امام صادق(ع): اى مفضّل! در بسترى كه خداوند براى جواهر چهارگانه (خاک، آب، هوا و آتش) آفريده تا بهطور گسترده رفع نياز شود بنگر. از جمله گستردگى اين زمين و كشيدن آن است. اگر اينگونه وسيع و گسترده نبود، چگونه جايها و مساكن مردم، كشتزارها، چراگاهها، جنگلها و درختان، داروهاى فراوان، معادن بىشمار و پرفايده و بسيار را در خود جاى مىداد؟ چه بسا كسى اين فلاتهاى خشك و دشتهاى وحشتآور را بىثمر و بيهوده بينگارد! حال آنكه اين مکانها، جايگاه حيوانات و مسكن و چراگاه آنهاست.
نيز آنگاه كه مردم در اضطرار مىافتند كه از وطن خود به جاى ديگر ساکن شوند، به اين مناطق مىروند. چه بسيار فلاتها و دشتها كه به كاخها و بهشتها تبديل شده و مردم در آنها سكنى گزيدهاند! اگر زمين گسترده نبود، گويى كه مردم در ميان حصارى تنگ گرفتارند و اگر ضرورت و امرى ناگوار ناچارشان كرد كه ترك وطن كنند هيچ مكانى نمىيافتند! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۰، با کمی تصرف و توضیح)
مقالات شنبه 8 فروردین
امام صادق(ع): از همين «هوا» و مصالح نهفته در آن، درس عبرت بگير. هوا عامل حيات اين بدنهاست و با تنفس و گرفتن آن از خارج باعث حيات درون جسم مىگردد. صداها را از فاصلههاى بسيار دور مىرساند. بوهاى خوش را از جايى به جاى ديگر حمل مىكند. نمىبينى از جانبى كه باد مىآيد، بويى مىآيد؟ صدا نيز اين گونه است.
هوا گرما و سرما را كه به سود عالم است مىپذيرد. باد وزنده نيز از جنس هواست. باد بدنها را خنك مىكند و ابرها را از جايى به جاى ديگر مىبرد تا متراكم شود، باران دهد تا سودش شامل همه گردد. آنگاه كه باريد، باد ابرها را مىپراكند. درختها را آبستن مىكند، كشتيها را در حركت مىاندازد، غذاها را لطيف و خوردنى مىگرداند، آب را سرد و آتش را افروخته مىسازد، چيزهاى تر را مىخشكاند، و خلاصه هر چيزى را بر روى زمين زنده مىكند. اگر باد نبود رويندگان مىپژمردند، جانوران مىمردند و همه چيز تفتيده و فاسد مىگشت. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۳۰)
مقالات شنبه 1 فروردین
امام صادق(ع): تو را از يك ويژگى و خاصيت ديگر هوا آگاه مىكنم. «صدا» اثرى است كه بر اثر اصطكاك اجسام در «هوا» پديد مىآيد و «هوا» آن را به گوشها مىرساند. مردم با صدا در حاجتها و معاملات خود در طول روز و بخشى از شب با يكديگر سخن مىگويند. (توجه شود رابرت بویل دانشمند انگلیسی که درگذشته سال ۱۶۹۱ میلادی است، نخستین کسی است که توانست با آزمایشی علمی ثابت کند صدا بدون وساطت هوا و در خلأ به گوش هیچ مستمعی نخواهد رسید. اما امام صادق(ع) ۹ قرن پیش از او از این حقیقت پرده برداشته است!)
اگر اثر اين سخن، مانند نوشتهاى كه بر كاغذ مىماند، در هوا مىماند، جهان از آن آكنده مىشد و به زيان و ضرر اينان تمام مىشد. نيز مىبايست كه تندتند به تجديد و تعويض آن بپردازند. البته نه مانند نوشتن بر كاغذ؛ زيرا سخنان ملفوظ بيش از كلمات مكتوب است. آفرينشگر حكيم -جلّوعلا- اين هوا را چون كاغذى پوشيده قرار داده كه سخنان را حمل كند و در تمام جهان نياز آدمى را برآورد. آنگاه آن را محو مىكند و از نو پاكيزه و سفيدش مىگرداند و اين كار بىآنكه بريده شود ادامه مىيابد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۹، با افزودن پارهای از توضیحات)
مقالات شنبه 23 اسفند
امام صادق(ع): به اين گرما و سرما بنگر كه چگونه جهان را نگاه داشتهاند. اين دو دما با فزونى، كاستى و تعادل باعث شدهاند كه اين فصول و تنوع هواى در سال پديد آيد؛ زيرا مصلحت انسان و تمام هستى در آنهاست. نيز گويى كه سرما و گرما بدنها را دباغى مىكنند و باعث پايدارى و استحكام آنها مىگردند. اگر اين گرما و سرما نبود و بدنها را سرد و گرم نمىكردند، هر آينه فاسد و نابود مىشدند.
