امام صادق(ع)، در آخرین فراز از فرمایش خود درباره کارایی فقدان عقل و درک برای نوزاد در هنگام تولد، به مفضل چنین میفرماید:
«حكمتهاى فراوان ديگرى نيز در پس اين امر نهفته است؛ از جمله: اگر كودك در گاه تولد، عقلى كامل داشت و مستقل و خودكفا مىبود، شيرينى فرزنددارى از ميان مىرفت. پدر و مادر به مصالحى كه در تربيت كودك نهفته است نمىرسيدند؛ در نتيجه، تربيت، سرپرستى و رحم و شفقت بر آنان هنگام پيرى بر فرزند لازم نبود. [زيرا پدر و مادر در قبال او زحمتى نكشيدهاند كه او در سن كهنسالى و نياز، به آنان برسد. او از آغاز، مستقل و بىنياز از والدين بوده است].
همچنين با اين فرض، در ميان فرزندان و والدين هيچ پيوند و الفتى حاكم نبود؛ زيرا كودكان از تربيت و سرپرستى پدران بىنياز بودند و از زمان تولد از پدران خويش جدا مىگشتند. او نيز پس از آن، پدر و مادرش را [و خواهر و برادرش را] نمىشناخت و اين عدم شناخت باعث مىشد كه بر سر راه ازدواج با مادر و خواهر و ديگر محارم مانعى پديد نيايد.
و كمترين مفسده و بلكه شنيعترين و قبيحترين زشتى هنگامى است كه چنين طفل هوشمندى، در هنگام تولد بر چيزى نظر افكند كه رخصت اين عمل را از او ستاندهاند و سزاوار نيست كه چنين كند.
آيا نمىبينى كه چگونه هر چيز آفرينش در جاى مناسب خود استوار گشته و در ريز و درشت اجزاى هستى، اندك خلل و ناصوابى پيدا نيست؟» (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۵۱)
مقالات شنبه 1 اردیبهشت 1403
بحث بر سر فواید فقدان عقل و درک نوزاد هنگام تولد است. هفته پیش بخشی از محسّنات این ویژگی کودکان را از زبان حضرت صادق(ع) گفتیم و خواندیم. اینک ادامه فرمایش آن حضرت در این باره را با هم مرور میکنیم:
«همچنین اگر نوزاد، دانا و هوشمند پاى در جهان مىنهاد، از اينكه [آنقدر ناتوان است كه توان راه رفتن ندارد و ناچار] بايد ديگران بر دوشش گيرند، شيرش بنوشانند، در جامهاش بپيچند و در گاهوارش بخوابانند، سخت احساس خوارى و پستى مىكرد. از سوى ديگر او به خاطر ظرافت و طراوت و رطوبت بدن، هيچگاه از اين امور بىنياز نيست [در نتيجه چه بسا در هلاكت مىافتاد و يا رشد روحى و بدنى مناسب نمىكرد.]. همچنين در چنين حالى آن شيرينى، دلبندى و محبوبيت كودكان را نداشت؛ از اين رو آنان در حالى به دنيا مىآيند كه از كار جهان و جهانيان غافلند.
اينان با ذهن ضعيف و شناخت اندك و ناقص خود با همه چيز روبهرو مىشوند، امّا اندكاندك و گامبهگام و در حالتهاى گوناگون بر شناخت و آگاهى آنان افزوده مىشود. كودك، پيوسته چنين كسب شناخت مىكند تا آنكه از مرحله حيرت و سرگشتگى و تأمل، پاى فراتر مىنهد و با كمك عقل و انديشه، قدم در وادى تصرف و تدبير و چارهانديشى معاش و... مىگذارد، از حوادث، پند مىگيرد، اطاعت مىكند و يا در اشتباه و فراموشى و غفلت گناه سقوط مىكند...» (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۴۹)
مقالات شنبه 25 فروردین 1403
معمولا همه ما وقتی سخن از نعمت به میان میآید، داشتن و دانستن را نعمت میدانیم، در حالی که گاه نداشتن یا ندانستن هم میتواند نعمت بزرگی برای انسان باشد! یکی از چیزهایی که بابت نداشتن آن باید شکرگذار خدای متعال باشیم، فقدان عقل و درک هنگام تولد است. نعمتی که احتمالا تا کنون به فکرمان هم نرسیده است! و امام صادق(ع) با ظرافت هرچه تمامتر ابعاد مختلف این نعمت ارزشمند را اینچنین برای مفضل یادآور میشود:
