كه بىهيچ رنجى به دست آيد؛ زيرا صلاح و سود آفريدگان در اين است. اگر نياز و روزى آنها يكسره مهيا و آماده بود حيوانات آنقدر مىخوردند كه هلاك شوند و انسانها بهخاطر بيكارى و بطالت در سرمستى و گناه و ارتكاب فواحش سقوط مىكردند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۰)
مقالات یکشنبه 27 مهر 1404
امام صادق(ع): اى مفضّل! پرنده دراز پا را ديدهاى و به راز اين ويژگى پى بردهاى؟ اين پرنده را غالبا در آبگيرها مىبينى. داراى دو ساق بلند است. گويا ديدبانى است كه از بالاى برجك ديدبانى درون آب را مىنگرد و آن را زير نظر دارد. هرگاه كه روزى خود را ديد، آرامآرام گام برمىدارد تا آن را به دست آورد.
اگر اين پرنده پا كوتاه بود، هنگامى كه به جانب صيد حركت مىكرد تا آن را بگيرد، شكمش با آب تماس مىگرفت و آب حركت مىكرد و شكار از هراس پا به فرار مىگذاشت. پس اين دو پا برايش آفريده شده تا خواستهاش را دريابد، غذايش حاصل شود و زنده بماند.
در تدابير هماهنگ در آفرينش پرنده بنگر. پرندهاى كه دو ساق بلند دارد، گردنى دراز نيز دارد تا بتواند غذايش را از زمين بردارد. اگر پرنده، پاهايى دراز داشت ولى گردنش كوتاه بود، قادر نبود كه چيزى از زمين بردارد. گاه درازى منقارش، گردن او را در رسيدن به هدف يارى مىكند تا كار بر او آسان گردد.
نمىنگرى كه در آفرينش هر چه را كه مىبينى در نهايت استوارى و صواب است و تمام وجودش حكيمانه و با تدبير و تقدير است؟ (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۰۹)
مقالات شنبه 19 مهر 1404
امام صادق(ع): در چگونگى پر پرندگان تأمل و انديشه نما. مىبينى كه [اين پرها] مانند لباس، از رشتههاى بسيار باريك و نازكى بافته شده و مانند پيوستگى نخها و تارهاى مو، همه به هم پيوسته و بستهاند و وقتى كه آنها را مىكشى از هم نمىگسلند، بلكه فقط اندكى بازمىگردند [و این خاصیت عدم از هم گسیختگی آنها باعث میشود] تا در ميانشان باد باشد و پرنده بهراحتى پرواز كند و در هوا سنگين نشود. در ميان پر، ستونى سخت و ميلهاى شكل نهاده شده تا با سختى خود اجزاى پر را نگاه دارد. ولى باز با اين سختى و استحكام، تو خالى است تا سنگينى آن پرنده را از پرواز باز ندارد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۰۹، با تصرف)
مقالات یکشنبه 13 مهر 1404
امام صادق(ع): اى مفضّل! در آفرينش چينهدان و تدابير نهفته در آن بينديش. راه غذا از چينهدان تا به سنگدان باريك است و غذا بسيار آرام و اندكاندك وارد آن مىشود و اگر پرنده تا رسيدن دانه نخست [به سنگدان] دانه دوم را برنچيند، كار او به درازا مىكشد و غذايى كافى به او نمىرسد [در نتيجه او منتظر رسيدن دانه اول به سنگدان نمىشود، بلكه تندتند دانه مىچيند و روانه چينهدان مىكند].
مرغ از شدت توجه و هراس، دانهها را از زمين مىربايد. پس چينهدان پرنده مانند توبرهاى در پيش او آويخته شده تا هر چه را كه مىيابد به سرعت برگيرد و وارد چينهدان كند، ولى آرامآرام از چينهدان روانه سنگدان گرداند.
در چينهدان، ويژگى ديگرى نيز هست و آن اينكه برخى از پرندگان از درون خود غذا به دهان جوجه مىريزند. در اين صورت برگرداندن غذا از چينهدان نزديكتر و راحتتر است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۰۸)
مقالات شنبه 5 مهر 1404
امام صادق(ع): از آفرينش تخم پرنده درس عبرت گير. در آن، ماده زرد رنگ و آب رقيق و سفيد نهاده شده. بخشى براى آنكه جوجه به هم رسد و بخش ديگر براى تغذيه آن است تا آنگاه كه تخم را بشكافد و بيرون آيد. در تدابير نهفته در اين امور بنگر. از آنجا كه رشد جوجه در درون آن جدارهها و لايههاى سخت است و هيچ چيز به درون آن راه ندارد، در درون آن، آنقدر غذا تعبيه شده كه جوجه را تا هنگام بيرون آمدن بس باشد. جوجه به يك زندانى مىماند كه در درون زندانى محبوس است و پيرامون زندان را دژهاى سخت فرا گرفته. هيچ راهى براى رسيدن غذا به او وجود ندارد در نتيجه غذا و روزى لازم براى مدت حبس را در كنارش مىنهند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۰۷)
🔹 در ویدیوی فوق شاهد صحنه واقعی و اعجابانگیز فرآیند تبدیل تخم به جوجه هستیم که در شرایط آزمایشگاهی و با برداشتن بخشی از پوسته تخم فیلمبرداری شده است.
مقالات یکشنبه 30 شهریور 1404