بنگر كه چگونه يكى از آن دو به تدريج و اندكاندك وارد ديگرى مىشود و آن ديگرى اندكاندك كم مىشود و ديگرى آرامآرام افزوده مىشود تا اينكه هر كدام در فزونى و كاستى به منتها درجه خود برسند. اگر يكى از آن دو ناگهان وارد ديگرى مىشد، باعث بيمارى و زيان اجسام و ابدان مىگشت. اين امر مانند آن است كه يكى از شما ناگهان از حمام داغ و پر حرارت وارد منطقهاى سرد و يخزده گردد. بىترديد اين امر باعث زيانى عظيم و بيمارى بر جسم او مىشود.
پس اگر خداى جلوعلا چنين تدبير فرموده كه سرما و گرما بهتدريج و اندكاندك وارد گردند، بهخاطر حفظ صحت و سلامت موجودات است. اگر تدبير و حكمتى در كار نيست، پس چرا ناگهانى وارد نمىشوند بلكه آرامآرام مىآيند و مىروند تا همه چيز سالم بماند؟! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۷)
مقالات شنبه 16 اسفند
امام صادق(ع): اى مفضّل! در اندازه شب و روز و اينكه به مصلحت مردم چنين تدبير شده نيك بينديش. [غالبا] ساعات شب و يا روز به بيش از پانزده ساعت نمىرسد.
بهراستى اگر طول روز صد يا دويست ساعت بود چه مىشد؟ آيا در اين صورت، تمام جانداران از انسان تا گياه و حيوان نابود و بىجان نمىگشتند؟ اينكه حيوان و انسان نابود مىگشتند بهخاطر آن است كه در طول اين مدت نه حيوان از چريدن و حركت دست بر مىداشت و نه آدمى از كار و كوشش كناره مىگرفت و اين كار به هلاكتشان ختم مىگشت. و اينكه گياه و رويندگان خشك مىشدند، بهخاطر آن است كه نور مستمر و مداوم خورشيد و حرارت يك سره آن آنها را خشك و نابود مىكرد و مىسوزانيد.
شب نيز چنين است: اگر يكسره ادامه داشت و يا از اين زمان مىگذشت حيوانات از حركت و تلاش و طلب معاش و روزى باز مىماندند تا از گرسنگى بميرند. گياهان نيز حرارت طبيعى خود را از دست مىدادند و فاسد و گنديده مىشدند. و تو برخى از گياهان را ديدهاى كه به دور از خورشيدند و چنين نابود مىشوند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۶)
مقالات شنبه 9 اسفند
امام صادق(ع): در اين [منظومه و] فلك و خورشيد و ماه و ستارگان و بروجش بنگر كه چگونه بهطور مستمر و دائم بر جهان مىگردد تا از اين حكمت و تدبير استوار، شب و روز در پى هم آيند و فصول چهارگانه در زمين پديد بيايند و زمين و جانداران بر روى آن اعم از حيوان و رويندگان [و انسان] آنگونه كه شرح و توضيح دادم از فوايد و منافع آنها بهرهمند گردند. آيا بر هيچ خردمند و عاقلى پوشيده است كه اين تقدير و اندازهگيرى و تدبير دقيق و حكيمانه و استوار، تنها كار يك اندازهگير، حكيم و مدبر است؟
اگر كسى بگويد چه مىشود كه تمام اين حالات و حركات، اتفاقى و از روى تصادف باشد؟ بايد در پاسخ گفت: چرا همين سخن را در باره چرخى كه از چند قطعه حساب شده ساخته شده و به صلاح باغ و گياه و درخت مىگردد و آنها را آبيارى مىكند نمىگويد؟ اگر درباره اين دستگاه باحكمت چنين عقيدهاى داشته باشد و مردم از او بشنوند، در بارهاش چه مىانديشند و چه مىگويند؟
آيا درباره اين دولاب و چرخ چوبى كه با حكمتى اندك و براى استفاده در قطعهاى از زمين ساخته شده نمىگويد كه بىسازنده و تدبيرگر است، ولى در باره اين چرخ اعظم كه به صلاح و سود تمام زمين و زمينيان است و با حكمت و تدبير و نظمى محيّرالعقول پديد آمده، قائل به بىتدبيرى، بىحكمتى و بىآفرينندگى است؟! اگر اين چرخ [عظيم و هماهنگ و شگفت] چونان ابزارى عادى و كوچك از كار بيفتد و نارسايى در آن پديد آيد، مردم چه چارهاى توانند كه بينديشند؟! (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۵)
مقالات یکشنبه 3 اسفند
امام صادق(ع): مردم در تاريكى شب براى گذر از دشتهاى مخوف و وحشتزا و امواج هولناك دريا از اين ستارگان راهنمايى مىجويند. وانگهى در اينكه در دل آسمان گاه روى مىآورند و گاه پشت مىكنند، گاه طلوع مىكنند و گاه فرو مىروند، عبرتهايى فراوان نهفته است.