«اگر نوزاد، فهيم و عاقل به دنيا مىآمد، وقت تولد جهان هستى را انكار مىكرد (حیران و متحیّر میگشت) و هنگامى كه با حيوانات، پرندگان و ديگر موجودات غريب روبهرو مىشد و هر ساعت و هر روز پارهاى از اشكال مختلف و شگفت عالم را كه از پيش نديده بود مىديد، هر آينه عقل و انديشهاش سرگشته و گمراه مىگشت. بدان كه اگر عاقلى را به اسيرى از سرزمينى به سرزمين ديگر ببرند - از ديدن شگفتيهاى نامأنوس - همواره واله و سرگشته است و به خلاف كودكى كه در كودكى اسير شود، به سرعت زبان و آداب [آن سرزمين جديد] را فرا نمىگيرد.» (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل، ص۴۹، با اندکی تصرف)
مقالات شنبه 18 فروردین 1403
حضرت صادق(ع) فرمایشات خود به مفضّل را ادامه میدهند تا اینکه این بار مسئله نظم حاکم بر بخشبخش عالم هستی را اینطور مورد اشاره قرار داده و نتیجهگیری میکنند: «اگر چنين تدبير و حكمتى زاييده اهمال و رها بودن امور به حال خود بود، مىبايست از تقدير و هدفمندى نيز اختلال و ناهماهنگى برخيزد! زيرا اين دو ضدّ اهمالاند (و بايد نتيجه آنها نيز با نتايج اهمال همسان نباشد). بىشك چنين سخنى ناشايست و ناصواب و نشانه ناآگاهى و كممايگى گوينده آن است؛ چه هيچگاه در اثر اهمال و بىتدبيرى، درستى و صواب پديد نمىآيد و تضاد نيز نظم و هماهنگى را در پى ندارد. «خداوند چه بسيار منزه و والاتر از گفته ملحدان است (اسراء/۴۳)». (شگفتیهاى آفرينش (ترجمه نجفعلی میرزایی بر توحيد مفضل)، ص۴۹)
حضرت در این عبارت، بهزیبایی منطق پوچ منکران خالق هستی را که مدعیاند نظام آفرینش، بدون ناظم و آفریننده پدید آمده است را محکوم نموده و بیپایگی آن را گوشزد میفرماید. بهراستی چگونه ممکن است اینهمه نظم مدبرانه را در جایجای عالم هستی دید و سرانجام نتیجه گرفت این نظم، ناظمی نداشته؟!
مقالات شنبه 11 فروردین 1403
امام صادق(ع) پس از مسئله بلوغ، رویش مو در صورت مردان را به مفضل یادآور شده و میفرماید: «پس اگر مرد است (پس از بلوغ) مو به روى او مىروياند كه علامت مردان و موجب عزت ايشان است كه به آن از حد طفلان و شباهت زنان بيرون مىرود. و اگر زن باشد رويش را از مو پاك مىنمايد تا حسن و نضارت و طراوتش باقى ماند و موجب ميل مردان به سوى او گردد و به اين جهت نسل انسان منقرض نگردد و نوع ايشان محفوظ باشد.»
حضرت بعد از برشمردن مواردی که تا اینجا به آنها اشاره شد، فایده هر یک از مراحل گذشته در فرآیند رشد نوزاد را اینطور بیان میدارند: «عبرت گير اى مفضل! در اين انواع تدبير كه عليم قدير در اين احوال مختلفه براى ايشان به عمل مىآورد، آيا ممكن است كه اينها بىمدبّرى به عمل آيد؟ اگر خون در رحم به جنين نمىرسيد خشك مىشد مانند گياهى كه از بىآبى خشك شود. و اگر در هنگام كمال او درد زائيدن او را از رحم تنگ بيرون نمىكرد، هميشه در رحم مانند زنده كه در گور باشد، مىماند. و اگر بعد از ولادت، شير از براى او به هم نمىرسيد، يا از گرسنگى ميمرد، يا غذائى مىخورد كه ملايم بدن او نباشد و بدنش به آن اصلاح نيابد. و اگر هنگام احتياج به غذاى غليظ، دندان براى او نمىروئيد، خائیدن (جویدن) غذا او را ممكن نبود و فرو بردن او را دشوار بود و اگر آن شير هميشه غذاى او مىبود، بدنش محكم نمىشد و اعمال شاقه از او به عمل نمىآمد. و ايضا بايست مادر هميشه مشغول تربيت او باشد و از تربيت ساير اولاد بازماند.»