اين اجرام آسمانى با سرعتى فوقتصور و بيرون از حد در حركتاند. اگر خورشيد و ماه و ستارگان در نزديك ما حركت مىكردند تا به سرعت سير آنها پى ببريم، آيا برافروختگى و درخشش آنها مانند پىدرپى بودن نورهاى قوى و رعدهاى پياپى در هوا ديدگان را نمىربود و بينايى را از چشم نمىگرفت؟ چنان كه اگر گروهى در ميان قبهاى احاطه شده باشند و چراغهاى پرنورى يكسره پيرامون آنان بچرخد، ديدن را از ديدگانشان مىربايد، حيران مىگردند و بر رو مىافتند.
بنگر كه چگونه تقدير چنان شد كه سير و حركت آنها در دورترين نقاط باشد تا ديدگان را آسيب ندهد و آنها را از كار نيندازد. نيز با بيشترين سرعت و شتاب در حركتاند تا از آن مقدارى كه بايد بگردند و حركت كنند باز نمانند. نيز اندكى از نورشان به ما مىرسد تا اگر شبانگاه ماه نبود، ديده ببيند و اگر ضرورتى پيش آمد بتوان حركت كرد. چنان كه گاه حادثهاى رخ مىدهد و لازم است كه انسان در دل شب آرام ننشيند. اگر اين حالت تاريكى مطلق باشد، از او حركتى بر نمىآيد و بايد همواره بر جايش بماند.
در لطف و تدبير و حكمت و كار با اندازه و حساب الهى انديشه كن. براى تاريكى زمانى نهاد، زيرا به تاريكى نياز است و در ميان اين تاريكى باز به خاطر نيازهايى كه شرح كرديم قدرى نور پديد آورد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۴)
مقالات شنبه 25 بهمن
امام صادق(ع): به ماه بنگر. ماه راهنمای واضح و روشنی است كه مردم از آن براى شناخت ماهها (قمری) بهره مىجويند و حساب سال بر آن تنظيم نيافته، زيرا گردش آن براى پديد آمدن چهار فصل و رشد و رسيدن ميوهها كافى نيست. از اين رو ماهها و سالهاى قمرى با ماهها و سالهاى خورشيدى ناهمگون و متفاوت گشت و تقدير چنان شد كه هر ماه قمرى بگردد و گاه به زمستان و گاه در تابستان افتد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۱، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 11 بهمن
امام صادق(ع): بنگر كه چه تدبيرى در تابیدن خورشید بر جهان نهفته است؟ اگر مشرق و مطلع خورشيد در يك جا بود، شعاع و منفعت آن به ديگر جهات نمىرسيد، زيرا كوهها و ديوارهها باعث پوشش نور آن مىشدند. پس تقدير چنان گشت كه در آغاز روز از مشرق طلوع كند و بر هر چه از جانب مغرب با آن روبهرو شود بتابد. آنگاه [نور آن] در گردش باشد و همه جهات را بپوشاند و مغرب شود و بر آنچه كه در آغاز روز نتابيده بتابد تا هيچ بخشى از زمين از نصيب و فايده نور خورشيد محروم نماند و نيازش برآورده گردد.
راستى اگر خورشيد، سال يا بخشى از سال را از فرمان سربپيچد و نتابد، حال مردم چگونه مىشود؟ و اصلا چگونه قادر به بقا خواهند بود؟ نمىبينى كه چسان براى مردم چنين تدابير سترگى ديده شده كه چارهاى از آنها ندارند و بىآنكه زوال و خستگى پذيرند و در كار خود راه نافرمانى پيش گيرند، به خاطر فايده بخشيدن به جهان و پايدارى آن در كارند و در مسير خود در حركتند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۰، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 4 بهمن
امام صادق(ع): اينك در حركت خورشيد در برجهاى دوازدهگانه براى گردش سال و تدابير نهفته در آن بينديش. اين گشتن خورشيد باعث پديدار شدن فصول زمستان، تابستان، بهار و پاييز مىگردد. با اين گردش خورشيد، غلات و ميوهها مىرسند [و مصرف مىشوند] و به پايان خود مىرسند و بايد از نو، رشد و نمو كنند. نمىنگرى كه يك سال به قدر حركت و سير خورشيد از حَمَل (فروردین) تا حَمَل است؟ و از هنگام آفرينش جهان هستى تاكنون همين سال و ماه و... وسيله سنجش زمان است و مردم با آن، عمر و گذشت زمان، وقت پرداخت و دريافت ديون و ديگر اجازات و معاملات و امور ديگر را تنظيم و حساب مىكنند و با حركت دورانى خورشيد سال كامل مىشود و محاسبه زمان درست مىگردد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۲۰، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 13 دی
امام صادق(ع): سپس درباره بالا آمدن و پایین رفتن خورشید (تغییر زاویه تابش) برای پدید آمدن این فصول چهارگانه و تدبیر و مصلحتی که در آن نهفته است، بیندیش:
در زمستان حرارت (و انرژی) به درون درختان و گیاهان باز میگردد تا مواد لازم برای میوهها در دل آنها ساخته شود؛ هوا متراکم شده و ابر و باران پدید میآید و بدن جانوران، سخت و نیرومند میگردد.
در بهار آن موادِ ذخیرهشده در زمستان، به حرکت درمیآیند و خود را نشان میدهند؛ در نتیجه گیاهان سر از خاک برمیآورند، درختان شکوفه میدهند و غریزه حیوانات برای جفتگیری برانگیخته میشود.
در تابستان هوا گرم و سوزان میشود؛ در نتیجه میوهها میرسند، فضولات و مواد زائد بدن (از طریق عرق کردن) تحلیل میرود و سطح زمین خشک و آمادهی ساختوساز و فعالیتهای انسانی میگردد.
در پاییز هوا صاف و باطراوت میشود، بیماریها از میان میروند و بدنها به سلامت و اعتدال میرسند؛ شبها بلند میشوند تا بهواسطهی طولانی بودنشان، بخشی از کارها (یا استراحت بیشتر) در آنها ممکن شود و هوا دلپذیر میگردد.
در این تغییرات، مصالح دیگری نیز وجود دارد که اگر بخواهم همه را به دقت بررسی کنم، سخن به درازا میکشد. (توحید مفضل، ص۱۲۹)
مقالات شنبه 6 دی 1404
امام صادق(ع): اى مفضّل! در طلوع و غروب آفتاب به خاطر پديد آمدن و چرخش شب و روز انديشه كن. اگر طلوع خورشيد نبود، كار جهان يكسره درهم مىشكست و مردم قادر به زندگى و رسيدن به امور خود نبودند. دنيا تاريكستانى به زيان آنان بود و بدون نور، زندگى گوارا نبود و از آن لذت نمىبردند. نياز به طلوع خورشيد پيداست و به شرح بيش از اين نيازى نيست، ولى در راز غروب خورشيد انديشه كن.
اگر غروب نبود، مردم آرامش و قرار نداشتند. حال آنكه اينان بيش از هر چيز به آرامش واستراحت جسم و جان و حواس و مهلت يافتن هاضمه براى هضم غذا و رساندن غذا به تمام اعضا نيازمندند. نيز [اگر غروبى نبود] حرص آدميزاد باعث مىگشت كه همواره كار كنند و بدن آنان از كار بيفتد. بسيارى از مردم اگر شب فرا نرسد و تاريكى بر اينان حاكم نگردد، به خاطر حرص و آز و جمع و ذخيره مال هيچ آرام و قرار نداشتند.