توحید مفضل (ترجمه علامه مجلسی(ره))، ص۶۰
مقالات سهشنبه 29 اسفند 1402
امام صادق(ع) بعد از مسئله شیر خوردن نوزاد، در ادامه به رویش دندانها اشاره نموده و میفرماید: «آنگاه كه (نوزاد) حركت كرد و محتاج شد به غذایى كه در آن صلابتى باشد تا بدنش محكم شود و اعضايش قوت گيرد، مىروياند از براى او دندانهای آسياى خردكننده تا غذا را بجود و برایش نرم شود و بلعیدن غذا برایش آسان گردد. پيوسته حالش اينگونه است تا آنگاه كه پاى در بلوغ نهد.» (توحید مفضل، ص۴۹)
هر بار که صفحات آفرینش انسان را ورق میزنیم و در پیدایش او تفکر و تعمّق میکنیم، بیشتر به این موضوع پی میبریم که خلقت انسان، سرشار از تدبیر و مهندسی است! به وضوح میبینیم خدای حکیم، چگونه برای لحظهلحظه زندگی بشر، تدبیر و برنامهریزی نموده است. آنگاه که به غذا مقوی و هضم و بلع آن نیاز دارد، دندانش میدهد. آنگاه که جویدن برایش مقدور نیست، شیر برایش میفرستد. و هنگامی هم که در رحم است و قادر به بلع نیست، مجرایی به شکمش گشوده و با خون تغذیهاش مینماید!
آری، پروردگار مهربان هیچکجا آفریده نحیف خود را معطل و بیبرنامه رها ننموده است؛ و همه این تدابیر برای آن است که او از رشد و نمو لازم برخوردار شده و چون دارای هیکل و هیبتی شد، مهیای اجرای ماموریت خود در روی کره زمین شود. ماموریتی که احتمالا غیر از خوردن و آشامیدن است...
مقالات یکشنبه 20 اسفند 1402
امام صادق(ع)، این بار طریقه شیر خوردن نوزاد را برای مفضل مورد اشاره قرار میدهد. اینکه نوزاد پس از تولد زبان از دهان بیرون آورده و لبها را در طلب شیر میجنباند تا اینکه مادر او را شیر میدهد و مادامی كه اعضا و جوارح او نرم و ظریف است، به این شیر تغذیه میشود. (توحید مفضل، ص۴۸)
جالب اینجاست، نوزادی که بهتازگی پا به دنیای بیرون از رحم گذاشته، بدون آنکه تا کنون چیزی خورده باشد و بدون آنکه حتی خوردن و آشامیدن کسی را دیده باشد، بهخوبی آگاه است که از امروز باید لب و دهان خود را در جستوجوی غذا به حرکت درآورد و چون مادر او را شیر داد، باید بهوسیله مکش غذای خود را دریافت کند!
اینجا سوالی پیش میآید که قابل تامل است و امیر مؤمنان علی(ع) نیز در خطبه ۱۶۲ نهجالبلاغه به آن سوال اشاره نموده و آن سوال این است: چه کسی هنگام گرفتن شیر، مکیدن به او آموخته؟! او از کجا میداند در این لحظه باید چنین کند؟!
جالب است؛ پیدایش جنین، نمو آن در رحم مادر، تغذیه او از خون و سپس شیر و طریقه خوردن شیر، همه و همه یکپارچه وجود خالق و هدایتگری را فریاد میزنند که گاه همین طفل عاجز و نحیف پس از رشد و بلوغ و جوانی، لب به انکار او میگشاید و سوال میکند: اگر من خالقی داشتهام پس کو نشانههای او؟!! و خداوند نیز در آیه ۴ سوره جاثیه، آفرینش همین بنده مغرور را نشانهای از نشانههای خود معرفی نموده و میفرماید: وَفِی خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آيَاتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (و در آفرينش شما، و جنبندگانی كه در سراسر زمين منتشر ساخته، نشانههایی است برای جمعيتی كه اهل يقينند)
مقالات شنبه 12 اسفند 1402
چنانچه قبلا بیان شد، تغذیه جنین از مواد غذایی موجود در خون مادر ادامه مییابد تا زمانی که بدن نحیف او، آمادگی و مقاومت لازم جهت حضور در دنیای بیرون از رحم را پیدا کند. حال به ادامه فرمایش امام صادق(ع) میپردازیم که به تدبیر خداوند متعال برای تغذیه جنین بعد از تولد اشاره مینماید:
«چون متولد گشت، همان خونى كه غذايش بود، اينك با رنگ و بويى جز آنچه بود و در شكل غذايى ديگر، از پستان مادر سرازير مىشود. اين غذا براى نوزاد سازگارتر از خون است، پس در موقع نیاز به سراغش میآید.» (توحید مفضل، ص۴۸)
آری، آنچه از مواد غذایی که تا پیش از تولد نوزاد از طریق خون مادر به بدنش میرسیده، اکنون پس از تولد، این بار با رنگی جدید، طعمی خوش و بویی مطبوع برای نوزاد تدارک دیده میشود. زیرا مجرایی که نوزاد پیش از این و در شکم مادر از آن تغذیه مینمود (بند ناف) اکنون منقطع گردیده است و از این پس دهان او مجرای دریافت مواد غذایی شده است و چون خون مادهای نیست که با این مجرا سازگاری داشته باشد، خداوند حکیم مواد غذایی درون خون را این بار در قالبی جدید به نام «شیر» به مصرف آفریده جدید خود میرساند.