همچنين زمين از تابش هميشگى آفتاب تفتيده مىشد و تمام جانداران اعم از گياه و حيوان از حرارت زياد نابود مىشدند. پس خداوند حكيم چنان تدبير انديشيده كه زمانى برآيد و وقتى ديگر پنهان شود تا مانند چراغى باشد كه اهل خانه براى كارى بر مىافروزند و براى آرامش خاموش مىگردانند. [با اين طلوع و غروب] نور و ظلمت كه ضد يكديگرند چنان در اطاعتاند كه صلاح و قوام جهان را با هم تأمين مىكنند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۸)
مقالات شنبه 29 آذر 1404
امام صادق(ع): هرگاه كه خواستى از گستردگى حكمت آفرينشگر و كوتاهى دانش مخلوقات آگاه گردى، به ماهيها، حيوانات آبى، صدفها و ديگر آبزيانى كه در آبها زندگى مىكنند و در شماره نيايند بنگر و تو از منافع اين آفريدگان آگاه نمىگردى، مگر اندكى كه بر اثر برخى از حوادث رخ مىنمايد. مثلا مردم هنگامى به فايده نوعى حلزون پى بردند كه رنگ قرمز را شناختند [داستان اين كشف اين گونه بود]:
هنگامى كه سگى در ساحل آب در گردش بود، حلزونى را يافت. آن را خورد و خونش دهان او را رنگين كرد. [آنگاه كه دهان سگ را ديدند] مردم به زيبايى آن رنگ پى بردند و از آن به عنوان رنگ استفاده كردند و ديگر مواردى كه مردم گاهگاهى بر اثر بروز وقايعى به آنها پى مىبرند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۶)
مقالات یکشنبه 23 آذر 1404
امام صادق(ع): اينك در كثرت نسل ماهى و ويژگیهاى آن تأمل و انديشه كن. اگر مىبينى كه در درون يك ماهى آنقدر تخم هست كه به شماره نيايد، به خاطر آن است كه كار بر ماهیخواران كه شماره آنها اندك نيست آسان گردد. حتى درندگان جنگلها هم براى شكار ماهى به آب پناه مىآورند. در اين وقت اين حيوانات اگر ماهى را بيابند، آن را از آب مىربايند. حال كه درندگان خشكى ماهى مىخورند، پرندگان ماهى مىخورند، مردم ماهى مىخورند و حتى ماهيان هم ماهى مىخورند، حكمت و تدبير چنان به كار آمد كه ماهیها اينگونه در شماره نيايند و فراوان باشند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۵)
مقالات شنبه 15 آذر 1404
امام صادق(ع): در آفرينش ماهى و تناسب، حكمت و تدابير نهفته در آن كه مناسب آن است نيك بنگر. در آفرينش آن دست و پا نهاده نشده، زيرا به راه رفتن نيازى ندارد و جايگاهش آب است. نيز براى آن شش آفريده نشده، چون كه در ميان آب نفس نمىتواند كشد. در مقابل دست و پا، بالههايى سخت و قوى به آن داده شده است و چنان كه قايقران با پارو زدن به پيش میرود، ماهى نيز با حركت دادن اين بالهها آب را به كنار زند و پيش رود. نيز بدنش با فلسهايى سخت و درهم فرو رفته چون در هم فرورفتگى اجزاى زرههاى پولادين پوشانيده گشته تا از آفات و آسيبها به كنار ماند. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۴)
مقالات شنبه 8 آذر 1404
امام صادق(ع): به ملخها بنگر كه چگونه چون سيلى خروشان بر زمينى جارى مىگردند و كوه و صحرا و شهر و روستا را مىپوشانند. اين پوشش چنان است كه مانع تابش نور عظيم و تابناك خورشيد مىگردد. اگر دستى عادى [جز دست قدرتمند خداوند] مىخواست اين لشكر عظيم را سامان دهد و گرد آورد چند سال به طول مىكشيد؟ پس با این [پدیده] بر قدرتی استدلال کن که هیچ چیز آن را به زحمت نمیاندازد و هیچ کاری برایش دشوار و زیاد نیست. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۴، با تصرف)
مقالات شنبه 1 آذر 1404
امام صادق(ع): به ملخ بنگر، بهراستى چقدر ضعيف و قوى است! هنگامى كه به آفرينش آن بنگرى گويى ناتوانترين حيوان است، ولى اگر لشكرهايى از آن به جانب سرزمينى در حركت افتند، هيچكس نتواند كه آنجا را از دست آنها برهاند. نمىبينى كه اگر پادشاهى از پادشاهان زمين تمام لشكر سواره و پيادهنظام خود را بسيج گرداند تا سرزمين خود را از ملخها رهايى دهد، نتواند؟ آيا اين از نشانههاى قدرت خداى جل و علا نيست كه ضعيفترين آفريدهاش را به جانب قويترين آفريده گسيل دارد و آفريده قوى نتواند در برابرش تاب آورد؟ (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۳)
مقالات شنبه 24 آبان 1404
امام صادق(ع): به زنبور عسل و همكارى گروهى آنها در ساختن عسل بنگر و ببين كه چگونه با ذكاوت و مهارت و دقت تمام، اين خانههاى شش ضلعى را مىسازند. اگر در اين كار بهدرستى انديشه كنى، هر آينه آن را شگفت، ظريف و لطيف مىيابى.