و چقدر همه چیز سر جای خود است! در رحم، شیری در کار نیست و پس از تولد هم، خونی. چون اگر این دو جابهجا میشدند، دیگر هیچیک به کار نمیآمدند...
مقالات شنبه 5 اسفند 1402
امام صادق(ع) پس از اشاره کلی به نظم و امکانات گرد آمده در عالم توسط خالق هستی، خلقت جنین و تغذیه و تکامل آن در مراحل رشد را به مفضل یادآور شده و میفرمایند:
«ابتدا مىكنم اى مفضّل به ياد كردن خلقت انسان، پس عبرتگير از آن. اول عبرتها تدبيرى است كه حق تعالى در جنين مىفرمايد در رحم در حالى كه او محجوب است در سه ظلمت: تاريكى شكم، تاريكى رحم و تاريكى بچهدان. در هنگامى كه او را چاره نيست در طلب غذایى و نه در دفع اذيتى و بلایى، و نه در جلب منفعتى، و نه در دفع مضرّتى. پس جارى مىشود به سوى او از خون حيض آن مقدار كه غذاى او شود، چنانچه آب غذا مىباشد براى نباتات (گیاهان).» (توحید مفضل، ترجمه علامه مجلسی(ره)، ص۵۸)
وقتی جنینی در رحم مادر پدید میآید، یک موجود زنده است و اگرچه هنوز دستگاه و اندام لازم برای خوردن و آشامیدن را ندارد، اما به هر حال او نیز همانند همه موجودات زنده برای ادامه حیات و رشد نیاز به مواد غذایی دارد. اما چگونه میتوان به او غذا داد؟! او در پس لایههای پوست و گوشت مادر خود محبوس است و در اوج ناتوانی است! علاوهبر این، نه دندانی برای جویدن دارد و نه دستگاهی برای بلع!
در اینجا تدبیر حکیمانه خالق توانا را میبینیم که تمام مواد غذایی مورد نیاز جنین را در این مقطع از زندگی بهوسیله مایعی سرخرنگ به نام «خون» از مادر به جنین میرساند! بیآنکه جنین و حتی مادر در جریان فرآیند قرار بگیرند!!
مقالات شنبه 28 بهمن 1402
امام صادق(ع) در ادامه اشاره به تدبیر خداوند در فرآیند تغذیه جنین در رحم مادر، به مفضل بن عمر میفرمایند: «و پيوسته اين غذا (مواد غذایی موجود در خون مادر) به او مىرسد تا خلتقش تمام مىشود و بدنش مستحكم مىشود، و پوستش قوت سازگاری با هوا را مییابد، و از سردى و گرمى متضرّر نشود، و ديدهاش تاب ديدن روشنایى به هم رساند. چون چنين شد مادرش را درد زایيدن از جا بر مىآورد و او را بىتاب مىكند تا از او متولد مىشود.» (توحید مفضل، ترجمه علامه مجلسی(ره)، ص۵۸)
چنانچه امام صادق(ع) فرمودند، فرآیند تغذیه جنین ادامه مییابد تا زمانی که جثه جنین به رشد کافی و آمادگی لازم برای تماس با دنیای بیرون از رحم برسد. در این هنگام مادر که از حال و روز فرزند درون شکم خود و استحکام اعضا و جوارح او خبری ندارد، به لطف دردی که او را پدید میآید، باری که نه ماه تمام با خود حمل نموده بر زمین گذاشته و فرزند دلبند خود را با دنیایی که تا نه ماه پیش، اثری از او در آن دنیا نبوده روبهرو مینماید.
مقالات دوشنبه 23 بهمن 1402
امام صادق(ع) در ادامه فرمایشات خود به مفضل بن عمر، پس از تصریح بر این که مخلوقات رنگارنگ عالم هستی به جهت مصالح و منافع انسان آفریده شدهاند، هماهنگی و انتظام مخلوقات با یکدیگر را دلیلی آشکار بر وجود خالقی یکتا دانسته و میفرمایند:
مقالات شنبه 7 بهمن 1402
امام صادق(ع) در ادامه فرمایش خود -در تشبیه عالم به بنایی که تمام مایحتاج بندگان در آن گردآمده است- به مفضل بن عمر میفرمایند:
«آسمان همانند سقفی بلند گردانيده شده، و زمين همانند فرشی گسترانيده شده، و ستارگان همچون چراغهايى درخشاناند، و جواهرات همانند ذخایری در آن نهفته شده، و همه چيز در جاى شايسته خود قرار داده شده است، و انسان به منزله كسى است كه اين خانه را به او بخشيدهاند و آنچه در آن هست به او واگذاشتهاند، و انواع گیاهان را براى او مقرر داشتهاند، و انواع حيوانات را به جهت مصالح و منافع او آفريدهاند.» (توحید مفضل (عربی)، ص۴۷)
حضرت در این فراز، ضمن تشبیه اجزای مختلف عالم به یک خانه، این نکته را به مفضل گوشزد میفرمایند که همانگونه که خانه به سقف و چراغ و... نیاز دارد، دنیا نیز از تمام این ملزومات برخوردار است تا بشر برای استقرار در کره خاکی و زندگی در آن با کمبودی مواجه نباشد. در ادامه نیز حضرت تصریح میفرماید که این زمین و آسمان و حیوانات و گیاهان، همگی موهبتهایی هستند که به «انسان» بخشیده شدهاند.
در قرآن کریم نیز به این واقعیت اشاره شده است که زمین و آسمان مسخّر انسان گردیدهاند و پیشتر گفتیم «تسخیر»، به معنى فرمانبردارى و خدمتگزارى موضوع تسخیر شده نسبت به تسخیر کننده است. حال چقدر این واقعیت تکاندهنده است که بفهمیم تمام آنچه در پهنه هستی مشاهده میکنیم، آفریده شده تا مستقیم یا غیرمستقیم در خدمت ما باشد!
از خورشید باعظمت گرفته تا کوچکترین حشرات و حیوانات خشکی و دریا، همه هستی پیدا کردهاند تا در خدمت موجود دیگری باشند به نام «انسان»! اینجاست که باید از خود سوال کرد، اگر همه اینها برای انسان آفریده شدهاند، خود انسان برای چه آفریده شده؟؟ آیا برای اینکه همانند سایر جانداران فقط بخورد و بخوابد در پی خوشیها باشد؟ اگر هدف از آفرینش انسان فقط خوش گذشتن به او بود، ما انسانها چه امتیازی به بقیه جانداران داشتیم؟!
مقالات شنبه 30 دی 1402
«توحید مُفَضَّل» نام کتابی است حاوی فرمایشات امام صادق(ع) درباره بخشهای گوناگونی از حقایق و شگفتیهای آفرینش که آن حضرت این حدیث طولانی را طی چند مجلس به یکی از اصحاب برجسته خود به نام مفضل بن عمر بیان فرمودهاند. در این حدیث شریف، امام صادق(ع) - بهعنوان یک حجت الهی که علم ماکان و مایکون را از ناحیه خود خالق هستی و بهصورت علم لدنی اخذ نموده است - به حد ظرفیت مخاطب، به شگفتیهایی از نظام آفرینش اشاره نموده که شنیدن آنها بیش از پیش، وجود خالق توانا را برای انسان آشکار میسازد.
این فرمایشات حضرت، ضمن استوار نمودن عقاید توحیدی انسان، بسیاری از نعمات الهی را نیز که طی سالهای زندگی، برای بشر عادی و تکراری شده است، مقابل چشمانش آورده و او را به تامّل وا میدارد تا به این طریق، نعماتی که ما همیشه از کنار آنها ساده عبور کردهایم، مورد توجه قرار داده و شکرگزار آنها در پیشگاه آفریدگار مهربان خود باشیم.
حضرت در نخستین بخشهای این حدیث شریف، به کلیت آفرینش هستی اشاره نموده و آن را خانهای دربردارنده تمامی امکانات مورد نیاز بشر معرفی نموده است. سرآغاز این فراز چنین است:
اى مفضل! اول عبرتها و دليلها بر صانع عالم تعالى شأنه، تهيه و نظام اين عالم است و تأليف اجزای آن و گردآوردن آن بر وجه كمال، زيرا كه اگر تأمل كنى در عالم به فكر خود و تميز كنى (تشخیص دهی) به عقل خود، خواهى يافت اين عالم را مانند سرایى كه بنا كردهاند و هر چه بندگان خدا را به آن احتياج است مهيا نمودهاند... (توحید مفضل (ترجمه علامه مجلسی(ره))، ص۵۵ (با اندکی تصرف برای بهروز کردن زبان نگارش))
مقالات یکشنبه 24 دی 1402
زمانی که جنین در رحم مادر شکل میگیرد، نهتنها کمترین ارتباط و تماسی با جهان پیرامون خود ندارد، حتی از هیچ اندام و دستگاهی برای خوردن و آشامیدن نیز برخوردار نیست! اما از آنجا که همین موجود نصفه و نیمه نیز بنده خداست و برای رشد و نموّ خود نیاز به جذب مواد غذایی دارد، آفریدگار مهربان، در همان رحم و زیر لایههای پوست و گوشت بدن مادر، مسئولیت رازقیت خود را برای جنین به نحو احسن به انجام رسانده و از طریق «خون مادر»، آنچه از مواد غذایی مورد نیاز بدن جنین است در اختیارش میگذارد.