آنگاه كه به عمل و نتيجه آن نگاه مىكنى آن را در ميان مردم، عظيم، شريف و نيكو مىبينى، ولى وقتى كه به فاعل اين فعل مىنگرى آن را حتى جاهل و نادان به خود مىيابى، چه رسد به ديگران! اين امر بهخوبى دليل پرواضحى است كه صواب و حكمت اين كار نه از ناحیه زنبور عسل [که فاقد قدرت تعقل است] بلكه از آن كسى است كه سرشت و فطرت آن را چنين آفريده و این را براى سودرسانى و خدمت به مردم در سرشت او قرار داده است. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۳، با کمی تصرف)
مقالات شنبه 17 آبان 1404
امام صادق(ع): آفرينش خفاش كه چيزى ميان آفرينش پرندگان و چهارپايان است، بسيار شگفت و حيرتآور است. البته آفرينش آن به چهارپايان نزديكتر است، زيرا دو گوش بلند، دندان و كرك دارد، بچه مىزايد، بچه شير مىدهد و بول مىكند و هنگامى كه راه مىرود بر چهار دست و پا راه مىرود كه همه اينها با ويژگيهاى پرندگان ناسازگار است.
خفاش از شمار پرندگانى است كه در شب پرواز مىكنند و از حشرات پراكنده در هوا تغذيه مىكنند. برخى پنداشتهاند، خفاش غذايى ندارد و از نسيم تغذيه مىكند. اين از دو روى ناصواب است: ۱) بيرون شدن آلودگى و بول از آن كه جز با تغذيه توجيهپذير نيست. ۲) دندان دارد. اگر خفاش چيزى نمىخورد، داشتن دندان به چه معنى است؟! حال آنكه مىدانيم در آفرينش، هيچ چيز بىحكمت نيست.
اين پرنده براى انسان سودمند است، حتى فضلهاش را [در كار ساختن دارو و...] به كار مىگيرند و از همه چيز مهمتر، آفرينش شگفت [و محيّر العقول] آن است كه بر قدرت آفرينشگر جلّوعلا دلالت دارد و اينكه به خاطر هر مصلحتى كه داند و خواهد، در آنچه كه اراده كند تصرف نمايد. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۲)
مقالات شنبه 10 آبان 1404
مفضل بن عمر گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: آيا مىدانى كه غذاى خفاشها چگونه تأمين مىشود؟ عرض كردم: نه مولاى من! امام فرمود: روزى آنها از انواع پشهها، شاپركها، ملخها و زنبورهايى است كه در هوا پراكندهاند، زيرا اين حشرات و موجودات در همه جاى آسمان وجود دارند.
براى درك اين حقيقت (وجود حشرات در همه جا) مىتوانى شبانگاهان، چراغى را در بالاى بام و يا درون حياط بگذارى و ببينى كه چقدر از اين حشرات به گرد آن جمع مىشوند. اگر اين حشرات در پيرامون چراغ نباشند، از كجا مىآيند؟ اگر كسى بگويد از دشت و صحرا مىآيند، بايد گفت: آیا مىشود اين راه دور را در ساعتى يا لحظهاى بپيمايند؟ وانگهى از آن منطقه دور چگونه چراغى را در درون خانهاى مىبينند و به سوى آن مىشتابند؟ پس اين نشان آن است كه حشرات در همه جاى آسمان پراكندهاند. اين خفاشها نيز هنگامى كه در هوا پرواز مىكنند از آنها تغذيه مىنمايند.
حال بنگر كه چگونه روزى اين پرندگان كه تنها در شب پرواز مىكنند از اين حشرات پراكنده در هوا فراهم مىآيد؟ نيز به [يك راز از اسرار] آفرينش اين حشرات پى ببر. حشراتى كه چه بسا كسانى بپندارند كه زايدند و سودى در آنها نهفته نيست. (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۱۱۱)
مقالات شنبه 3 آبان 1404