جنین از این مرحمت پروردگار در حالی برخوردار میشود که هیچ درخواستی از خالق خود برای آن نکرده است! و اصلا نمیداند غذا چیست که بخواهد درخواستش کند...
مقالات سهشنبه 19 دی 1402
در قرآن مجید آیاتى وجود دارد که تنها با مسئله کرویّت زمین، انطباق و توجیه پیدا میکند، از جمله:
وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذینَ کانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ اْلأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتی بارَکْنا فیها (اعراف/۱۳۷): «به آن جمعیتى که تضعیف شده بودند (و بهصورت اسیران و بردگان در دست ظالمى زندگى میکردند) مشرقها و مغربهاى پر برکت زمین را به ارث دادیم (آنها را وارث ستمگران ساختیم)»
در این آیه که پیروزى بنىاسرائیل را بر فرعونیان بازگو میکند، سخن از «مشرقها» و «مغربها» به میان آمده است و این تعبیر تنها با کرویت زمین میسازد، زیرا روى فرض مسطح بودن، یک مشرق و مغرب بیشتر وجود نخواهد داشت، اما روى فرض کرویت، هر نقطهاى از زمین براى نقاط شرقىتر «مغرب» است و براى نقاط غربىتر «مشرق» مىباشد.
مثلا تهران براى ساکنان مشهد مغرب است و براى ساکنان همدان و کرمانشاه مشرق و به این ترتیب به تعداد نقاط روى زمین مشرق و مغرب داریم و کلمه «مشارق» و «مغارب» با درنظر گرفتن کرویت زمین کاملا صحیح خواهد بود.
اگرچه پیش از ظهور اسلام نیز بعضی دانشمندان نظریه کروی بودن زمین را مطرح کرده بودند، اما خبر دادن پیامبری امّی (ناخوانده و نانوشته) از این ویژگی کره خاکی در کتاب آسمانی آیین خود و بر اساس وحی الهی، آن هم در دورانی که مردم بیاباننیشن حجاز از نسیم علم و دانش آن اعصار بهره چندانی نبرده بودند، نکته قابل تاملی است که نباید بهسادگی از آن عبور کرد.
📖 منبع: قرآن و آخرین پیامبر، ص۱۹۸ (با تصرف و تلخیص)
مقالات شنبه 9 دی 1402
آیا حیات و زندگى مخصوص کره زمین است و تمام کرات جهان بالا غیرمسکونی مىباشند؟ تحقیقات اخیر دانشمندان به ما میگوید: حیات و زندگى مخصوص به کره زمین نیست و شرایط حیات در بسیارى از کرات آسمانى فراهم است.
در کتاب «حیات در جهان» از انتشارات مجله «لایف» چنین میخوانیم: «به طوری که دانمشندان حساب کردهاند، فقط در کهکشان ما ممکن است میلیونها ستاره موجود باشد که سیّارات تابع آنها مسکون (قابل سکونت، دارای ساکن یا ساکنان) باشند.»
قرآن مجید مىفرماید: وَ مِن آیاتِهِ خَلقُ السّماواتِ وَ الاَرضِ وَ ما بَثَّ فیهِما مِن دابَّة وَ هُوَ عَلى جَمعِهِم إِذا یَشاءُ قَدیرٌ (شورى/۲۹): «از نشانههاى خدا، آفرینش آسمانها و زمین و جنبندگانى است که در آنها پراکنده ساخته و او قدرت دارد هر گاه بخواهد همه را جمعآورى نماید.
کلمات «دابة» و «فیهما» صریحاً مىگویند جنبندگان و موجودات زنده منحصر به کره زمین نیستند، بلکه در آسمانها و کرات عالم بالا نیز جنبندگان و موجودات زندهاى وجود دارد.
البته بعضی چنین فرضمى کنند که شرایط حیات در همه جا باید همانند شرایط حیات در کره زمین باشد، در حالى که این یک اشتباه بزرگ است و نیازی نیست شرایط حیات کرات دیگر همانند شرایط زمین باشد.
مثلا فکر کنید اگر ما هرگز حیوانات آبى را ندیده بودیم، شاید یقین پیدا میکردیم که ممکن نیست موجودی در آب زندگى کند، چراکه زندگى در درجه اول نیازمند به هواست و هوا (به ظاهر) در آب وجود ندارد و به این ترتیب چون خود ما بیش از چند لحظه نمىتوانیم در آب بمانیم، خیال میکردیم هر موجود زندهاى باید چنین باشد!
📖 منبع: قرآن و آخرین پیامبر، ص۱۹۳ (با تصرف و تلخیص)
مقالات شنبه 2 دی 1402
یکی دیگر از آیات قرآن کریم که جنبه علمی قرآن کریم را نمایان میسازد، آیه ۱۱ سوره مبارکه فصلت است: ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَ هِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ - سپس به آسمان توجه نمود در حالى که (بهصورت) دودى بود، و به آن و زمین گفت از روى اطاعت یا اکراه بیایید (و به قوانین آفرینش تسلیم شوید) آنها هم گفتند از روى اطاعت آمدیم (و سر بر فرمانیم).
نکته مورد بحث در این آیه این است که مبدأ پیدایش آسمانها را چیزى شبیه «دود» معرفى میکند. این در حالی است که میبینیم دانشمندان مختلف صاحبنظر در حوزه نجوم نیز بدون آنکه اعتقادی به کتاب آسمانی قرآن داشته باشند و صرفا با بررسی مشاهدات خود و تحقیقات علمی به عمل آمده، صدها سال بعد از نزول قرآن کریم، همین دود (یا گاز سوزان) را مبدأ پیدایش سیارات معرفی نمودهاند!
یکی از معروفترین نظریهها، درباره پیدایش منظومه شمسی، نظریه «لاپلاس» است. او در این نظریه میگوید خورشید در ابتدا توده عظیمی از گازهای شعلهور و سوزانی بوده است که در اثر چرخش به دور خود، قطعاتی از آن جدا شده و این قطعات، خودشان تبدیل به دیگر سیارات منظومه شمسی شدهاند.
هرچند قسمتهایى از این نظریه مدتى بعد توسط بعضی دانشمندان همچون «مولتون» و «چمبرلین» در اواخر قرن ۱۹ میلادی مورد انتقاد واقع شد، ولی در همه نظریات مطرح شده، پیدایش کرات از یک توده گاز سوزان پذیرفته شده است و این اصل، مسلّم و مورد قبول محافل علمى جهان مىباشد.
آیه شریفه بالا نیز صریحاً مىگوید: «آسمانها (کرات آسمانى) در آغاز (مانند) دود بودند». توافق این آیه با اکتشافات دانشمندان که چندان از عمر آنها نمىگذرد، نشانه دیگرى از اعجاز علمى قرآن میباشد.
📖 منبع: قرآن و آخرین پیامبر، ص۱۸۸، به نقل از کتاب «نجوم بیتلسکوپ» (با تصرف و تلخیص)
مقالات شنبه 25 آذر 1402
سوره ابراهیم(ع)، آیه ۳۳: وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمسَ وَ القَمَرَ دَائِبَينِ - خورشيد و ماه را كه با برنامه منظمی در كارند به تسخير (خدمت) شما درآورد
در حال بیان خدمات کره ماه به زمین و زمینیان بودیم که به پدیده جزر و مد (که ناشی از نیروی جاذبه ماه بود) رسیدیم و اولین فایده این پدیده که آبیاری سواحل بود را با هم مرور کردیم. حال میخواهیم به دیگر آثار ارزشمند این پدیده بپردازیم:
فایده دوم تولید نیروى برق است، زیرا با بستن سدهایى در برابر مد دریا (بالا رفتن سطح آب)، آب در پشت آنها ذخیره مىگردد و به هنگام جزر (پایین آمدن سطح آب) توربینهایى را مىتوان بهوسیله همین آبها به کار انداخت و برق فراوانى بهدست آورد.
فایده سوم بالا آمدن آب دریا، کمک مؤثرى است که به کشتىها براى نزدیک شدن به سواحل کمعمق میکند و به این ترتیب بسیارى از سواحلى که در حال عادى قابل استفاده براى کشتىها نیستند، قابل استفاده مىشوند.
فایده چهارم: جزر و مد، آب دریاها را بهگونهاى یکنواخت و دائمى به هم مىزند و حرارت آنها را تعدیل و مواد ترکیبى را بهصورت تقریباً یکنواختى در دریاها نگه میدارد و اثر قابل ملاحظهاى در راندن ماهىها بهسوى سواحل و قرار دادن آنها در دسترس انسانها دارد.
اینها قسمتى از خدماتى است که این نیروى محرک عظیم و دائمى به جهان انسانیت مىکند و در واقع این نیرو مسخر انسان و در خدمت اوست و اگر بشر توانایی بیشترى براى استفاده از آن پیدا نماید، مسلماً در آینده استفادههاى فراوانترى از آن خواهد برد.
آری، ماه خدمتگذاری است که هزاران سال است از راهی بسیار دور و به فرمان آفریدگار هستی هر صبح و شام بشریت را از منافع وجودی خود بهرهمند میکند، تا شاید آنها متذکر شوند و از خود سوال کنند، این خدمت و این خدمتگذار برای چیست؟ آیا برای این است که بشر تنها به خواستههای دل خود مشغول و در پی برآورده ساختن آنها باشد؟ آیا این احتمال وجود ندارد که پروردگار ماهآفرین نیز از او خواستههایی داشته باشد؟ آیا هدفی در کار نیست؟!
همچنین بخوانید:
تقویمی طبیعی به نام «ماه»!
ماه و پدیده ارزشمند جزر و مد
آبیاری سواحل دریاها توسط ماه!
📖 منبع: قرآن و آخرین پیامبر، ص۱۸۱ (با تصرف)
مقالات شنبه 11 آذر 1402
سوره ابراهیم(ع)، آیه ۳۳: وَ سَخَّرَ لَكُمُ الشَّمسَ وَ القَمَرَ دَائِبَينِ - خورشيد و ماه را كه با برنامه منظمی در كارند به تسخير (خدمت) شما درآورد
چنانچه هفته گذشته اشاره شد (اینجا)، نیروی جاذبه کره ماه هر روز آبهای آزاد کره زمین را به سمت خود میشکد و در اثر این نیروی جاذبه، پدیده جزر و مد به وقوع میپیوندد. پدیدهای که آثار سودمندی برای زندگی انسان و سایر موجودات با خود به ارمغان میآورد.
نخستین فایده جزر و مد، آبیارى بسیارى از سواحل دریاها و اقیانوسهاست. به این ترتیب که: در تمام نقاطى که رودخانههاى آب شیرین به دریا مىریزند، بر اثر همین جزر و مد در هر شبانه روز دو بار آب این رودخانهها تا شعاع وسیعى چندین متر بالا مىآیند، زیرا مد آب دریا، آبهاى رودخانه را عقب مىراند و به همان نسبت آب در سطح وسیعى روى هم متراکم مىگردد، و بر زمینهاى مجاور کاملا مسلّط میشود.
در همین خوزستان ما نخلستانهاى بسیار وسیع و گسترده با میلیونها نخل به همین وسیله آبیارى مىشوند. نهرهاى کوچکى که در کنار رودخانههاى عظیم کنده شده در یک منطقه وسیع پر از آب شیرین مىگردد و این نهرها که بر زمینهاى مجاور کاملا مسلّط هستند، بهترین و کمخرجترین وسیله آبیارى دائمى براى این زمینها محسوب مىشوند. حتى با سدهاى مخصوصى مىتوان این آبها را ذخیره کرد و از بازگشت آنها بهسوى شط اصلى جلوگیرى به عمل آورد.
این خاصیت در هزاران نهر عظیم که به دریاها و اقیانوسهاى روى زمین میریزند وجود دارد و یک عامل مهم آبیارى محسوب مىگردد.
همچنین بخوانید:
ماه و پدیده ارزشمند جزر و مد
📖 منبع: قرآن و آخرین پیامبر، ص۱۸۰
مقالات شنبه 4 آذر 1402
ماه غیر از روشنایی شب و نمایش تاریخ، خدمت بزرگ دیگرى نیز به ما زمینیان مىکند و آن ایجاد یک نیروى محرّک عظیم به نام «جزر و مد» است.
جزر یعنی پایین رفتن و مد یعنی بالا رفتن سطح آب دریا که این پدیده در اثر نیروی جاذبه ماه رخ میدهد. هرچند جاذبه خورشید نیز در این پدیده بیتاثیر نیست، اما بهدلیل فاصله بسیار زیاد خورشید از زمین، تاثیر جزر و مد خورشید بر زمین به اندازه ماه قابل ملاحظه نیست.
مطابق قانون جاذبه عمومى، ماه و زمین یکدیگر را جذب مىکنند. بنابراین بخشهایی از زمین که در مقابل ماه واقع میشوند، بیشتر از نقاط دیگر در معرض جاذبه ماه قرار میگیرند و به همین دلیل، این بخشهای زمین قدری بهسوی ماه کشیده میشود. این کشیده شدن به سمت ماه، در خشکیها به دلیل استحکام ساختار زمین کمتر حس میشود، اما در دریاها (بهویژه دریاهای آزاد) به دلیل سیال بودن آب و لغزنده بودن آن، کاملا مشهود و قابل ملاحظه است. بنابراین، این آبها به سمت ماه دچار برآمدگی میشوند.
در اثر این خیزش آبها به سمت ماه، سطح آب نقاط ساحلى پائین رفته و بر وسعت سواحل افزوده میشود و این وضعیت ادامه پیدا میکند تا آنکه ماه حرکت کند و به سمت بخش دیگری از زمین برود. این اتفاق هر روز در کره زمین تکرار میشود و دستاوردهای جالب و ارزشمندی را برای انسان به ارمغان میآورد که به یاری خداوند متعال، هفته آینده با این دستاوردها آشنا خواهیم شد. دستاوردهایی که با پیشرفت علم و تکنولوژی، افزایش نیز یافته است!
همچنین بخوانید:
تقویمی طبیعی به نام «ماه»!
مقالات یکشنبه 28 آبان 1402